نگاهي به وضعيت موزه سنندج

نگاهي به وضعيت موزه سنندج:

وضعيت نامطلوب نگهداري اجساد 300 سال قبل از ميلاد در موزه سنندج

ادامه نوشته

سخن سردبیر

سخن سردبیر

عبدالعزیز مولودی

 

مزگينی دا به سروه بای به‌هاری

وا هاته‌وه نه‌وروزی کورده‌واری

 

بهاری دیگر از راه رسید. خوشوقتیم که بنا به وعدة سالیانة انجمن، با برگ سبز دیگری در خدمت اعضا و دوستداران میراث فرهنگی هستیم. در سالی که گذشت فعالیت‌های انجمن با عزمی دیگر ادامه یافت. اگرچه در مجموع در یک حوزه بیشترین تلاش‌های انجمن متمرکز شد، اما به نظر می‌رسد که در این مورد موفقیت‌های قابل توجهی بدست آمد. در سالی که گذشت، کمیتة روناکی که در زمینة توسعة کتابخانه‌های روستایی فعالیت می‌کند، با استفاده از امکانات و فرصتی که به همت انجمن‌های مشابه در سطح ملی فراهم شده است، توانستند در زمینة ایجاد، توسعه و ارتقای چند کتابخانة روستایی گام بردارند و با اراده‌ای راسخ‌تر در صدد ادامة مسیر برآیند. افتتاح کتابخانة عمومی روستای گوک‌تپه مهاباد در ارديبهشت و كتابخانة ژيوار در بهمن‌ماه سال 89 از دست‌آوردهای این حرکت بود. این روند ادامه دارد و طرح‌های جدی (بالغ بر بیست درخواست تأسیس کتابخانة روستایی) در دست اقدام است که با همکاری انجمن حامی در تهران، تحقق آنها در سال جدید نویدبخش فصل تازه‌ای در فعالیت‌های انجمن تلقی می‌شود.

این واقعیت را نیز باید در نظر داشت که کار در این حوزه با توجه به حساسیت‌ها و مشکلات موجود، قدری زمان‌بر و طاقت‌فرسا است. از این روست که بعد از اتمام کار چاپ کتاب دوم ایزیرتو که به یادگارها و آثار تاریخی مهاباد تعلق داشت، هنوز بعد از گذشت یک سال به علت عدم پرداخت هزینه‌های چاپ، برای عرضه به مردم و علاقمندان از چاپخانه ترخیص نشده است. اشکال‌تراشی برخی از نهادها مانند شورای شهر مهاباد در این زمینه موثر بوده است. امیدواریم که در آیندة نزدیک این اثر را بتوانیم در معرض دید علاقمندان قرار دهیم. با اين حال افتخار داريم كه در آستانة سال نو، سومين شمارة زاروك به عنوان هدیه نوروزی كميتة كودكان انجمن ايزيرتو اكنون در دستان علاقمندان است و به چاپ رسید.

تلاش کرده‌ایم که مطالب متنوعی در این ویژه‌نامه مورد بحث قرار گیرد. نظر شما به صورت انتقادی در هر حال راهنمای حرکت ما در آینده خواهد بود. از این رو امیدواریم که با طرح دیدگاه‌های خود، ما را راهنما باشید.

همواره سرزنده و دوستدار باشید.

مقدمه‌ای بر ضرورت توسعة گردشگری در کردستان

مقدمه‌ای بر ضرورت توسعة گردشگری در کردستان

(گفتار نخست)

صمد حاجی‌امینی[1]

پیش گفتار

«گردشگری» بعد از صنعت نفت و خودروسازی به عنوان سومین صنعت بزرگ و متنوع دنیا محسوب می‌شود (J. Lee, 2008). آگاهي جوامع از اينکه گردشگري منبع درآمدي ارزي بسيار مناسب و قابل ملاحظه‌اي در اختيار اقتصاد يک کشور قرار مي‌دهد باعث شده تا مفهومي بسيار گسترده در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي پيدا کرده به عنوان يک صنعت تلقي شود[2] (C.A.Gunn, 2007). علی‌رغم اینکه بسیاری از اندیشمندان با نگاهی محتاطانه بیش از آنکه این صنعت را «عامل توسعه» بدانند، «محرک» و «تسهیل‌کننده» توأمان توسعه اقتصادی-اجتماعی می‌دانند، یافته‌های تحقیقات تطبیقی در کشورهای در حال توسعه مؤید این واقعیت است که گردشگري همواره عامل مهمي براي توسعه اقتصادي بوده است (J.Jafari, 2008).

ادامه نوشته

قصة کتاب و دخترک روستایی

قصة کتاب و دخترک روستایی

مریم پیروتی ـ ربط

 سلام. منم دختر روستا، همزاد چه­چه بلبلان و از اهالی سرزمین سبزه­ها و هم سفرة تنورک­ها. آری منم از سرزمینی پر از بوی نان، از آن جایی­ام پر از هر چیز و اما خالی و دور از نوشته­ها و من می­خواهم برایتان از این دوری بگویم. می­گویم از آنی که با من و روستایم فاصله­ها داشته و دارد،از قصه­هایی حکایت می­کنم که به آن دچارم، از تولد بافتنی­هایی که به آن باور دارم.

ادامه نوشته

انجمن توسـعه فضاهاي آمـوزشي و فـرهنگي (حـامي)

معرفی نهاد همکار

انجمن توسـعه فضاهاي آمـوزشي و فـرهنگي (حـامي)

رضا بابكي‌راد

انجمن حامي در پي نياز کشور به توسعة فضاهاي آموزشي و فرهنگي خاصه در مناطق محروم، توسط تعدادي افرادعلاقمند در سال 1380 با شمارة 13564 در وزارت کشور به ثبت رسيد. انجمن چنانکه در اساسنامة آن قيد گرديده است، تشکلي غير انتفاعي، غير سياسي و غير دولتي است که با هدف توسعه و تجهيز فضاهاي آموزشي و فرهنگي در سراسر ايران زمين (فارغ از مسائل قومي و مذهبي و سياسي) فعاليت مي‌نمايد.

ادامه نوشته

گزارش مراسم گشایش کتابخانة «رووناکی موکریان» روستای گوک‌تپة مهاباد

گزارش مراسم گشایش کتابخانة «رووناکی موکریان» روستای گوک‌تپة مهاباد

پریوش حسینی

عصر روز پنجشنبه‌ 23 اردیبهشت ماه‌ طی مراسمی، کتابخانة «رووناکی موکریان» که‌ به‌ همّت انجمن حمایت از توسعة فضاهای آموزشی و فرهنگی (حامی) از تهران و انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی(ایزیرتو) از بوکان، شورای كتاب کودک و اهالی روستای گوك تپه تأسیس شده‌ بود، با حضور جمعی از روشنفکران، فعالان مدنی و فرهنگی و نیز مردم روستا، در محل کتابخانة روستای گوک‌تپة مهاباد افتتاح شد. پروژة تأسیس و تجهیز کتابخانه‌های روستایی در چند نقطة دیگر مناطق کردنشین از جمله‌ روستای ناچیت بوکان و قلعه‌ رش سردشت از فعالیتهای دیگر این دو سازمان مردم‌نهاد در سال گذشته‌ بوده است.

ادامه نوشته

به بهانة افتتاح كتابخانة ژيوار در اورامانات مريوان‌ـ‌استان كردستان

به بهانة افتتاح كتابخانة ژيوار در اورامانات مريوان‌ـ‌استان كردستان

روابط عمومي انجمن ايزيرتو

 

روز جمعه، مورخة 15/11/1389 كتابخانة روستاي ژيوار در اورامانات شهرستان مريوان در استان كردستان كه به همت انجمن حمايت از توسعة فضاهاي آموزشي (حامي) و انجمن ايزيرتو و جمعي از خيرين مدرسه‌ساز تجهيز شده بود، افتتاح گرديد. متن خبر همين بود. به همين سادگي، ليكن اين اتفاق حاشيه‌ها و جزئيات خوشايندي داشت و براي همراهان ما در اين سفر، خاطرات زيبايي رقم زد. آنچه در پي مي‌آيد گزارشي از سفر همراهان به روستاي ژيوار و برنامة افتتاحية كتابخانة آن است.

ادامه نوشته

نقدی بر کتاب ساوجبلاغ مکری

تاریخ­نویسی عامیانه:

نقدی بر کتاب ساوجبلاغ مکری

یونس قربانی­فر

مقدمه

آقای فریدون حکیم­زاده کتابی دربارة تاریخ مهاباد منتشر نموده­اند که عنوان اصلی آن «ساوجبلاغ مکری» و عنوان فرعی آن «تاریخ مهاباد به روایت اسناد» می­باشد. ظاهراً این دومین کار ایشان پس از انتشار کتابی دربارة تاریخ سردشت، به همین سبک و سیاق، در سال 1383 است. زمان انتشار «تاریخ مهاباد» آقای حکیم­زاده سال 1388 می­باشد؛ این نوشته می­کوشد به بهانة نظری بر این کتاب باب بحثی را دربارة تاریخ­نویسی شهرهای کردستان بگشاید.

ادامه نوشته

از تحقیق تا تخریب

از تحقیق تا تخریب

فریدون حکیم­زاده

مدتی بود در سایت­های اینترنتی مقاله­یی را تحت عنوان «تاریخ­نویسی عامیانه، نقدی بر کتاب ساوجبلاغ مکری» به قلم آقای یونس قربانی­فر می­دیدم. از خواندن آن به­راستی متأسف شدم که چگونه است که قلم به­دستان کرد، روشنفکران کرد با این همه تنهایی و بی­کسی در مواردی اینگونه بدون شناخت بر یکدیگر می­تازند. به بهانة چاپ کتابی یا مقاله­ایی، خدمات صادقانة (دراین موقعیت زمانی) فرد را لگدمال می­کنند و بانگارش انواع تهمت و افترا و زیر سئوال بردن خدمات صادقانة یکدیگر سعی در تخریب افراد دلسوز جامعه می­کنند! اینجانب در مدت 20 سال خدمت فرهنگی، هنری و ادبی خود هرگز به حریم شخصی و حرمت کسی یورش نبرده­ام، هرگز کسی را عامی و بیسواد خطاب ننموده­ام و می­اندیشم این رمز ماندگاری انسان است.

 

ادامه نوشته

نگاهی به منابع تاریخی کلاسیک کرد با معرفی شرفنامة بدلیسی

نگاهی به منابع تاریخی کلاسیک کرد با معرفی شرفنامة بدلیسی

امیر عبدالهی

آثار مکتوب و غیرمکتوب که از گذشتگان به­جای مانده­اند، در واقع تنها پل ارتباطی با گذشتگان هستند. علاوه بر آثار غیرمکتوب که ارزش و اهمیت آنها نیز برای بازشناسی گذشته کم نیست، دسته­ای دیگر از این آثار که می­توان گفت بیشترین سهم را در این باره دارند، آثار مکتوب هستند. آثار غیرمکتوب بی­زبانانی هستند که واقعیت یا در زیر خاک پوسیده آنها پنهان شده یا در مواردی حقیقت را از آن تاراج کرده­اند. اما در مورد منابع مکتوب اگر با چشم بصیرت به آنها نگاه شود، می­توان واقعیت را به درستی در آن دید. در حقیقت منابع مکتوب صاحب زبانانانی هستند که با تحلیل و بازبینی درست فاکت­ها و داده­های آنها می­توانند گذشته را به درستی بازگو کنند. در این جا بحث از ارزش و اهمیت این آثار و مقایسه آنها با هم نیست، بلکه در این جستار برآنیم که به بازکاوی، معرفی و نقد یکی از منابع مکتوب کلاسیک تاریخ کرد بپردازیم.

ادامه نوشته

تاریخ در «مه‌هاباد»

تاریخ در «مه‌هاباد»

رحمت نادری

ماهنامة «مه‌هاباد»، نشریه‌ای اجتماعی، فرهنگی و ادبی است که از فروردین 1380 تاکنون به صورت مستمر (به جز وقفه‌ای کوتاه مدت) در شهرستان مهاباد به مدیر مسئولی و صاحب امتیازی احمد بحری منتشر می‌شود. در شناسنامة مجله تا شمارة 40 سردبیر مجله صلاح‌الدین آشتی (نویسنده و مترجم) به چشم می‌خورد و سپس بعد از جدا شدن ایشان از نشریه، مجله زیر نظر شورای سردبیری اداره می‌شود. در این شورای سردبیری نیز چهره‌های شناخته شده در ادبیات و فرهنگ کردی مانند سواره فتوحی و کمال حه‌سو به چشم می‌خورد. یکی از بخش‌های این نشریه بخش «تاریخ» مجله است که به سیاق دیگر نشریات کردی سعی در مطرح کردن وقایع و جریانات تاریخی و میراث فرهنگی مناطق کردنشین دارد و گاهی نیز از مکانی باستانی یا اثری باستانی یاد می‌کند.

در این نوشتار سعی بر آن شده است با مد نظر قرار دادن مقالات منتشره در مجلة «مه‌هاباد» در زمینه‌های تاریخ به نقد و واکاوی این قسمت از «مه‌هاباد» بپردازیم. در ابتدا ذکر چند نکته ضروری به نظر می‌رسد. مجلة «مه‌هاباد» یک نشریه تخصصی در زمینة تاریخ نیست و البته پرداختن به مسائل تاریخی و بررسی و نقد مقالات منتشره نیز با این دید صورت گرفته است که این نشریه دیگر حوضه‌ها مانند مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مناطق کردنشین را پوشش می‌دهد و بخش تاریخ تنها یک قسمت از این نشریه محسوب می‌شود. در این مقاله تک تک مقالات و یا مقالة خاصی مورد نقد واقع نشده و کلیت قضیه و ماهیت وجودی بخشی به عنوان تاریخ در مجله بیشتر مد نظر بوده و در هر کجا که به مقالة خاصی اشاره شده دلایل آن نیز ذکر گردیده است. از طرفی نقد تک تک مقالات منتشره در این بخش خود جای دیگری می‌طلبد که در این نوشتار مختصر قاعدتاً نمی‌توان انتظار داشت که تمامی آنچه به عنوان«تاریخ» در «مه‌هاباد» منتشر شده است مورد بررسی و نقد قرار گیرد.

 

اسماعیل‌سرخ، سلام، 1388، سفری به سرزمین کرلا در اسناد آشوری (مریوان و دریاچة زریبار و کوه‌های آن)، مهاباد: 98. ص 56-54.

راد، پرویز، 1388، کیله‌شین استوار سنگ بنای تاریخ، مهاباد: 97، ص 50-47.

ادامه نوشته

ایزیرتو 7 ساله شد

گزارش

ایزیرتو 7 ساله شد

هفت سال پیش، همین ایام بود که جمعی پیرامون نامی دیرین گرد هم آمدند و انجمن ایزیرتو را بنا نهادند. از آن زمان تا به امروز، افراد گوناگونی با سلایق و علایقی متفاوت و در مقاطع زمانی مختلفی به این جمع پیوسته­اند، عده­ای به دلایل مختلف این جمع را ترک کرده­اند و بسیاری هنوز عاشقانه هستند و پیگیری­ها و تلاش­هایشان گواه این است که خواهند بود.

هرچه بود، ماجرای دل­های عاشقی بود که گمان می­کردند می­توانند برای مردم­شان، فرهنگ­شان و سرزمین­شان کاری بکنند. آمدند، کوشیدند، گاهی به مشکل خوردند، گاهی کسانی برای­شان آیة یأس خواندند، اما ترک سنگر نکردند که خود از ابتدا می­دانستند قدم در وادیی گذاشته­اند که نه نان دارد و نه نام.

ادامه نوشته

بووكه بارانه: مراسم باران خواهي در كردستان

بووكه بارانه: مراسم باران خواهي در كردستان

مينو سليمي[1]

«بوكه باران» يكي از مراسم­هاي باران­خواهي در كردستان است كه در ايام خشكسالي يا سال­هايي كه ميزان بارندگي آن كم است برگزار مي­شود. بوك به معني عروسك است. دختران نوجوان روستا با استفاده از دو تكه چوب عروسكي ساخته و لباسي از پارچه­هاي رنگي بر تن آن عروسك مي­پوشانند و براي آن سربندي درست مي­كنند. سپس آن عروسك را در دست مي­گيرند و در حالي كه شعر مي­خوانند در كوچه­ها مي­گردند. هنگام عبور «بوكه باران» از كوچه­ها اهالي بر آن عروسك آب مي­پاشند به نيت اين كه باران و گندم در آن سال فراوان باشد. اهالي هدايايي مانند تخم مرغ، پول و يا گردو به دختران مي­دهند. دختران پس از گذراندن بوك «عروسك» از همة كوچه­ها آن را به قبرستان و يا زيارتگاه موجود در روستا مي­برند، سپس آن را مي­سوزانند و يا به آب مي­اندازند و هداياي جمع­آوري شده را بين خود تقسيم مي­كنند. اهالي روستاي هشميز از دهستان ژاورود شرقي، بخش مركزي شهر سنندج در منطقه­اي سرد و خشك در 36 كيلومتري جنوب غرب سنندج به اين عروسك «بووكه چووينه» (bokâ cuwina) گويند و آن عروسک چوبي را در گهواره­اي گذاشته و مي­چرخانند. اين دختران هنگام چرخاندن عروسك در كوچه­ها اشعاري را آواز وار و آهنگين، به صورت دسته جمعي مي­خوانند كه به شرح زير است:

ادامه نوشته

چیت بافی عشایر ایلام

چیت بافی عشایر ایلام[1]

منصور منصوری‌مقدم

مقدمه

فرهنگ بشری دستاوردی عظیم و حاصل همکاری و همیاری تمام ملل و اقوام ساکن زمین است، در این مجموعه هیچ ملتی را هر چند کوچک نمی­توان در این فرهنگ سهیم ندانست ولی به جرأت می­توان گفت که بهرة برخی ملل و اقوام دراین دستاورد بشری بیش از سایرین است، و حاصل آن را می­توان در میزان آثار ادبی، سازه­ها و آثار تاریخی، هنرها و صنایع سنتی و بسیاری دیگر از عناصر فرهنگی دانست. سرزمین ما از معدود کشورهایی است که صنایع و هنرهای دستی بی­شمار آن نظر کارشناسان و گردشگران را به خود جلب کرده است، فراوانی محصولات سنتی مانند گلیم، گبه، فرش، انواع کاشی­کاری، تذهیب، میناکاری و دیگر انواع هنرهای سنتی، گویای این حقیقت است.

ادامه نوشته

گيوه بافي در اورامانات

گيوه بافي در اورامانات

عزیز مصطفایی[1]

مقدمه

فعاليت­هاي كشاورزي و دامداري از منابع درآمد مسلط در غرب ايران به ويژه منطقة اورامانات است، اين نوع شيوة زندگي مواد اوليه، براي ساختن انواع مصنوعات دستي را فراهم مي­كند، اما افرادي كه به اين كار اشتغال دارند به علت طبيعت خاص كارشان فصل يا فصولي از سال را بي­كار مي­مانند و چون در مشاغل ديگر به دلايل گوناگون قادر به فعاليت نيستند،لاجرم براي پركردن اوقات بيكاري فصلي خود و به منظور كسب درآمد بيشتر با استفاده از مواد اولية موجود در منطقه به تهية اشيائي مي­پردازند كه از ويژگي­هاي آن علاوه بر رفع نيازمندي­هاي زندگي، بيانگر خصوصيت هنري آنها و منعكس كنندة انديشه­هاي معنوي و مادي، احساس، روحيه و استعداد توليدكنندگان آنهاست.

ادامه نوشته

ریتم در موسیقی کردی

ریتم در موسیقی کردی

زانیار حسامی[1]

موسيقي كردي یکی از شاخص­ترين و تأثيرگذارترين موسیقی­ها در میان موسیقی ملت­های مختلف است. برخی از پژوهشگران بر اين باورند كه پيدايش موسيقي كردي در راستاي حفظ زبان، ادبيات، فرهنگ و تاريخ كردها بوده است. اين موسيقي را مي­توان از ابعاد مختلفی تقسیم­بندی نمود. مثلاً موسيقي بدون ساز که شامل مواردی همچون هوره، حيران، الله­ويسي و ... كه اصطلاحاً «مقام» نامیده می­شوند و اغلب شرح حال مسائل عاطفي، دلبستگي و مناجات­هايي از سر عشق و نه ترس، هستند.

ادامه نوشته

قنات: میراث زندة تاریخ، پنهان درون خاک

قنات: میراث زندة تاریخ، پنهان درون خاک

گردآوري و ترجمه: كامران جوهري

«سوگند یاد می­كنم به جاری كردن آب خنك در خاك خشك و عمارت راه، سوگند یاد می­كنم به زراعت وكاشتن درخت میوه»(ونديداد ـ زرتشت)

آب و دسترسی به آن از جملة ابتدایی‌ترین نیاز‌های بشر برای ادامة حیات خویش است، لذا ذهن خلاق بشر در طول تاریخ به شیوه‌های گوناگون به کشف راه‌حل‌های بدیع و خلاقانه‌ای برای رفع این نیاز دست یافته است. بنابر مطالعات تاریخی هسته‌های اصلی شکل‌گیری نخستین تمدن‌های بشری در کنار منابع آبی بوده‌اند و از این دست تمدن‌ها می‌توان به تمدن‌های بین‌النهرین و ماوراءالنهر و تمدن‌های حاشیة رودخانه‌های نیل و سند و گنگ اشاره کرد. تنها تمدنی كه به دور از هرگونه رودخانة عظیم شكل گرفت، ایران بود. ایرانیان باستان در چندین هزار سال قبل دست به ابتکار جدیدی زده که آن را قنات یا کهریز نام گذارده‌اند. با این اختراع که در نوع خود در جهان تاکنون بی‌نظیر است، می‌توان مقدار قابل توجهی از آب­های زیرزمینی را جمع­آوری کرد و به سطح زمین رساند، که همانند چشمه‌های طبیعی، آب آن در تمام طول سال بدون هیچ کمکی از درون زمین به سطح آن جاری گردد. کاریز یا قنات به راهی که در زیر زمین کنده شود تا آب از آن جریان یابد می‌گویند. کاریز کانالی است که از دیرباز برای مدیریت آب در زمین می‌ساخته‌اند. رشته چاهی است که از «چاه مادر» سرچشمه می‌گیرد و ممکن است هزارها متر به طول بیانجامد که سرانجام آب این کاریزها برای شرب و کشت و کار به سطح زمین می‌رسند ودر جای معینی‌ به روی زمین می‌آیند. قنات یا كاریز یكی از شگفت‌انگیزترین كارهای دسته­جمعی تاریخ بشری است كه برای رفع یكی از نیازهای مهم و حیاتی جوامع انسانی، یعنی آبرسانی به مناطق كم آب و تأمین آب شرب انسان، حیوان و زراعت و با كار گروهی و مدیریت و برنامه­ریزی به­وجود آمده است. در زمان هخامنشیان، اگر كسی زمین بایری را با احداث قنات آب‌یاری می‌كرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه مالیات معاف بود. در زمان ساسانیان، رسالة مدیگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لایروبی قنات و كاریز و استفادة هوشمندانه از آن، تألیف شده است. در نوشته‌های دانشمندان ایرانی پس از اسلام، به نكته‌ای شایان توجه بر می‌خوریم و آن اینكه بسیاری از دانشمندان ایرانی در دوران اسلامی، هریك به گونه‌ای، به جنبه‌های گوناگون دانش آب‌شناسی پرداخته‌اند.

ادامه نوشته

بررسی آثار فردی - اجتماعی ناشی از انفجار مین

بررسی آثار فردی - اجتماعی ناشی از انفجار مین

(مطالعة موردی: آسیب­دیدگان مین در استان کردستان)[1]

رشید احمدرش[2]

حسین محمدزاده[3]

چکیده

با توجه به شمار قابل توجه آسیب­دیدگان ناشی از مین و پراکندگی جغرافیایی آنها و اثرات متعدد روانی، اجتماعی و اقتصادی وارده بر افراد مصدوم و متقابلاً بر جامعه مورد نظر، از یک سو مسئلة ماهیت اجتماعی پیدا کرده و از سوی دیگر وجود مین­های باقیمانده از جنگ، هزینه­های زیادی را به جامعه تحمیل کرده و از نظر اجتماعی و فردی نیز آسیب­های جدی را متوجه مصدومین و اطرافیان آنها می­کند. در اين بررسي مشخص شد که استان کردستان از استان­های آلوده به مين کشور است که مين در آن افراد، خانواده، محيط زيست، توريسم، کشاورزی و... را مورد آسيب قرار داده است که بطور مستقيم و غير مستقيم بر آينده­گان موثر خواهد شد. در حالت مستقیم آنها با از دست دادن دست و پا، سرپرست خانواده، دوری از طبيعت و مناطق توريستی از این پديده آسيب می­بينند و هزینه­هایی که برای پاکسازی، درمان، آموزش و مراقبت صورت می­گیرد، می­تواند در منابع دیگری سرمایه­گذاری شود. همچنین مشخص شد كه شغل­های و کارهای چون: كار در مخابرات، حفاري، چيدن قارچ، مازوج، قدم زدن، بازي كردن، شكار، عيادت، جمع‌آوري آهن پاره، جمع‌آوري هيزم، تهية چاي از جمله مواردي بودند كه افراد به دنبال انجام آنها، دچار آسيب شده‌اند. همچنین معلوم شد كه حيوانات اهلي و وحشي در امان نبوده و مين به آنها آسيب مي‌رساند. اغلب افراد آسيب ديده داراي مشكلات عديدة‌ جسمی، خانوادگي، تحصیلی، شغلی، اجتماعی، اقتصادی هستند.

ادامه نوشته

بوکان و توسعة فرهنگی

بوکان و توسعة فرهنگی

 عبدالعزیز مولودی

 مسئله توسعه به عنوان پدیده­ای چند بعدی در دوران ما، هدفی است که همة نظام­ها و کشورهای جهان آن را از طریق برنامه­ریزی­های کوتاه، میان و بلند مدت دنبال می­کنند. مفهوم توسعة فرهنگی دارای ویژگی­هایی است که بار معنایی دو مفهوم توسعه و فرهنگ را یکجا بر دوش می­کشد. جامعه پدیده­ای فرهنگی است که بر اثر عمل معنادار انسان به­وجود می­آید. انسان موجودی فرهنگی است و به آفرینش فرهنگ و عناصر آن در جامعه می­پردازد و خواسته­های ابتدایی و پیچیدة خود را در آن پاسخ می­دهد یا می­جوید.

ادامه نوشته

جايي براي پرورش خلاقانة کودکان (3)

جايي براي پرورش خلاقانة کودکان (3)

راه‌هاي ايجاد انگيزه

سعيد حسن­زاده

تقريباً روشن است كه اغلب كودكان براي اينكه بهترين كار هنري خود را به­وجود آورند به پديده‌هاي خاصي از نوع تحريك و انگيزه نیازدارند.

الهام يا محركي كه موجب بيان هنري كودك مي‌شود، از مشاهدات در محیط خانه، جامعه، زمين بازي، سفرها و بازديد از موزه‌ها، باغ وحش، پارك‌ها و بناهاي تاريخي يا از تلويزيون، كتاب‌ها و مجلات نشأت مي‌گيرد. اما مسئوليت فعال نمودن اين مشاهدات و انگيزه دادن به آن‌ها كه كودك را به بيان هنري برانگيزد به عهدة يك معلم آگاه است.

او بايد آماده باشد تا میزان دانش كودك و يادآوري او را به خاطر تأكيد روي مفاهيم غني‌تر و محتواي قوي‌تر موجود در تجربه بالاتر ببرد و طراحي چگونه ديدن و فكر كردن را تشويق نمايد. مسئلة مهم انديشيدن و فكر كردن است.

ادامه نوشته

در جستجوي ايزيرتوي باستان!

در جستجوي ايزيرتوي باستان!

نقدی بر مقالة «قلایچی بوکان، ایزیرتو نیست»

یوسف حسن­زاده

مقاله‌ای از همشهری و دوست گرامی، طه زبردست، به دستم رسید که قدری از عنوان آن متعجب و از محتوای آن انگشت به دهان ماندم.[1] متعجب از آنکه نگارندة آن مطلب را از چند سال پیش می‌شناسم و میزان دانش وی را در خصوص این محوطه آگاه بودم ـ و البته محتوای مطالبش نیز مرا بیشتر مطمئن نمود ـ و انگشت به دهان از آن سوی که در مورد تخصصی‌ترین مباحث علم زبان‌شناسی اظهار نظر کرده بود، آن هم زبانی به پیچیدگی زبان آرامی کهن. زبردست معلم مقطع راهنمایی که مربی پرورشی دانش‌آموزان است و واحد تاریخ نیز درس می‌دهد. معلمی علاقمند که دوست می‌داشت تاریخ را کمی جذاب‌تر به شاگردانش بشناساند و حتی برای این مسئله مطالعاتی نیز در مورد قلایچی انجام داده بود و مولاژ آجرهای قلایچی را نیز برای آشنایی بیشتر دانش‌آموزانش تهیه کرده بود و اتفاقاً آشنایی ما هم در جریان همین جستجوی ایشان در خصوص منابع و مقالات منتشره در خصوص محوطة قلایچی در دفتر انجمن ایزیرتو اتفاق افتاد. البته آرزو می‌کردم که ایشان مقاله‌اشان را در نشریة تخصصی‌تری چاپ می‌کردند تا راحت‌تر پاسخ می‌دادم و نگران استفاده از اصطلاحات تخصصی ناآشنا نمی‌بودم، با این همه، نکاتی را جهت اطلاع خوانندگان آن مقاله از واقعیات علمی این مبحث ارائه می‌کنم.

ادامه نوشته