نگاهي به وضعيت موزه سنندج
نگاهي به وضعيت موزه سنندج:
وضعيت نامطلوب نگهداري اجساد 300 سال قبل از ميلاد در موزه سنندج

نگاهي به وضعيت موزه سنندج:
وضعيت نامطلوب نگهداري اجساد 300 سال قبل از ميلاد در موزه سنندج

سخن سردبیر
عبدالعزیز مولودی
مزگينی دا به سروه بای بههاری
وا هاتهوه نهوروزی کوردهواری
بهاری دیگر از راه رسید. خوشوقتیم که بنا به وعدة سالیانة انجمن، با برگ سبز دیگری در خدمت اعضا و دوستداران میراث فرهنگی هستیم. در سالی که گذشت فعالیتهای انجمن با عزمی دیگر ادامه یافت. اگرچه در مجموع در یک حوزه بیشترین تلاشهای انجمن متمرکز شد، اما به نظر میرسد که در این مورد موفقیتهای قابل توجهی بدست آمد. در سالی که گذشت، کمیتة روناکی که در زمینة توسعة کتابخانههای روستایی فعالیت میکند، با استفاده از امکانات و فرصتی که به همت انجمنهای مشابه در سطح ملی فراهم شده است، توانستند در زمینة ایجاد، توسعه و ارتقای چند کتابخانة روستایی گام بردارند و با ارادهای راسختر در صدد ادامة مسیر برآیند. افتتاح کتابخانة عمومی روستای گوکتپه مهاباد در ارديبهشت و كتابخانة ژيوار در بهمنماه سال 89 از دستآوردهای این حرکت بود. این روند ادامه دارد و طرحهای جدی (بالغ بر بیست درخواست تأسیس کتابخانة روستایی) در دست اقدام است که با همکاری انجمن حامی در تهران، تحقق آنها در سال جدید نویدبخش فصل تازهای در فعالیتهای انجمن تلقی میشود.
این واقعیت را نیز باید در نظر داشت که کار در این حوزه با توجه به حساسیتها و مشکلات موجود، قدری زمانبر و طاقتفرسا است. از این روست که بعد از اتمام کار چاپ کتاب دوم ایزیرتو که به یادگارها و آثار تاریخی مهاباد تعلق داشت، هنوز بعد از گذشت یک سال به علت عدم پرداخت هزینههای چاپ، برای عرضه به مردم و علاقمندان از چاپخانه ترخیص نشده است. اشکالتراشی برخی از نهادها مانند شورای شهر مهاباد در این زمینه موثر بوده است. امیدواریم که در آیندة نزدیک این اثر را بتوانیم در معرض دید علاقمندان قرار دهیم. با اين حال افتخار داريم كه در آستانة سال نو، سومين شمارة زاروك به عنوان هدیه نوروزی كميتة كودكان انجمن ايزيرتو اكنون در دستان علاقمندان است و به چاپ رسید.
تلاش کردهایم که مطالب متنوعی در این ویژهنامه مورد بحث قرار گیرد. نظر شما به صورت انتقادی در هر حال راهنمای حرکت ما در آینده خواهد بود. از این رو امیدواریم که با طرح دیدگاههای خود، ما را راهنما باشید.
مقدمهای بر ضرورت توسعة گردشگری در کردستان
(گفتار نخست)
صمد حاجیامینی[1]
پیش گفتار
«گردشگری» بعد از صنعت نفت و خودروسازی به عنوان سومین صنعت بزرگ و متنوع دنیا محسوب میشود (J. Lee, 2008). آگاهي جوامع از اينکه گردشگري منبع درآمدي ارزي بسيار مناسب و قابل ملاحظهاي در اختيار اقتصاد يک کشور قرار ميدهد باعث شده تا مفهومي بسيار گسترده در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي پيدا کرده به عنوان يک صنعت تلقي شود[2] (C.A.Gunn, 2007). علیرغم اینکه بسیاری از اندیشمندان با نگاهی محتاطانه بیش از آنکه این صنعت را «عامل توسعه» بدانند، «محرک» و «تسهیلکننده» توأمان توسعه اقتصادی-اجتماعی میدانند، یافتههای تحقیقات تطبیقی در کشورهای در حال توسعه مؤید این واقعیت است که گردشگري همواره عامل مهمي براي توسعه اقتصادي بوده است (J.Jafari, 2008).
قصة کتاب و دخترک روستایی
مریم پیروتی ـ ربط
سلام. منم دختر روستا، همزاد چهچه بلبلان و از اهالی سرزمین سبزهها و هم سفرة تنورکها. آری منم از سرزمینی پر از بوی نان، از آن جاییام پر از هر چیز و اما خالی و دور از نوشتهها و من میخواهم برایتان از این دوری بگویم. میگویم از آنی که با من و روستایم فاصلهها داشته و دارد،از قصههایی حکایت میکنم که به آن دچارم، از تولد بافتنیهایی که به آن باور دارم.
معرفی نهاد همکار
انجمن توسـعه فضاهاي آمـوزشي و فـرهنگي (حـامي)
رضا بابكيراد
انجمن حامي در پي نياز کشور به توسعة فضاهاي آموزشي و فرهنگي خاصه در مناطق محروم، توسط تعدادي افرادعلاقمند در سال 1380 با شمارة 13564 در وزارت کشور به ثبت رسيد. انجمن چنانکه در اساسنامة آن قيد گرديده است، تشکلي غير انتفاعي، غير سياسي و غير دولتي است که با هدف توسعه و تجهيز فضاهاي آموزشي و فرهنگي در سراسر ايران زمين (فارغ از مسائل قومي و مذهبي و سياسي) فعاليت مينمايد.
گزارش مراسم گشایش کتابخانة «رووناکی موکریان» روستای گوکتپة مهاباد
پریوش حسینی
عصر روز پنجشنبه 23 اردیبهشت ماه طی مراسمی، کتابخانة «رووناکی موکریان» که به همّت انجمن حمایت از توسعة فضاهای آموزشی و فرهنگی (حامی) از تهران و انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی(ایزیرتو) از بوکان، شورای كتاب کودک و اهالی روستای گوك تپه تأسیس شده بود، با حضور جمعی از روشنفکران، فعالان مدنی و فرهنگی و نیز مردم روستا، در محل کتابخانة روستای گوکتپة مهاباد افتتاح شد. پروژة تأسیس و تجهیز کتابخانههای روستایی در چند نقطة دیگر مناطق کردنشین از جمله روستای ناچیت بوکان و قلعه رش سردشت از فعالیتهای دیگر این دو سازمان مردمنهاد در سال گذشته بوده است.
به بهانة افتتاح كتابخانة ژيوار در اورامانات مريوانـاستان كردستان
روابط عمومي انجمن ايزيرتو
روز جمعه، مورخة 15/11/1389 كتابخانة روستاي ژيوار در اورامانات شهرستان مريوان در استان كردستان كه به همت انجمن حمايت از توسعة فضاهاي آموزشي (حامي) و انجمن ايزيرتو و جمعي از خيرين مدرسهساز تجهيز شده بود، افتتاح گرديد. متن خبر همين بود. به همين سادگي، ليكن اين اتفاق حاشيهها و جزئيات خوشايندي داشت و براي همراهان ما در اين سفر، خاطرات زيبايي رقم زد. آنچه در پي ميآيد گزارشي از سفر همراهان به روستاي ژيوار و برنامة افتتاحية كتابخانة آن است.
تاریخنویسی عامیانه:
نقدی بر کتاب ساوجبلاغ مکری
یونس قربانیفر
مقدمه
آقای فریدون حکیمزاده کتابی دربارة تاریخ مهاباد منتشر نمودهاند که عنوان اصلی آن «ساوجبلاغ مکری» و عنوان فرعی آن «تاریخ مهاباد به روایت اسناد» میباشد. ظاهراً این دومین کار ایشان پس از انتشار کتابی دربارة تاریخ سردشت، به همین سبک و سیاق، در سال 1383 است. زمان انتشار «تاریخ مهاباد» آقای حکیمزاده سال 1388 میباشد؛ این نوشته میکوشد به بهانة نظری بر این کتاب باب بحثی را دربارة تاریخنویسی شهرهای کردستان بگشاید.
از تحقیق تا تخریب
فریدون حکیمزاده
مدتی بود در سایتهای اینترنتی مقالهیی را تحت عنوان «تاریخنویسی عامیانه، نقدی بر کتاب ساوجبلاغ مکری» به قلم آقای یونس قربانیفر میدیدم. از خواندن آن بهراستی متأسف شدم که چگونه است که قلم بهدستان کرد، روشنفکران کرد با این همه تنهایی و بیکسی در مواردی اینگونه بدون شناخت بر یکدیگر میتازند. به بهانة چاپ کتابی یا مقالهایی، خدمات صادقانة (دراین موقعیت زمانی) فرد را لگدمال میکنند و بانگارش انواع تهمت و افترا و زیر سئوال بردن خدمات صادقانة یکدیگر سعی در تخریب افراد دلسوز جامعه میکنند! اینجانب در مدت 20 سال خدمت فرهنگی، هنری و ادبی خود هرگز به حریم شخصی و حرمت کسی یورش نبردهام، هرگز کسی را عامی و بیسواد خطاب ننمودهام و میاندیشم این رمز ماندگاری انسان است.
نگاهی به منابع تاریخی کلاسیک کرد با معرفی شرفنامة بدلیسی
امیر عبدالهی
آثار مکتوب و غیرمکتوب که از گذشتگان بهجای ماندهاند، در واقع تنها پل ارتباطی با گذشتگان هستند. علاوه بر آثار غیرمکتوب که ارزش و اهمیت آنها نیز برای بازشناسی گذشته کم نیست، دستهای دیگر از این آثار که میتوان گفت بیشترین سهم را در این باره دارند، آثار مکتوب هستند. آثار غیرمکتوب بیزبانانی هستند که واقعیت یا در زیر خاک پوسیده آنها پنهان شده یا در مواردی حقیقت را از آن تاراج کردهاند. اما در مورد منابع مکتوب اگر با چشم بصیرت به آنها نگاه شود، میتوان واقعیت را به درستی در آن دید. در حقیقت منابع مکتوب صاحب زبانانانی هستند که با تحلیل و بازبینی درست فاکتها و دادههای آنها میتوانند گذشته را به درستی بازگو کنند. در این جا بحث از ارزش و اهمیت این آثار و مقایسه آنها با هم نیست، بلکه در این جستار برآنیم که به بازکاوی، معرفی و نقد یکی از منابع مکتوب کلاسیک تاریخ کرد بپردازیم.
تاریخ در «مههاباد»
رحمت نادری
ماهنامة «مههاباد»، نشریهای اجتماعی، فرهنگی و ادبی است که از فروردین 1380 تاکنون به صورت مستمر (به جز وقفهای کوتاه مدت) در شهرستان مهاباد به مدیر مسئولی و صاحب امتیازی احمد بحری منتشر میشود. در شناسنامة مجله تا شمارة 40 سردبیر مجله صلاحالدین آشتی (نویسنده و مترجم) به چشم میخورد و سپس بعد از جدا شدن ایشان از نشریه، مجله زیر نظر شورای سردبیری اداره میشود. در این شورای سردبیری نیز چهرههای شناخته شده در ادبیات و فرهنگ کردی مانند سواره فتوحی و کمال حهسو به چشم میخورد. یکی از بخشهای این نشریه بخش «تاریخ» مجله است که به سیاق دیگر نشریات کردی سعی در مطرح کردن وقایع و جریانات تاریخی و میراث فرهنگی مناطق کردنشین دارد و گاهی نیز از مکانی باستانی یا اثری باستانی یاد میکند.
در این نوشتار سعی بر آن شده است با مد نظر قرار دادن مقالات منتشره در مجلة «مههاباد» در زمینههای تاریخ به نقد و واکاوی این قسمت از «مههاباد» بپردازیم. در ابتدا ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد. مجلة «مههاباد» یک نشریه تخصصی در زمینة تاریخ نیست و البته پرداختن به مسائل تاریخی و بررسی و نقد مقالات منتشره نیز با این دید صورت گرفته است که این نشریه دیگر حوضهها مانند مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مناطق کردنشین را پوشش میدهد و بخش تاریخ تنها یک قسمت از این نشریه محسوب میشود. در این مقاله تک تک مقالات و یا مقالة خاصی مورد نقد واقع نشده و کلیت قضیه و ماهیت وجودی بخشی به عنوان تاریخ در مجله بیشتر مد نظر بوده و در هر کجا که به مقالة خاصی اشاره شده دلایل آن نیز ذکر گردیده است. از طرفی نقد تک تک مقالات منتشره در این بخش خود جای دیگری میطلبد که در این نوشتار مختصر قاعدتاً نمیتوان انتظار داشت که تمامی آنچه به عنوان«تاریخ» در «مههاباد» منتشر شده است مورد بررسی و نقد قرار گیرد.
اسماعیلسرخ، سلام، 1388، سفری به سرزمین کرلا در اسناد آشوری (مریوان و دریاچة زریبار و کوههای آن)، مهاباد: 98. ص 56-54.
راد، پرویز، 1388، کیلهشین استوار سنگ بنای تاریخ، مهاباد: 97، ص 50-47.
گزارش
ایزیرتو 7 ساله شد
هفت سال پیش، همین ایام بود که جمعی پیرامون نامی دیرین گرد هم آمدند و انجمن ایزیرتو را بنا نهادند. از آن زمان تا به امروز، افراد گوناگونی با سلایق و علایقی متفاوت و در مقاطع زمانی مختلفی به این جمع پیوستهاند، عدهای به دلایل مختلف این جمع را ترک کردهاند و بسیاری هنوز عاشقانه هستند و پیگیریها و تلاشهایشان گواه این است که خواهند بود.
هرچه بود، ماجرای دلهای عاشقی بود که گمان میکردند میتوانند برای مردمشان، فرهنگشان و سرزمینشان کاری بکنند. آمدند، کوشیدند، گاهی به مشکل خوردند، گاهی کسانی برایشان آیة یأس خواندند، اما ترک سنگر نکردند که خود از ابتدا میدانستند قدم در وادیی گذاشتهاند که نه نان دارد و نه نام.
بووكه بارانه: مراسم باران خواهي در كردستان
مينو سليمي[1]
«بوكه باران» يكي از مراسمهاي بارانخواهي در كردستان است كه در ايام خشكسالي يا سالهايي كه ميزان بارندگي آن كم است برگزار ميشود. بوك به معني عروسك است. دختران نوجوان روستا با استفاده از دو تكه چوب عروسكي ساخته و لباسي از پارچههاي رنگي بر تن آن عروسك ميپوشانند و براي آن سربندي درست ميكنند. سپس آن عروسك را در دست ميگيرند و در حالي كه شعر ميخوانند در كوچهها ميگردند. هنگام عبور «بوكه باران» از كوچهها اهالي بر آن عروسك آب ميپاشند به نيت اين كه باران و گندم در آن سال فراوان باشد. اهالي هدايايي مانند تخم مرغ، پول و يا گردو به دختران ميدهند. دختران پس از گذراندن بوك «عروسك» از همة كوچهها آن را به قبرستان و يا زيارتگاه موجود در روستا ميبرند، سپس آن را ميسوزانند و يا به آب مياندازند و هداياي جمعآوري شده را بين خود تقسيم ميكنند. اهالي روستاي هشميز از دهستان ژاورود شرقي، بخش مركزي شهر سنندج در منطقهاي سرد و خشك در 36 كيلومتري جنوب غرب سنندج به اين عروسك «بووكه چووينه» (bokâ cuwina) گويند و آن عروسک چوبي را در گهوارهاي گذاشته و ميچرخانند. اين دختران هنگام چرخاندن عروسك در كوچهها اشعاري را آواز وار و آهنگين، به صورت دسته جمعي ميخوانند كه به شرح زير است:
چیت بافی عشایر ایلام[1]
منصور منصوریمقدم
مقدمه
فرهنگ بشری دستاوردی عظیم و حاصل همکاری و همیاری تمام ملل و اقوام ساکن زمین است، در این مجموعه هیچ ملتی را هر چند کوچک نمیتوان در این فرهنگ سهیم ندانست ولی به جرأت میتوان گفت که بهرة برخی ملل و اقوام دراین دستاورد بشری بیش از سایرین است، و حاصل آن را میتوان در میزان آثار ادبی، سازهها و آثار تاریخی، هنرها و صنایع سنتی و بسیاری دیگر از عناصر فرهنگی دانست. سرزمین ما از معدود کشورهایی است که صنایع و هنرهای دستی بیشمار آن نظر کارشناسان و گردشگران را به خود جلب کرده است، فراوانی محصولات سنتی مانند گلیم، گبه، فرش، انواع کاشیکاری، تذهیب، میناکاری و دیگر انواع هنرهای سنتی، گویای این حقیقت است.
گيوه بافي در اورامانات
عزیز مصطفایی[1]
مقدمه
فعاليتهاي كشاورزي و دامداري از منابع درآمد مسلط در غرب ايران به ويژه منطقة اورامانات است، اين نوع شيوة زندگي مواد اوليه، براي ساختن انواع مصنوعات دستي را فراهم ميكند، اما افرادي كه به اين كار اشتغال دارند به علت طبيعت خاص كارشان فصل يا فصولي از سال را بيكار ميمانند و چون در مشاغل ديگر به دلايل گوناگون قادر به فعاليت نيستند،لاجرم براي پركردن اوقات بيكاري فصلي خود و به منظور كسب درآمد بيشتر با استفاده از مواد اولية موجود در منطقه به تهية اشيائي ميپردازند كه از ويژگيهاي آن علاوه بر رفع نيازمنديهاي زندگي، بيانگر خصوصيت هنري آنها و منعكس كنندة انديشههاي معنوي و مادي، احساس، روحيه و استعداد توليدكنندگان آنهاست.
ریتم در موسیقی کردی
زانیار حسامی[1]
موسيقي كردي یکی از شاخصترين و تأثيرگذارترين موسیقیها در میان موسیقی ملتهای مختلف است. برخی از پژوهشگران بر اين باورند كه پيدايش موسيقي كردي در راستاي حفظ زبان، ادبيات، فرهنگ و تاريخ كردها بوده است. اين موسيقي را ميتوان از ابعاد مختلفی تقسیمبندی نمود. مثلاً موسيقي بدون ساز که شامل مواردی همچون هوره، حيران، اللهويسي و ... كه اصطلاحاً «مقام» نامیده میشوند و اغلب شرح حال مسائل عاطفي، دلبستگي و مناجاتهايي از سر عشق و نه ترس، هستند.
قنات: میراث زندة تاریخ، پنهان درون خاک
گردآوري و ترجمه: كامران جوهري
«سوگند یاد میكنم به جاری كردن آب خنك در خاك خشك و عمارت راه، سوگند یاد میكنم به زراعت وكاشتن درخت میوه»(ونديداد ـ زرتشت)
آب و دسترسی به آن از جملة ابتداییترین نیازهای بشر برای ادامة حیات خویش است، لذا ذهن خلاق بشر در طول تاریخ به شیوههای گوناگون به کشف راهحلهای بدیع و خلاقانهای برای رفع این نیاز دست یافته است. بنابر مطالعات تاریخی هستههای اصلی شکلگیری نخستین تمدنهای بشری در کنار منابع آبی بودهاند و از این دست تمدنها میتوان به تمدنهای بینالنهرین و ماوراءالنهر و تمدنهای حاشیة رودخانههای نیل و سند و گنگ اشاره کرد. تنها تمدنی كه به دور از هرگونه رودخانة عظیم شكل گرفت، ایران بود. ایرانیان باستان در چندین هزار سال قبل دست به ابتکار جدیدی زده که آن را قنات یا کهریز نام گذاردهاند. با این اختراع که در نوع خود در جهان تاکنون بینظیر است، میتوان مقدار قابل توجهی از آبهای زیرزمینی را جمعآوری کرد و به سطح زمین رساند، که همانند چشمههای طبیعی، آب آن در تمام طول سال بدون هیچ کمکی از درون زمین به سطح آن جاری گردد. کاریز یا قنات به راهی که در زیر زمین کنده شود تا آب از آن جریان یابد میگویند. کاریز کانالی است که از دیرباز برای مدیریت آب در زمین میساختهاند. رشته چاهی است که از «چاه مادر» سرچشمه میگیرد و ممکن است هزارها متر به طول بیانجامد که سرانجام آب این کاریزها برای شرب و کشت و کار به سطح زمین میرسند ودر جای معینی به روی زمین میآیند. قنات یا كاریز یكی از شگفتانگیزترین كارهای دستهجمعی تاریخ بشری است كه برای رفع یكی از نیازهای مهم و حیاتی جوامع انسانی، یعنی آبرسانی به مناطق كم آب و تأمین آب شرب انسان، حیوان و زراعت و با كار گروهی و مدیریت و برنامهریزی بهوجود آمده است. در زمان هخامنشیان، اگر كسی زمین بایری را با احداث قنات آبیاری میكرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه مالیات معاف بود. در زمان ساسانیان، رسالة مدیگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لایروبی قنات و كاریز و استفادة هوشمندانه از آن، تألیف شده است. در نوشتههای دانشمندان ایرانی پس از اسلام، به نكتهای شایان توجه بر میخوریم و آن اینكه بسیاری از دانشمندان ایرانی در دوران اسلامی، هریك به گونهای، به جنبههای گوناگون دانش آبشناسی پرداختهاند.
بررسی آثار فردی - اجتماعی ناشی از انفجار مین
(مطالعة موردی: آسیبدیدگان مین در استان کردستان)[1]
رشید احمدرش[2]
حسین محمدزاده[3]
چکیده
با توجه به شمار قابل توجه آسیبدیدگان ناشی از مین و پراکندگی جغرافیایی آنها و اثرات متعدد روانی، اجتماعی و اقتصادی وارده بر افراد مصدوم و متقابلاً بر جامعه مورد نظر، از یک سو مسئلة ماهیت اجتماعی پیدا کرده و از سوی دیگر وجود مینهای باقیمانده از جنگ، هزینههای زیادی را به جامعه تحمیل کرده و از نظر اجتماعی و فردی نیز آسیبهای جدی را متوجه مصدومین و اطرافیان آنها میکند. در اين بررسي مشخص شد که استان کردستان از استانهای آلوده به مين کشور است که مين در آن افراد، خانواده، محيط زيست، توريسم، کشاورزی و... را مورد آسيب قرار داده است که بطور مستقيم و غير مستقيم بر آيندهگان موثر خواهد شد. در حالت مستقیم آنها با از دست دادن دست و پا، سرپرست خانواده، دوری از طبيعت و مناطق توريستی از این پديده آسيب میبينند و هزینههایی که برای پاکسازی، درمان، آموزش و مراقبت صورت میگیرد، میتواند در منابع دیگری سرمایهگذاری شود. همچنین مشخص شد كه شغلهای و کارهای چون: كار در مخابرات، حفاري، چيدن قارچ، مازوج، قدم زدن، بازي كردن، شكار، عيادت، جمعآوري آهن پاره، جمعآوري هيزم، تهية چاي از جمله مواردي بودند كه افراد به دنبال انجام آنها، دچار آسيب شدهاند. همچنین معلوم شد كه حيوانات اهلي و وحشي در امان نبوده و مين به آنها آسيب ميرساند. اغلب افراد آسيب ديده داراي مشكلات عديدة جسمی، خانوادگي، تحصیلی، شغلی، اجتماعی، اقتصادی هستند.
بوکان و توسعة فرهنگی
عبدالعزیز مولودی
مسئله توسعه به عنوان پدیدهای چند بعدی در دوران ما، هدفی است که همة نظامها و کشورهای جهان آن را از طریق برنامهریزیهای کوتاه، میان و بلند مدت دنبال میکنند. مفهوم توسعة فرهنگی دارای ویژگیهایی است که بار معنایی دو مفهوم توسعه و فرهنگ را یکجا بر دوش میکشد. جامعه پدیدهای فرهنگی است که بر اثر عمل معنادار انسان بهوجود میآید. انسان موجودی فرهنگی است و به آفرینش فرهنگ و عناصر آن در جامعه میپردازد و خواستههای ابتدایی و پیچیدة خود را در آن پاسخ میدهد یا میجوید.
جايي براي پرورش خلاقانة کودکان (3)
راههاي ايجاد انگيزه
سعيد حسنزاده
تقريباً روشن است كه اغلب كودكان براي اينكه بهترين كار هنري خود را بهوجود آورند به پديدههاي خاصي از نوع تحريك و انگيزه نیازدارند.
الهام يا محركي كه موجب بيان هنري كودك ميشود، از مشاهدات در محیط خانه، جامعه، زمين بازي، سفرها و بازديد از موزهها، باغ وحش، پاركها و بناهاي تاريخي يا از تلويزيون، كتابها و مجلات نشأت ميگيرد. اما مسئوليت فعال نمودن اين مشاهدات و انگيزه دادن به آنها كه كودك را به بيان هنري برانگيزد به عهدة يك معلم آگاه است.
او بايد آماده باشد تا میزان دانش كودك و يادآوري او را به خاطر تأكيد روي مفاهيم غنيتر و محتواي قويتر موجود در تجربه بالاتر ببرد و طراحي چگونه ديدن و فكر كردن را تشويق نمايد. مسئلة مهم انديشيدن و فكر كردن است.
در جستجوي ايزيرتوي باستان!
نقدی بر مقالة «قلایچی بوکان، ایزیرتو نیست»
یوسف حسنزاده
مقالهای از همشهری و دوست گرامی، طه زبردست، به دستم رسید که قدری از عنوان آن متعجب و از محتوای آن انگشت به دهان ماندم.[1] متعجب از آنکه نگارندة آن مطلب را از چند سال پیش میشناسم و میزان دانش وی را در خصوص این محوطه آگاه بودم ـ و البته محتوای مطالبش نیز مرا بیشتر مطمئن نمود ـ و انگشت به دهان از آن سوی که در مورد تخصصیترین مباحث علم زبانشناسی اظهار نظر کرده بود، آن هم زبانی به پیچیدگی زبان آرامی کهن. زبردست معلم مقطع راهنمایی که مربی پرورشی دانشآموزان است و واحد تاریخ نیز درس میدهد. معلمی علاقمند که دوست میداشت تاریخ را کمی جذابتر به شاگردانش بشناساند و حتی برای این مسئله مطالعاتی نیز در مورد قلایچی انجام داده بود و مولاژ آجرهای قلایچی را نیز برای آشنایی بیشتر دانشآموزانش تهیه کرده بود و اتفاقاً آشنایی ما هم در جریان همین جستجوی ایشان در خصوص منابع و مقالات منتشره در خصوص محوطة قلایچی در دفتر انجمن ایزیرتو اتفاق افتاد. البته آرزو میکردم که ایشان مقالهاشان را در نشریة تخصصیتری چاپ میکردند تا راحتتر پاسخ میدادم و نگران استفاده از اصطلاحات تخصصی ناآشنا نمیبودم، با این همه، نکاتی را جهت اطلاع خوانندگان آن مقاله از واقعیات علمی این مبحث ارائه میکنم.