قنات: میراث زندة تاریخ، پنهان درون خاک
قنات: میراث زندة تاریخ، پنهان درون خاک
گردآوري و ترجمه: كامران جوهري
«سوگند یاد میكنم به جاری كردن آب خنك در خاك خشك و عمارت راه، سوگند یاد میكنم به زراعت وكاشتن درخت میوه»(ونديداد ـ زرتشت)
آب و دسترسی به آن از جملة ابتداییترین نیازهای بشر برای ادامة حیات خویش است، لذا ذهن خلاق بشر در طول تاریخ به شیوههای گوناگون به کشف راهحلهای بدیع و خلاقانهای برای رفع این نیاز دست یافته است. بنابر مطالعات تاریخی هستههای اصلی شکلگیری نخستین تمدنهای بشری در کنار منابع آبی بودهاند و از این دست تمدنها میتوان به تمدنهای بینالنهرین و ماوراءالنهر و تمدنهای حاشیة رودخانههای نیل و سند و گنگ اشاره کرد. تنها تمدنی كه به دور از هرگونه رودخانة عظیم شكل گرفت، ایران بود. ایرانیان باستان در چندین هزار سال قبل دست به ابتکار جدیدی زده که آن را قنات یا کهریز نام گذاردهاند. با این اختراع که در نوع خود در جهان تاکنون بینظیر است، میتوان مقدار قابل توجهی از آبهای زیرزمینی را جمعآوری کرد و به سطح زمین رساند، که همانند چشمههای طبیعی، آب آن در تمام طول سال بدون هیچ کمکی از درون زمین به سطح آن جاری گردد. کاریز یا قنات به راهی که در زیر زمین کنده شود تا آب از آن جریان یابد میگویند. کاریز کانالی است که از دیرباز برای مدیریت آب در زمین میساختهاند. رشته چاهی است که از «چاه مادر» سرچشمه میگیرد و ممکن است هزارها متر به طول بیانجامد که سرانجام آب این کاریزها برای شرب و کشت و کار به سطح زمین میرسند ودر جای معینی به روی زمین میآیند. قنات یا كاریز یكی از شگفتانگیزترین كارهای دستهجمعی تاریخ بشری است كه برای رفع یكی از نیازهای مهم و حیاتی جوامع انسانی، یعنی آبرسانی به مناطق كم آب و تأمین آب شرب انسان، حیوان و زراعت و با كار گروهی و مدیریت و برنامهریزی بهوجود آمده است. در زمان هخامنشیان، اگر كسی زمین بایری را با احداث قنات آبیاری میكرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه مالیات معاف بود. در زمان ساسانیان، رسالة مدیگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لایروبی قنات و كاریز و استفادة هوشمندانه از آن، تألیف شده است. در نوشتههای دانشمندان ایرانی پس از اسلام، به نكتهای شایان توجه بر میخوریم و آن اینكه بسیاری از دانشمندان ایرانی در دوران اسلامی، هریك به گونهای، به جنبههای گوناگون دانش آبشناسی پرداختهاند.
بسياري از پژوهشگران، تاريخ حفر قنات را به دورة هخامنشي نسبت ميدهند. علت اين است كه از دورة ماقبل هخامنشي سنگنبشتههاي اندكي باقي مانده و چون سند مكتوب از ماقبل اين دوره وجود ندارد اين دوره را به غلط دورة ماقبلتاريخ ميدانند، در حالي كه علم باستانشناسي، مردمشناسي و زبانشناسي رازهاي نهفتة زيادي را از دوران ماقبلتاريخ براي انسان آشكار نموده است. تاريخ قنات در ايران بهطور مشخص، به عصر آهن بر ميگردد. آثار مکشوفه از هگمتانه و وجود قنات در اين شهر دليل روشني بر ساخت قنات در دورة ماقبل هخامنشي است. بسیاری از فلاسفه و جغرافینویسان اروپای باستان از ۲۶۰۰ سال قبل تاكنون و بسیاری از مورخین مسلمان و سیاحان قرنهای اخیر به كاریز و قنات در ایران اشاره كردهاند. بیشترین و طولانیترین و قدیمیترین قناتهای جهان در فلات ایران قرار دارد، بنابراین بیجهت نیست که پژوهشگران باتفاق باور دارند كه بهرهبرداری از قنات ابتدا در ایران صورت گرفته و سپس در دورة هخامنشی توسط ایرانیان به عمان، یمن و آفریقا نیز راه یافت، آنگاه مسلمانان آنرا به اسپانیا بردند.
در مورد حفر كانال سوئز، در موزة باستان قاهره، سنگ نوشتهای نگهداری میشود كه بخش اعظمی از نوشتههای آن از میان رفته ولی بخشی از آن چنین است: «من داریوش به همراه پارسیها مصر را گرفتم، امر كردم این كانال را بكنند تا از نیل مصر به دریای پارس بروند.» پس از اسلام، دیلمیان و سامانیان در پیشرفت آبیاری در ایران كوشیده و در دورة صفویان نیز به سدسازی و آبیاری و كندن قناتها و لایروبی قناتهای موجود توجه واقع شد. در دورة قاجار، تجدید حیات قنوات، به خصوص با گزینش تهران به عنوان پایتخت جدید كشور از سوی آقامحمدخان قاجار، تسهیل شد. در دورة پهلوی قناتهای جدید به دلیل افزایش جمعیت و كمبود آب به طور مشخص، ساخته نشد و در عوض، كانالی به طول ۵۳ كیلومتر از رودخانه كرج به سوی تهران كشیده شد. تا حدود ۵۰ سال پیش، قبل از آنكه سیستم آبرسانی به شكل امروزی ایجاد شود، آب آشامیدنی و مصرفی مردم، از طریق قناتهایی تأمین میشد كه نوع معماری و مهارت در ساخت آنها، شهرة جهانیان بود و مشخصة ذوق و ابتكار مردم ایران به شمار میرفت.
اكتشافات باستانشناسی به خوبی ثابت میكند كه تغییرات آب و هوایی و از جمله تغییر مسیر رودخانهها توانسته است باعث نابودی کامل و یا مهاجرت تمامی ساكنان یك منطقه (مانند اقوام اولیه شمال آفریقا) و در ایران مانند شهرسوختة زابل شود اما در مناطقی مانند گناباد مردم سختكوش پس از یك دورة خشكسالی و یا تغییر آب و هوایی به جای مهاجرت به حفر چاه و قنات مبادرت كردند.
يكي از قديميترين اسناد مكتوب شناخته شده كه در آن به قنات اشاره شده، شرح هشتمين نبرد سارگون دوم، (پادشاه آشور كه در سده هشتم قبلازميلاد ميزيسته) عليه امپراطوري اورارتو در سال ٧١٤ قبلازميلاد مسيح است. محقق فرانسوي گوبلو به كمك يك لوح بزرگ مسي که با خط ميخي و به زبان آكادي نوشته شده، از آن مطلع شده است. اين لوح، اكنون در موزة لوور پاريس نگهداری ميشود. سارگون از كوههاي زاگرس ميگذرد و به ناحيهاي واقع در اطراف شهر اوهلو )مرند كنوني) در حدود ٦٠ كيلومتري شمال غرب تبريز در شمال درياچة اروميه ميرسد. او متوجه ميشود كه در اين ناحيه رود وجود ندارد. معهذا ناحيهاي است كه با آبياري سبز و خرم شده، اما او از اين امر تعجب نميكند براي اين كه او در دشتهایي فرمانروایي كرده كه چنين تكنيكها يا سيستمهایي از حداقل دو هزار سال پيش در آنها معمول بوده است اما آنچه كه او را شگفتزده ميكند، بياطلاعي از منشاء اين آبها بوده است. سارگون موفق شد قنات را ببيند.
گوبلو در نتيجة سالها تحقيق و نيز سفر به كشورهاي مختلف و همچنين استفاده از صدها منبع، معتقد است كه خاستگاه اصلي قنات ناحية آذربايجان غربي ايران و ارمنستان فعلي در منطقة معادن سرب اين نواحي ميباشد و اين فن دستيابي به آب زيرزميني، در محيط فرهنگي ايران در اوائل هزارة اول قبلازميلاد مسيح، اختراع شد و سپس به سرعت در ديگر نقاط كشور و در خارج از آن رواج يافت. گوبلو معتقد است که قنات، ابتدا یک فن آبیاری نبوده، بلکه به طور کامل از تکنیک معدن نشأت گرفته و منظور از احداث آن جمعآوری آبهای زیرزمینی مزاحم (زه آبها) به هنگام حفر معادن بوده است. تردیدی نیست که در گسترة فرهنگی ایران، از معادن «مس» و احتمالاً «رویِ» موجود در کوههای زاگرس، در جریان هزارة دوم قبلازمیلاد مسیح بهرهبرداری شده است.
قناتها از زمان شكلگيري و ابداع تاكنون تغيير و تحولات خاصي به خود نديدهاند تنها چيزي كه تغيير كرده مصالح مورد استفاده در سنگچين بوده است كه اول سنگچين و بعد آجر و حالا سيماني شده است وگرنه باقي اجزاي قنات دچار تغيير و تحول نشده است.
محاسن قنات
- عدم نياز به نيروى محرکه و سرمايهگذاري (بهرهگيري از خاصيت جاذبة زمين).
- آب در کانالهاى سرپوشيده جريان دارد و تبخير حداقل بوده و احتمال آلودگى کم است.
- منبع دائمى آب براى سالها و حتى قرنها
- استهلاك هزينة حفر طي قرنها
- تشکيل اجتماعات انسانى در مناطق بيابانى و دورافتاده
- آب قنوات گواراتر از آب چاهها است.
با عروسي قنات، زايش آب آغاز ميشود
ايرانيان در آب روان، تن نميشستند و آن را آلوده نميكردند. با ورود اسلام مقداري از اين قداست كم شد و يك وقفة ٢٠٠ ساله پيش آمد، اما در دورة طاهريان كسي پيدا ميشود كه قناتها را دوباره لايروبي ميكند تا قداست و اهميت آب را دوباره زنده كند. به طبع اين اتفاق آيينهاي كهن دوباره زنده شدند و دوباره بخش عمدهاي از فرهنگ ما را دربرگرفتند. يكي از بهترين و جالبترين باورها و رسومي كه پيرامون قناتها وجود دارد عروسي قنات است! در يك روستا وقتي قناتي آبش كم يا خشك ميشود برايش عروسي ميگيرند. اين جشن هم اوايل بهار و تقريباً اواخر اسفند وقتي كه اهالي ديگر از آمدن آب قنات نااميد شدند صورت ميگيرد. براي اين جشن يك زن بيوه را كه جوان است و شوهرش مرد خوبي بوده و از هم طلاق نگرفته بودهاند در آن روز به خصوص كه ٤ يا ٥ روز قبل از عيد نوروز است به هيأت عروس در ميآورند و با شادي و هلهله و پايكوبي وهمچنين خوراكهاي مخصوص عروس به مادر چاه ميبرند و او داخل قنات ميشود. عليالقاعده نيز بايد بدون لباس باشد و با آن آب غسل كند و شب را در قنات بگذراند. به اصطلاح ميگويند قنات نر شده و بايد به آن زن داد. فرداي آن روز زن از قنات بيرون ميآيد و تمام روستا به او احترام ميگذارند و هزينههاي زندگي او را تا آخر تأمين ميكنند و او از آب و محصول سهم ميبرد. اما از آن پس نبايد ديگر ازدواج كند، چرا كه مردم معتقدند او زن قنات است و قنات هم زنش را هيچ وقت طلاق نميدهد. اين رسم به نوعي از ميترائيسم گرفته شده است. خيلي از معابد ميترائيسم در مراغه و نقاط ديگر داراي سردابههايي است كه ميترا درون آنها زندگي ميكند و اين رسم شايد از آن منشعب شده باشد.
طبق آمارهاي موجود در ايران تعداد 40000 قنات به طول ۲۷۲۰۰۰ كیلومتر وجود دارد. عمیقترین قنات، قنات قصبة گناباد با قدمتي ٢٥٠٠ ساله است كه ٦٠ كيلومتر طول داشته و چاه مادر آن ٣٤٠ مترعمق دارد. اين قنات داراي ٤٧٠ حلقهچاه در طول مسير است كه طبق برآوردها ٥٦۰٠۰ تن خاك و سنگ در جريان حفر آن خارج شده است. طولانیترین قنات، قنات زارچ يزد است كه حدود ۱۰۰ كیلومتر طول دارد. پرآبترین قنات، قنات اكبرآباد فسااست و عجیبترین قنات، قنات دو طبقة مون اردستان است كه قدمتي۸۰۰ ساله دارد. اين قنات دو طبقه است كه هر دو طبقه داراي چاههاي مشترك و مادر چاههای متفاوت و نيز مظهر متفاوتاند (مظهر: ابتداي تونل قنات و محل خروج آب).
قناتها تا پيش از سال 1950، 70درصد از آب مورد نياز ايران را تأمين ميكردند. اين مقدار در حوالي سال 1950 به 50درصد رسيد. سال 1967 كنفرانسي تحت عنوان «كنفرانس جهاني آب براي صلح» برگزار شد و در ايران برنامة «سياستهاي مربوط به توسعة منابع آب ايران و مشكلات و راه حلهاي آن»پيريزي شد و حفر چاههاي عميق و نيمه عميق در دشتهاي كشور و در حريم قناتها آغاز گرديد. اتخاذ سياستهاي ناکارآمد و موضعي و آغاز تخريب قناتها در سال 1346 افت سطح سفرههاي آب زيرزميني و آبدهي كم و كمتر قناتها را موجب شد. سهم قنات در تأمين آب کشور در سال 2000 به 10درصد كاهش يافت.
قنات يک سازمان مديريت اجتماعي است که قرنها در برابر تغييرات اقتصادي- اجتماعي و آب و هوايي دوام آورده و اکنون به طور غيررسـمي و با کم توجهی بسیار به حيات خود ادامه ميدهند. آيا اين ميراث زندة تاريخ به نسلهاي بعد از من و تو خواهد رسيد؟
منابع:
• قنات«كاريز»، تاريخچه، ساختمان و چگونگي گسترش آن، سيدمنصور سیدسجادي، 1361.
• قنات در ايران، احمد مالكي، شركت پردازش و برنامهريزي شهري، 1384.
• قنات فني براي دستيابي به آب، هانري گوبلو، آستان قدس رضوي، 1371.
• قنات، گزيدة مقالات، شركت سهامي آب منطقهاي يزد، 1379.
• http:/ Les qanats – goblo. Henri- 1979. pa ris /
• http://fa.wikipedia.org
ايزيرتو نهادي غير دولتي براي حفظ و معرفي ميراث فرهنگي، سنت هاي اجتماعي و تلاشي براي حضوري فرهنگي در عرصه جهاني است.