چهارتاقي ساساني يا انبار علوفه؟!

چهارتاقي ساساني يا انبار علوفه؟!

چهارتاقي ساساني شهرستان دره‌شهر در استان ايلام به انبار علوفه تبديل شده است.

به گزارش خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، انجمن دوست‌داران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو نسبت به وضعيت اين چهارتاقي كه به دوره‌ي ساساني تعلق دارد و به انبار علوفه تبديل شده است، اظهار نگراني كرد.

ادامه نوشته

داستان راستان شهر بوكان و قلعه سردار

جمعي از مردم بوكان از تخريب قلعه‌ي «سردار» گلايه كردند

تعدادي از مردم و ساكنان شهرستان بوكان درپي اقدام به تخريب و ساخت‌و‌ساز در قلعه‌ي «سردار» اين شهرستان، در نامه‌اي از دادسراي عمومي و انقلاب بوكان پيگيري اين موضوع را خواستند

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1830825&Lang=P

قلعه سردار بر دار

گزارش روزنامه روزگار از وضعيت نا به سامان قلعه سردار و شكايت مردم بوكان از مسئولين

http://roozegardaily.com/pdf/90-06-01/06.pdf

قلعه سردار در بوكان تخريب شد

گزارش روزنامه اعتماد از قلعه سردار

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2343436

ادامه نوشته

وقتي رسانه‌ها در جريان نباشند

به نقل از صفحه ميراث فرهنگي روزنامه روزگار/سال پنجم، شماره 1517، سه‌شنبه 3 خرداد 1390، ص7

 تخريب يك محوطه باستاني با وجود تلاش‌هاي انجمن دوستداران آثار باستاني در كردستان

وقتي رسانه‌ها در جريان نباشند

 

 

ادامه نوشته

در جستجوي ايزيرتوي باستان!

در جستجوي ايزيرتوي باستان!

نقدی بر مقالة «قلایچی بوکان، ایزیرتو نیست»

یوسف حسن­زاده

مقاله‌ای از همشهری و دوست گرامی، طه زبردست، به دستم رسید که قدری از عنوان آن متعجب و از محتوای آن انگشت به دهان ماندم.[1] متعجب از آنکه نگارندة آن مطلب را از چند سال پیش می‌شناسم و میزان دانش وی را در خصوص این محوطه آگاه بودم ـ و البته محتوای مطالبش نیز مرا بیشتر مطمئن نمود ـ و انگشت به دهان از آن سوی که در مورد تخصصی‌ترین مباحث علم زبان‌شناسی اظهار نظر کرده بود، آن هم زبانی به پیچیدگی زبان آرامی کهن. زبردست معلم مقطع راهنمایی که مربی پرورشی دانش‌آموزان است و واحد تاریخ نیز درس می‌دهد. معلمی علاقمند که دوست می‌داشت تاریخ را کمی جذاب‌تر به شاگردانش بشناساند و حتی برای این مسئله مطالعاتی نیز در مورد قلایچی انجام داده بود و مولاژ آجرهای قلایچی را نیز برای آشنایی بیشتر دانش‌آموزانش تهیه کرده بود و اتفاقاً آشنایی ما هم در جریان همین جستجوی ایشان در خصوص منابع و مقالات منتشره در خصوص محوطة قلایچی در دفتر انجمن ایزیرتو اتفاق افتاد. البته آرزو می‌کردم که ایشان مقاله‌اشان را در نشریة تخصصی‌تری چاپ می‌کردند تا راحت‌تر پاسخ می‌دادم و نگران استفاده از اصطلاحات تخصصی ناآشنا نمی‌بودم، با این همه، نکاتی را جهت اطلاع خوانندگان آن مقاله از واقعیات علمی این مبحث ارائه می‌کنم.

ادامه نوشته

حوض‌خانه‌ي بزرگ بوكان در معرض تخريب است

دبير انجمن دوست‌داران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو:

حوض‌خانه‌ي بزرگ بوكان، يكي از نمادهاي هويتي اين شهرستان در استان آذربايجان غربي، در معرض تخريب است

علي اسماعيل‌نژاد در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين‌باره توضيح داد: حوض‌خانه‌ي بزرگ بوكان در كنار دو بناي قلعه‌ي سردار عزيز‌خان و مسجد‌جامع بوكان، يكي از اركان تشكيل اين شهرستان است و جايگاه والايي در ادبيات شفاهي و فولكلور مردم كردستان دارد، ولي اكنون به واسطه‌ي اقدامات نسنجيده‌ي مديران اين شهرستان در آستانه‌ي تخريب قرار گرفته است.

منبع: خبرگزاري ايسنا http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1556564&Lang=P

ادامه نوشته

300 ميليون تومان منافع اقتصادي ثمره تخريب تپه محمودآباد

در پي تخريب تپه محمودآباد بررسي شد

300 ميليون تومان منافع اقتصادي ثمره تخريب تپه محمودآباد

منبع: ايسكا نيوز

 علي اسماعيل نژاد دبير انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو يکي از انجمن هاي فعال آذربايجان غربي درپاسخ به اين پرسش که آيا تپه محمود آباد باستاني است؟ مي گويد: در خصوص تپه محمودآباد دو موضوع مطرح است اول اينکه آيا اين تپه باستاني است؟و دوم آيا اين تپه به ثبت ملي رسيده است؟در پاسخ به پرسش اول بايد گفت با توجه به تصاوير، عکس ها، اسناد،30 قبر مکشوفه و سفالهاي به دست آمده اين تپه باستاني و متعلق به دوره مانايي ها بوده و قدمتي حدود سه هزار سال دارد.به گفته اسماعيل نژاد بيشتر دوره ها، از روي سفال ها تخمين زده مي شوند و سفال هاي تپه محمودآباد متعلق دوران مانايي ها است.

او ادامه مي دهد:«طبق پيگري هاي انجام شده اين تپه شماره ثبت نداشته و به ثبت ملي نرسيده اما مشکل اينجا است که شهرداري بايد قبل از تخريب از سازمان ميراث درخواست مي کرد تا چند کارشناس، ارزش باستان شناسي تپه را مورد ارزيابي قرار دهند نه اينکه آنها را در برابر عمل انجام شده قرار دهد و بعد از اينکه تپه تخريب شد، رييس سازمان ميراث فرهنگي بدون انجام هيچ کار کارشناسي بر روي تپه، اطلاع دهد که اين تپه اصلا باستاني نيست.اين کار به هيچ وجه علمي نبوده، چگونه بدون انجام کارهاي باستان شناسي روي تپه مي توان چنين سخني گفت!

ادامه نوشته

تپه "ترخان آباد" در کردستان به توجه فوری مسئولان نیاز دارد

دبیر انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی ایزیرتو

تپه "ترخان آباد" در کردستان به توجه فوری مسئولان نیاز دارد

 

دبير انجمن دوست‌داران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو گفت: محوطه‌ي باستاني «ترخان‌آباد» به‌عنوان يكي از محوطه‌هاي مهم دوره‌ي اسلامي در استان كردستان در معرض نابودي است.

ادامه نوشته

توضیحات انجمن ایزیرتو در مورد تخریب قره­کند به فرماندار بوکان

این مطلب در صفحه 10 شماره 17 (آذرماه 1386) ماهنامه راسان به چاپ رسیده است

توضیحات انجمن ایزیرتو در مورد تخریب قره­کند به فرماندار بوکان

امیر کدخدامحمدی

پیرو مصاحبه­ی اخیر فرماندار بوکان در خصوص تخریب­های اخیر سپاه پاسداران در محوطه­ی باستانی «قره­کند» با خبرگزاری میراث خبر (مورخه­ی 20 فروردین 1386) و اظهارات ایشان مبنی بر بی­خطر بودن حضور سپاه پاسداران در آن محوطه، نکات چندی را جهت روشن­تر شدن ابعاد این مساله به اطلاع­تان می­رسانیم:

 

ادامه نوشته

تخریب 5 هزار سال تاریخ محوطه «قره کند» در بوکان آغاز شد.

خبرگزاری میراث فرهنگی  

12/7/1386 - 00: 03: 14

 

تخریب 5 هزار سال تاریخ محوطه «قره کند» در بوکان آغاز شد.

محوطه پنج هزار ساله «قره کند» که یکی از چند محوطه کلیدی عصر برنز در شمال غرب ایران است توسط یک نهاد نظامی محصور و ساخت و ساز روی آن آغاز شد. انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی ایزیرتو در نامهای به رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خواستار جلوگیری از تخریب این محوطه شده است.

بوکان_خبرگزاری میراث فرهنگی_ انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی «ایزیرتو» بوکان نسبت به تخریب محوطه «قره کند» متعلق به دوره برنز (هزاره سوم تا 1500 پیش از میلاد) توسط یک نهاد نظامی اعتراض کرد.

محوطه «قرهکند» در 15 کیلومتری جاده بوکان-مهاباد در استان آذربایجان غربی قرار دارد و با شماره 573 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

«امیر کدخدا محمدی»، دبیر انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی «ایزیرتو» در گفتگو با میراث خبر، محوطه قرهکند را یکی از چند محوطه کلیدی دوره برنز در شمال غرب کشور دانست و افزود: «اردیبهشت امسال یک نهاد نظامی روی آن مستقر شد و با محصور کردن آن شروع به ساخت و ساز در این محوطه ثبتی کرد». به گفته وی این انجمن در نامهای «اسفندیار رحیم مشایی»، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و معاون رئیس جمهوری خواستار جلوگیری از تخریب این محوطه شده اما تاکنون پاسخی دریافت نشده و ساخت و سازها روی این محوطه ادامه دارد.

این محوطه در دوره دفاع مقدس در دست یکی از نهادهای نظامی کشور بود اما پس از جنگ به مدت 10 سال آزاد شد. به تازگی این نهاد نظامی ساخت و سازهای خود را روی آن آغاز کرده است.

به گفته کدخدامحمدی، فرمانداری شهر بوکان در طرح جامع شهرستان، محدوده دیگری را در اختیار آنها گذاشته اما این نهاد نظامی با استناد به داشتن مجوز از سوی میراث فرهنگی از پذیرش این طرح سرباز زد. به گفته کدخدامحمدی، انجمن ایزیرتو 30 تیرماه امسال با رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی برای جویا شدن دلیل این امر تماس میگیرند اما سازمان میراث فرهنگی از صدور چنین مجوزی اظهار بی اطلاعی میکند.

زهرا کشوری

http://www.chn.ir/news/?Section=42545

 

 بازخوانی پروندة فراموش شدة قلعة سردار عزیزخان

بازخوانی پروندة فراموش شدة قلعة سردار عزیزخان

  یوسف حسن زاده

  ماجرا از این قرار بود که مدیران شهری ما تصمیم گرفتند اقدامی تاریخ ساز بر پروندة کاریِ خود در شهر بوکان بیفزایند و خیابان موسوم به خیابان قلعه سردار را که در طرح جامع شهری بصورت بُن بست و صرفاً جهت تردد و دسترسی راحتتر به بافت قدیم شهر بوکان طراحی شده بود را بصورت تمام و کمال ادامه داده و آن را به خیابان انقلاب پیوند دهند، این وسط مشکل کوچکی وجود داشت که شهردار بوکان خردمندانه آن را حل کردند. قلعة باستانی سردار عزیز خان (شماره ثبت ملی: 595)، مسجد جامع بوکان (شماره ثبت ملی: 3480) و حوضخانه بزرگ (حهوزه گهوره) و فضای ارتباطی آنها در سر راه این خیابان قرار داشتند. البته همة ما مطالبی از مدیریت کلان شهری و ... خوانده و یا حداقل شنیدهایم و البته در مورد این پرونده به عینه شاهد بودیم. تصمیم بر ادامة این خیابان به هر شکل ممکن گرفته شد و اَبَر مَردِ قصة ما (شهردار) آستینها را بالا زد و کاری کرد کارِستان.

  

ادامه نوشته

ایزیرتو؛ دریچه ای به گذشته و گریزی به آینده

این مطلب قبلاً در مرداد 1386 شماره 14 ماهنامه راسان ص 10 منتشر شده است

ایزیرتو؛ دریچه ای به گذشته و گریزی به آینده

یوسف حسن زاده

      سرت را که بلند میکنی، نگاهت را که به اطراف میگردانی، انگار دنیا حالا حالاها خراب نمیشود، همه در تدبیر فردا و فرداهایی دیگرند، همه تلاش دارند که فردای بهتری را برای نسلهای آینده خود ورق بزنند، اما اینجا در جامعۀ من، انگار زندگی صورتی دیگر دارد... در جامعۀ من، مردم، انگار همین لحظه را بر فردا و فرداهای دیگر ترجیح میدهند. در جامعۀ من فردایی انگار قرار نیست باشد، هرچه هست امروز است و افسوس که امروزشان دستخوش بیتدبیری دیروز و دیروزیهایشان بوده و هست...آری، دیروزیها بیتدبیری کردند و امروزیها دارند فردای فرداییها را چون امروز خودشان سیاه و تاریک میکنند...

 

ادامه نوشته

ايزيرتو آموزش می دهد

ايزيرتو آموزش می دهد

انجمن ايزيرتو با همکاری فرمانداری شهرستان بوکان، کلاسهای آموزشی را برای آشنايی مردم منطقه با ميراث گذشتگان خويش برگزار می کند. اين کلاسها به مدت چهار جلسه در ساختمان فرمانداری بوکان برای آموزش اعضای شورای اسلامی روستاهای بوکان با هويت، ميراث و تاريخ ديارشان و آشنايی با روشهای ثبت، حفاظت و نگهداری آثار باستانی منطقه و مبارزه با فعاليت های مخرب سوداگران فرهنگ برگزار می شود. مهندس امير کدخدا محمدی(کارشناس ارشد معماری، عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و دبير انجمن ايزيرتو)مدرس اين دوره از کلاسهای آموزشی هستند. ساير علاقه مندان جهت اطلاع از ساير جزئيات اين کلاسها می توانند با آدرس الکترونيکی مدرس اين کلاسها ارتباط برقرار نمايند.

a1amir-km@yahoo.com

 

به کجا چنین شتابان

«اين مطلب از هفته نامه پيام کردستان گرفته شده است»

به کجا چنين شتابان؟

تصدی پست های فرهنگی از جانب مديران غير فرهنگی؛ نقدی بر سوء عملکرد شهرداری بوکان در رابطه با محوطة باستانی قلعه سردار عزيزخان

يوسف حسن زاده[1]

دوستان شرح پريشانی من گوش کنيد                                                      داستان غم پنهانی من گوش کنيد

قصه بی سر و سامانی من گوش کنيد                                                 گفتگوی من و حيرانی من گوش کنيد

شرح اين آتش جان سوز نگفتن تا کی؟

                           سوختم سوختم اين راز نهفتن تا کی؟                «وحشی بافقی»

داستان من قصه دير آشنائيست ياران! نه قصه ليلی دلبر و زيباروئی است که مجنون آشفته را به بيابان کشاند و نه قصه شيرين فرهاد کش؛ داستان من شايد به پيران نالايق شهر در قصه عبيد زاکانی نزديکتر باشد. آتش جان سوزی که ديگر براستی مرا يارای نهفتنش نيست شرح پريشان احوالی بازار فرهنگ و توسعه شهری است که در آن ميزيم.

ادامه نوشته