گيوه بافي در اورامانات
گيوه بافي در اورامانات
عزیز مصطفایی[1]
مقدمه
فعاليتهاي كشاورزي و دامداري از منابع درآمد مسلط در غرب ايران به ويژه منطقة اورامانات است، اين نوع شيوة زندگي مواد اوليه، براي ساختن انواع مصنوعات دستي را فراهم ميكند، اما افرادي كه به اين كار اشتغال دارند به علت طبيعت خاص كارشان فصل يا فصولي از سال را بيكار ميمانند و چون در مشاغل ديگر به دلايل گوناگون قادر به فعاليت نيستند،لاجرم براي پركردن اوقات بيكاري فصلي خود و به منظور كسب درآمد بيشتر با استفاده از مواد اولية موجود در منطقه به تهية اشيائي ميپردازند كه از ويژگيهاي آن علاوه بر رفع نيازمنديهاي زندگي، بيانگر خصوصيت هنري آنها و منعكس كنندة انديشههاي معنوي و مادي، احساس، روحيه و استعداد توليدكنندگان آنهاست.
گيوه زيرهاي يكي از صنايع غالب در منطقة اورامانات است كه با توجه به ويژگيهاي آن از جمله عدم نياز به تكنولوژي پيچيده و ماشين آلات سنگين، فراواني مواد اوليه، فراواني افراد داوطلب براي جذب به اين صنعت و روز افزون شدن تقاضا براي اين محصول، آشنایي با اين صنعت و در نهايت حمايت از آن به بارور شدن اقتصاد منطقه و در سطحي گستردهتركشور منجر ميشود. با توجه به اين كه تكنولوژي تولید بومی، ريشه در فرهنگ بومی هر منطقه دارد، آشنایي با صنايع دستي و هنر هر منطقه نیز به شناخت آن فرهنگ یاری میرساند.
طرح مسئله
تحقق خودكفايي اقتصادی با درك شرايط و امكانات و توجه به اولويتهاي فرهنگي و ضرورتهاي اجتماعي قابل دستيابي است، در اين رهگذر صنايع دستي و محصولات آن داراي بار فرهنگي خاصي است و با در نظر گرفتن ابعاد فرهنگي اين محصولات، توجه به تنوع توليدات روستایی و گسترش آنها، يكي از اقدامات بنيادي برای خوکفایی نسبی، حمايت از صنايع دستي و گسترش آن است.
حمايت از صنايع دستي و تقويت بنية توليدي صنعتگران و سازندگان فراوردههاي بومي در ايران به دليل فراواني، یکی از راههایی است كه ميتواند نقش فعالي در توسعة اقتصادي اين كشور داشته باشد، زيرا كه نيروهاي بيكار را جذب و ايجاد اشتغال سالم ميكند و مهمتر آنكه مواد اوليه ارزان داخلي را تبديل به محصولات مصرفي و حتي صادراتي مينمايد. علاوه بر آن، تقويت كيفي و كمي صنايع دستي نه تنها از مهاجرت روستائيان جلوگيري به عمل میآورد بلكه از ايجاد مراكز پر جمعيت و گسترش بيروية مناطق شهري نیز جلوگیری میكند.
صنايع دستي آن دسته از صنايعي است كه همه و يا بخشي از مراحل ساخت فراوردههاي آن با دست انجام ميگيرد و سازندگان آن در چارچوب اعتقادات و فرهنگ خود و با استفاده از طرحهاي سنتي به توليد محصول ميپردازند. از خصوصيات اين صنايع ناهمانندي و عدم تشابه در فراوردههاي آن است به گونه اینکه محصول دست هر صنعتگر با محصول مشابه صنعتگر ديگر متفاوت و قابل تميز است. چنين خصوصيتي مانع از بين رفتن حس ابتكار ميشود و خلاقيت و ابتكار را در صنعتگران تقويت ميكند. از نظر تداوم فرهنگي نيز اين صنايع با اهميت هستند، زيرا تخصصها و مهارتها و نيز فرهنگ معنوي در چهارچوب اين صنايع از پدر به پسر و از استادكار به شاگرد انتقال مييابد. ارتباط معنوي بين استادکار و شاگرد موجب ميشود كه استاد خود را در مسائل شاگرد شريك بداند و او را ياري كند.
صنايع دستي در هر منطقه با فرهنگ و نوع منابع درآمد مسلط آن منطقه ارتباط مستقیم دارد و از آن جدايي ناپذير است. در اين مقاله به بررسي گيوة زيرهاي، محصولي از منطقه اورامانات پرداخته ميشود. علاوه بر آشنايي با اين صنعت بومي، جنبههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آن را نیز مد نظر قرار ميدهيم.
هدف کلی
هدف كلي كه در اين تحقيق دنبال ميشود بررسي تكنولوژي به كار رفته در صنعت گيوه بافي در اورامانات با رويكرد مردمشناسي است. همچنين جنبههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كه صنعت گيوه بافي از آن تأثير پذيرفته يا بر آن تأثير گذاشته است، مورد بحث قرار میگیرد.
روش تحقيق
روش به كار رفته در اين تحقيق ميداني بوده، از مصاحبه با مطلعين محلی نيز استفاده شده است.
تعريف مفاهيم
*اورامانات: منظور از اورامانات در اين تحقيق منطقهاي شامل شهرستانهاي پاوه، روانسر، جوانرود، ثلاث باباجاني در استان كرمانشاه و قسمتي از شهرستانهاي كامياران و مريوان در استان كردستان ميباشد.
*گيوه زيرهاي: نوعي كفش دست بافت ساخته شده در منطقة اورامانات كه تخت آن گهنهاي است به نام گيوة زيرهاي. «كلاش» اصطلاح رایج ديگر براي اين نوع كفش در منطقه است.
*گيوه شهري: نوعي كفش دست بافت كه در مركز استان كرمانشاه و شهرستان اسلامآباد بافته ميشود. فرق آن با گيوة زيرهاي، زيره تخت پلاستيكي آن ميباشد. ناگفته نماند كه گيوة شهري براي زنان و مردان بافته ميشود ولي گيوة زيرهاي مخصوص مردان است.
گيوه كشي در اورامانات
منطقة كوهستاني اورامانات، گذرگاههاي صعبالعبور ،كمبود راههاي ارتباطي ماشينرو، نوع معيشت مبتني بر دامداري، كشاورزي و باغداري، ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانة بهار، تابستان و پاييز (كه فصول كار هستند)، پا افزاري را ميطلبد كه سبك، راحت، مقاوم و خنك باشد و امكانات منطقه قادر به توليد آن باشد، پاافزاري چون گيوه بهترين پاسخ براي اين نيازها بوده و ميتواند باشد زيرا:
1. مواد اولية كف آن تماماً در منطقه موجود است.
2. ابزار كار آن ساده است و به راحتي ميتوان آن را تهيه كرد.
3. بخش عظيمي از نيروي زنان روستا را كه در زمينة كارهاي توليدي مسلط منطقه قادر به فعاليت نيستند، فعال ميكند.
4. در صورت توليد بيشتر، آوازة آن میتواند به خارج از محدودة منطقه نيز كشيده شود و موجب تأمين نيازهاي ديگر منطقه گردد.
هر چند در مورد قدمت اين صنعت، سندي در دست نیست ولي با توجه به گفتههايي كه سينه به سينه نقل شده است و مردم منطقه آن را بیان ميكنند، ميتوان قدمت اين صنعت را به 300 تا400 سال پيش برگردانيم. سرچشمة آن را روستاي هجيج و نوسود ميدانند، روستاي هجيج از اين لحاظ كه توان تأمین نيازهاي اساسي خود را دارد، حائز اهميت است. دربارة شيوة توليد گيوة زيرهاي اهالي اورامانات معتقدند كه گيوه ابتدا از چرم بوده است وسپس تغييرات اساسي در آن داده شده و پشم بافته شده و پارچه جاي چرم را ميگيرد و اخيراً نخ كارخانهاي نيز به دليل هزينة کمتر و دوام بيشتر جاي پشم گوسفند را گرفته است.
مواد اوليه
بخشي از مواد اوليه مورد مصرف در گيوه كشي در محل تهيه ميشود و بخشي ديگر از نقاط مختلف شهري تهيه ميشود.
*موادي كه از محل تهيه ميشود:
1. پوست كه به صورت نوارهاي باريك در كف گيوه به كار ميرود و از روستاهاي منطقه مخصوصاً روستاي «اسپريس» ميآورند.
2. پيه، براي اينكه به درفشها يا نوارهاي باريك پوست ماليده شود و در ضمن كار اصطكاك را از بين ببرد.
3. نري گاو، براي نصب در نوك و انتهاي گيوه كه بعد از خشك شدن حالت شاخي را پيدا ميكند و استحكام گيوه را افزايش ميدهد.
4. نخ تابيده شده از موي بز، براي بخيه كاري روي تخت گيوه كه رويه گيوه بر آن بافته ميشود به علت توليد زياد، كمبود اين نخ از نواحي ديگر تأمين ميشود.
*موادي كه خارج از محل تهيه ميشود:
1. رنگ، براي رنگ كردن پارچههاي كف گيوه،كه معمولاً از كرمانشاه، سنندج، تهران، اصفهان و... تهيه ميشود.
2. كتيرا، براي آهار دادن و منسجم كردن فتيلههای كف گيوه بيشتر از سنندج وارد ميشود.
3. ميخ سياه كوتاه، براي كوبيدن روي نرينه گاو در قسمت ابتدا و انتهاي گيوه جهت استحكام آن.
4. پوست دباغي شده گاوميش، كه بيشتر از سنندج و كرمانشاه آورده ميشود.
پارهاي از اين مواد را گيوهكشان بدون اينكه كاري روي آن انجام دهند به كار ميبرند مانند: پيه، نخ قرقره، رنگ، ميخ، كتيرا (كه فقط در آب خيسانده ميشود).
روي پارهاي ديگر از مواد فعاليتهاي اوليه انجام ميشود تا در گيوهكشي قابل استفاده گردد، عبارتند از:
- پوست، كه ابتدا خشك و سپس رشته رشته و در پايان مو زدايي و بعد پيه مالي ميشود.
- نري گاو، كه بايد مراحل پوستكني، خشك شدن، دوباره اندكي نمدار و سپس در ابعاد مختلف قطعه قطعه شود.
- پارچه نخي، كه بايد ابتدا رنگ و سپس رشته رشته و بعد از آن تبديل به فتيله شود.
- موي بز، كه توسط زنان تابيده شده و تبديل به ريسمان نازكي ميشود.
مراحل مختلف كار
1-آماده كردن پوست كه توسط استاد كار انجام ميگيرد و شامل مراحل زير ميباشد:
الف) خيس كردن.
ب) پهن كردن آن روي زمين
ج) خاك يا خاكستر پاشيدن روي آن، يك ماه طول ميكشد و براي خشك كردن پوست اين كار انجام ميگيرد
د) نرم كردن پوست، براي اين كار آن را در آب ميخوابانند.
ه) رشته كردن پوست و درست كردن تسمههاي باريك و بلند از آن
و) موزدايي از تسمههاي پوستي
ز) نرم كردن تسمهها با پيه
- نري گاو را هم پوست ميكنند، خشك ميكنند و تا هنگام استفاده آن را در آب ميخيسانند تا نرم و انعطافپذير گردد، برش دادن و سوراخ كردن آن به راحتي انجام گيرد.
2. رنگآميزي پارچه، يك ديگ پر از رنگ را درست ميكنند، پارچهها را در آن ميجوشانند بعد خشك ميكنند، اين كار توسط شاگرد انجام ميشود.
3. تهية فتيله توسط شاگرد، شاگرد پارچهها را به شكل مسطتيل با طول 11سانتيمتر و عرض 5/3 برش ميدهند، جفت آنها را روي هم ميگذارند و با تا كردن آنها فتيلهها را درست ميكنند، براي حالتگيري آنها از ضربة مشته استفاده ميكنند.
4. پيكهنه گير، در اين مرحله فتيلهها با درفش سوراخ ميشوند و هر دستة سوراخ شده را به پيكهنه ميكشند، وقتي همة فتيلهها به اندازة يك وجب و سه انگشت كه اندازة تقريبي يك گيوة معمولي است به پيكهنه سوار شد، يك قطعه غضروف را براي مهار كردن فتيلهها بر سر ميله پيكهنه فرو ميكنند، پس از خشك شدن از پيكهنه درآورده شده و به دو قسمت تقسيم ميشود با نخي آنها را به هم ميبنند و براي استادكار آماده ميشود.
5. آماده كردن نري گاو، استادكار دو قطعه نري گاو را براي سر و ته گيوه آماده ميكند، قطعة سر گيوه كوچك تر و به شكل مكعب مستطيل به طول 5/2 سانتيمتر و عرض 2 سانتيمتر و قطعه ته گيوه به همان شكل و در ابعادي بزرگتر به طول 5/4 و عرض 5/2 برش داده و آنها را سوراخ ميكند تا براي عبور تسمههاي پوستي آماده گردد.
6. آماده كردن پوست، كه به صورت نوارهايی درميآورند، در آب ميخيسانند و با لبة تيز چاقو از آن موزدايی ميكنند. بعد تسمهها را به پهناي 8/ سانتيمتر ميرسانند تا به راحتي از سوراخ غضروفهاي سر و ته گيوه رد شوند بعد با كمك درفش دو سوراخ را در يك سر تسمه و يك سوراخ را در سر ديگر ايجاد ميكنند.
7. تسمهكشي، تسمة آماده شده كه طول آن 180سانتيمتر است به يك سوزن از طريق تنها سوراخ يك سر آن وصل ميشود. ابتدا استاد كار تسمه را از غضروف ته گيوه رد ميكند و آن را قلاب ميكند پس براي آن كه تسمه به راحتي از ميان سوراخ فتيلهها رد شود آن را پيه مالي ميكنند، تسمة پوستي چهار بار مسيرهايی را كه توسط استادكار در كف گيوه ايجاد ميشود را طي ميكند و در سوراخهاي غضروفهاي سر و ته گيوه نيز قرار ميگيرد، اين كار مهارت و دقت خاص خود را ميخواهد و تنها استادكار از عهدة آن بر ميآيد.
8. درست كردن قسمت مياني كف گيوه، اين قسمت كه دقت و مهارت بيشتري لازم دارد توسط استاد كار انجام ميگيرد، استادكار از درفش لب باريك و تيزي كه براي اين كار درست شده است استفاده ميكند، اغلب براي اين كه برش كف گيوه قرينه باشد از رنگهاي متفاوت در وسط كف گيوه استفاده ميكنند.
9. محكم كردن تسمهها، براي اين كار از نيروي دست، پا و بدن استفاده ميشود و با تمام توان سعي ميشود كه قسمتهاي تخت گيوه را بكشند و محكم شوند. براي اين كار از «چوكله»كه قطعة چرمي را دور آن ميپيچند استفاده ميشود، بعد از پايان اين مراحل بر روي تخت گيوه آب ميپاشند و با مشته آن را ميكوبند تا صاف شود.
10. فاصلهاندازي بين تسمهها، براي اين كار با استفاده از پواز بين تسمهها در وسط تخت گيوه فاصله ايجاد ميكنند، شيارهاي ايجاد شده توسط ضربه مشته و پواز باعث فشرده شدن فتيلههاي كنار تسمه ميشود و از جابهجا شدن آنها جلوگيري ميكند، باقيماندة تسمه را در زير كف گيوه به هم ميبافند تا موجب استحكام و از خم شدن تخت گيوه جلوگيري كند.
11. گودهگير: اين كار براي فاصلهاندازي تسمهها همچون پواز اما در سطحي گستردهتر ميانجامد.
12. بعد از اتمام مراحل قبل استادكار با درفش پرگاماسم جاي بخيهكشي را سوراخ ميكنند و اين سوراخ را دور تا دور تخت گيوه را در بر ميگيرد، بعد از آن كارگر بخيهكش دور تا دور گيوه را با موي بز بخيهكشي ميكند، اين بخيهكشي علاوه بر اينكه پاية دوخت روية گيوه را تشكيل ميدهد دور فتيلهها را هم ميدوزد و مانع جدا شدن آنها از يكديگر ميشود، بعد از اين اطراف بخيه توسط استادكار به فاصلة 1سانتيمتر بريده ميشود و آن را كتيرا مالي ميكنند و همچنين به غضروفهاي سر و ته گيوه ميخ ميكوبند تا بعد از خشك شدن محكم گردند و سائيده نشوند.
13. در آخرين مرحله با طي مراحل بالا، تخت گيوه به گيوه چين تحويل داده ميشود و گيوه چين با استفاده از يك سوزن گيوه را ميچيند.
دوخت روية گيوه نيز مراحلي دارد و هر كدام از اين مراحل مهارت خاص خود را ميطلبد:
الف) دوخت دور گيوه، كه شامل پنج رديف است و بر روي بخيههایي كه با موي بز دوختهاند بنا ميشود.
ب) دام نام ديگر آن ساراچن است قسمت مثلثي روي گيوه را تشكيل ميدهد، بافت آن ريزتر و نياز به مهارت بيشتري نسبت به دوخت كناري گيوه دارد.
ج) دام گير بالاترين قسمت روية گيوه است، مهارت خاصی ميطلبد و استادكار ميتواند آن را انجام دهد.
بدين ترتيب با طي مراحل یادشده، يك جفت گيوه از توليد به مصرف آماده ميشود.
تقسيم كار در گيوه بافي
كار گيوهكشي در دو مرحله كارگاهي و خانگي انجام ميشود، اعمال كارگاهي آن در مغازهها با ابزارهاي گوناگون و هميشه به دست مردان انجام ميگيرد كه كاملاً مربوط به تخت گيوه است. عمليات خانگي در خانهها و گذرگاهها، قهوهخانهها و اماكن عمومي در ايام فراغت انجام ميگيرد. در روستاها هم مردان و هم زنان و در شهرها فقط زنان عمليات خانگي گيوه چيني را بر عهده دارند.
تقسيم كار در كارگاه
در كارگاه گيوهكشي معمولاً سه نفر با هم كار ميكنند:
1. پاروني، از پارچة رنگ شده فتيله درست ميكند، از مهارت كمتري برخوردار است، به عبارتي در مرحلة شاگردي گيوهكشي ميكند.
2. پيكهنه گير، كسي كه داراي تخصص و مهارت است و به مرحلة استادي نزديك ميباشد. او بخش مياني كار و به عبارتي بخش اتصال فتيلهها را انجام ميدهد و تخت گيوه را براي مرحلة نهايي كه به دست استاد كار انجام ميگيرد آماده ميكند.
3. كلاشگر استاد و معمولاً صاحب كارگاه است، برش و پرداخت و تكميل تخت گيوه و به طور كلي موارد حساس و دقيق كار را انجام ميدهد.
4. پر گاماگير، فردي است كه وظیفة دوختن سوراخهاي گيوه كه توسط استادكار دور تا دور تخت گيوه ايجاد شده است را بر عهده دارد اين كار براي اتصال تخت گيوه به روية آن انجام ميگيرد. مراحل كسب مهارت در گيوهكشي به اين صورت است كه شاگرد ابتدا «پاروني» سپس «پيكهنه گير» و سر انجام «كلاشگر» يا استاد ميشود، استاد كسي است كه تنها در صورت لزوم همة مراحل يك تخت گيوه را به انجام برساند. در اين حرفه امكان اشتغال براي همه وجود دارد، آموزش و تداوم اين حرفه در قالب استاد و شاگرد جريان پيدا ميكند، شاگرد ممكن است فرزند استادكار يا شخص غريبهاي باشد و به اين ترتيب مهارت در اين حرفه هم ميتواند از پدر به پسر منتقل شود و هم افراد ديگر امكان فراگيري آن را دارند.
نقش گيوه در جامعة اورامانات
با توجه به اينكه تكنولوژيهاي بومي نشأت گرفته از فرهنگ بومي هستند از خصوصيات آن ميتوان به تدريجي بودن آن اشاره كرد. منظور از تدريجي بودن اين است كه تكنولوژيهاي بومي يك شبه و آني به وجود نيامدهاند بلکه براساس تطبيق با محيط و آزمايش و خطاي فراوان به جايگاه امروزي رسيدهاند، در نتيجه تكنولوژيهاي بومي را ميتوان در فرهنگ آن منطقه دنبال كرد و تأثيرات آن را نيز يافت، يكي ديگر از نكاتي كه در اينجا حائز اهميت است، احساس تعلقي است كه سازندگان توليدات بومي به توليد خود دارند چون اين توليدات با زندگي آنها آميخته است براي مثال وقتي يك نفر سازندة گيوه، فردي را مشاهده كند كه گيوه پوشيده روي برف ايستاده يا جاي خيس با گيوه راه ميرود به شدت نارحت و عصباني ميشود، زيرا چنين كاري باعث ضایع شدن گيوه ميشود.
گيوه به عنوان توليدي بومي در ضربالمثلها وادبيات عامة مردم منطقه جا باز كرده است مثلاً ميگويند:
«بث كهوشي خاسه تا پثضاوي تهنگ / بي ماضي خاسه تا ماضي پر دهنگ»
در اين بيت به اهميت گيوه كه راحت و سبك است اشاره ميشود كفش تنگ را با خانهاي كه هميشه پر از دعواست مقايسه كرده و نبود آن را بر بودنش ترجيح داده است.
يا گفتهمي شود «تهكي كضاش وهپث قسه ناكا» يعني با كسي كه گيوه پوشيده است هم صحبت نميشود، منظور از اين ضربالمثل اين است كه آن فرد از غرور و تكبر زيادي برخوردار است، زيرا كسي که توانایي پوشيدن گيوه را دارد جز طبقه بالاي اجتماعي است و ...
نتيجه گيري
گيوه به عنوان يك محصول بومي منطقة اورامانات از ويژگيهاي خاصی برخوردار است از مهمترين اين ويژگيها عبارتند از:
● نياز به سرماية كم، هر فردي با فرا گرفتن مهارت گيوه بافي ميتواند به توليد اين محصول مبادرت ورزد.
● استفاده از مواد محلي، همچنان كه توضيح داده شد اكثر مواد به كار رفته در گيوه در خود منطقه يا در سطح استان قابل دسترس است.
● گيوه بافي باعث اشتغال مردم محلی و رشد اقتصادي منطقه گرديده است، براي مثال اكثر كساني كه در روستاها به كار گيوهكشي اشتغال دارند، در مراكز استانها مغازههایي را براي فروش محصولات خود داير كردهاند.
● اين نوع محصول براي افراد منطقه قابل درك است چون ريشه در فرهنگ مردم منطقه دوانده و ارتباط محكمي را با منطقه برقرار كرده است.
● بر فعاليتهاي جمعي متمركز است، به علت تقاضاي بسيار براي اين كالا توليد اين محصول فعاليت گروهي را به وجود آورده كه هر كس به طور تخصص مشغول كار در قسمتي از توليد و حتي بخش خدمات و فروش قرار گرفته است.
● گيوه بافي از هجوم جمعيت به شهرها جلوگيري ميكند، زنان را وارد چرخة كار كرده و در اقتصاد خانواده نقش برجستهاي به آنها داده است.
با توجه به ويژگيهاي ذكر شده تكنولوژي گيوه بافي را ميتوان در زمرة تكنولوژيهای مناسب نام برد، توجه و حمايت از اين صنعت نه تنها در سطح منطقه بلكه در سطح كشور باعث رونق اقتصادي و فرهنگي، رفع مشكل بيكاري و بسياري از مسائل ديگر ميگردد.
[1] کارشناس ارشد مردم شناسی (MostaFaiy.aziz@gmail.com). اين مقاله به نقل از صفحه فرهنگ كرد سايت انسانشناسي و فرهنگ در اين نشريه به چاپ ميرسد.
ايزيرتو نهادي غير دولتي براي حفظ و معرفي ميراث فرهنگي، سنت هاي اجتماعي و تلاشي براي حضوري فرهنگي در عرصه جهاني است.