بووكه بارانه: مراسم باران خواهي در كردستان

مينو سليمي[1]

«بوكه باران» يكي از مراسم­هاي باران­خواهي در كردستان است كه در ايام خشكسالي يا سال­هايي كه ميزان بارندگي آن كم است برگزار مي­شود. بوك به معني عروسك است. دختران نوجوان روستا با استفاده از دو تكه چوب عروسكي ساخته و لباسي از پارچه­هاي رنگي بر تن آن عروسك مي­پوشانند و براي آن سربندي درست مي­كنند. سپس آن عروسك را در دست مي­گيرند و در حالي كه شعر مي­خوانند در كوچه­ها مي­گردند. هنگام عبور «بوكه باران» از كوچه­ها اهالي بر آن عروسك آب مي­پاشند به نيت اين كه باران و گندم در آن سال فراوان باشد. اهالي هدايايي مانند تخم مرغ، پول و يا گردو به دختران مي­دهند. دختران پس از گذراندن بوك «عروسك» از همة كوچه­ها آن را به قبرستان و يا زيارتگاه موجود در روستا مي­برند، سپس آن را مي­سوزانند و يا به آب مي­اندازند و هداياي جمع­آوري شده را بين خود تقسيم مي­كنند. اهالي روستاي هشميز از دهستان ژاورود شرقي، بخش مركزي شهر سنندج در منطقه­اي سرد و خشك در 36 كيلومتري جنوب غرب سنندج به اين عروسك «بووكه چووينه» (bokâ cuwina) گويند و آن عروسک چوبي را در گهواره­اي گذاشته و مي­چرخانند. اين دختران هنگام چرخاندن عروسك در كوچه­ها اشعاري را آواز وار و آهنگين، به صورت دسته جمعي مي­خوانند كه به شرح زير است:

هه­ناران مه­ناران {hanârân manârân}

يا خوا دا بكا باران {ya xowâ dâ bekâ bârân}

بو فه­قيران و هه­ژاران {bo faqirân wa hažârân}

يا خوا باران ببارنث{ya xowâ bârân bebâreny}

بو سه­ر قورينه به­هارث{bo sar qorina bahâry}

يعني: هناران و مناران (صداهاي آوا دار كه در ابتداي شعر طلب باران خوانده مي­شود)

اي خدا باران بباران

براي افراد مسكين و فقير

بووكه باران ئاواي ده­وث{buka bârân aawy dawy}

ئاوي ناو ده­غلاني ده­وث {âwy nâw daqlâni dawy}

هثلكه بارؤكاني ده­وث {helkay bârokâny dawy}

ده­رزي گه­وره كچاني ده­وث {darzi gawra kečani dawy}

يعني: عروس باران آب مي­خواهد

آب را براي غلات و محصولات مي­خواهد

تخم مرغ جوان مي­خواهد

سوزن دختران بزرگ را مي­خواهد

در اين اشعار تخم مرغ جوان به مرغ­هايي كه تازه به سن تخم گذاشتن رسيده­اند اشاره دارد. اين مرغ را در زبان کردی «واروك»{warok} يا «باروك»{barok} گويند كه نماد ثمردهي و بركت است. منظور از سوزن دختران جوان اين است كه دختران جوان اغلب در فصل پاييز بعد از برداشت محصول مي­توانند نامزدي يا جشن عروسي برگزار كنند و اين سوزن اشاره به دوخت و دوز دختر در خانة شوهر دارد. در شعر ديگري مي­گويند:

بووكه باران ئاوي ده­وث{buka bârân aawy dawy}

ئاوي نيو ده­خلاني ده­وث{âwy niw daxlany dawy}

ده­رزي گه­وره كچاني ده­وث {darzi gawra kečani dawy}

هثلكه بارؤكاني ده­وث {hilkay bârokâny dawy}

شانه قه­ره­چياني ده­وث {Shâna qaraĉiâni dawy}

يعني: عروس آب باران مي­خواهد

آب براي گندم­ها مي­خواهد

سوزن دختران بزرگ را مي­خواهد

تخم مرغ تازه مي­خواهد

شانة كولي­ها را مي­خواهد

دختران روستاي «سماقلو» روستايي در 29 كيلومتري شمال غرب بانه و 30 كيلومتري شمال شرق سردشت هنگام حركت دادن «بوكه باران» در روستا مي­خوانند:

هه­لاران، مه­لاران{halârân malârân}

خوايا دايكه باران{xowâyâ dâyka bârân}

بو فه­قيران و هه­ژاران {bo faqirân wa hažârân}

يعني: خدايا باران بباران براي افراد فقير و ناتوان

در روستاي«بله دستي» از روستاهاي قروه نيز دختران عروسكي به نام «ووي باراني» {wawy bârâni}درست كرده و در كوچه­ها مي­چرخانند و مي­خوانند:

هه­شلي مه­شلي، باو باران داشلي {haŠeli masheli bâw bâw bârân dâŝeli}

يعني: اي هه­شلي و مه­شلي، باد و باران شروع به وزش و باريدن كنند. در روستاي «شيخ ره­ش»[2] از روستاهاي كامياران دختران هنگام گرداندن عروسك باران در كوچه­ها مي­گويند:

هه­شلي مه­شلي، خوا گيان باران بومان بوشني {haŠeli masheli xowâ gyân bârân bomân bowaŠeni}

يعني اي خدا بر ما باران بباران.


[1] نوشتار حاضر بر اساس «طرح مردم نگاري سرزمين من» پژوهشكدة مردم­شناسي سازمان میراث فرهنگی کشور در سال 1378 توسط خانم روشنك رهو و بازبيني و مشاهدة ميداني نگارنده با عنوان كارشناس اين پژوهشكده در سال 1387 انجام گرفته است. اين مقاله به نقل از صفحه فرهنگ كرد سايت انسان‌شناسي و فرهنگ در اين نشريه به چاپ مي‌رسد.

[2] - مردم معتقدند شيخ ره­ش يكي از ياران پيامبر بوده است كه به دست كفار به شهادت رسيده و قسمتي از بدن او در اين مكان دفن شده است به همين دليل به اين روستا شيخ ره­ش گويند.