جايي براي پرورش خلاقانة کودکان (3)
جايي براي پرورش خلاقانة کودکان (3)
راههاي ايجاد انگيزه
سعيد حسنزاده
تقريباً روشن است كه اغلب كودكان براي اينكه بهترين كار هنري خود را بهوجود آورند به پديدههاي خاصي از نوع تحريك و انگيزه نیازدارند.
الهام يا محركي كه موجب بيان هنري كودك ميشود، از مشاهدات در محیط خانه، جامعه، زمين بازي، سفرها و بازديد از موزهها، باغ وحش، پاركها و بناهاي تاريخي يا از تلويزيون، كتابها و مجلات نشأت ميگيرد. اما مسئوليت فعال نمودن اين مشاهدات و انگيزه دادن به آنها كه كودك را به بيان هنري برانگيزد به عهدة يك معلم آگاه است.
او بايد آماده باشد تا میزان دانش كودك و يادآوري او را به خاطر تأكيد روي مفاهيم غنيتر و محتواي قويتر موجود در تجربه بالاتر ببرد و طراحي چگونه ديدن و فكر كردن را تشويق نمايد. مسئلة مهم انديشيدن و فكر كردن است.
معلم بايد بتواند به كودكان طوري كمك نمايد تا بُعدها و جنبههاي مهم تجربه را بتوانند تجزيه و تحليل نمايند. در بعضي موارد خود معلم بايد كودكان را از طريق سفرهاي برنامهريزي شده به خارج شهر و اغلب از طريق راههاي مشابه در خود كلاس با تجربيات برانگيزانندهاي مواجه كند. براي اين كار بايد لوازم سمعي ـ بصري نظير اسلايد و فيلم استريپ از شكلهاي گياه و حيوان، عكسهاي رنگي كتاب، اشياء براي طبيعت بيجان، حيوانات خشك شده، حيوانات دستآموز، موضوعاتي از طبيعت نظير سنگ يا گياهان خشك شده، نمونههايي از تكنيك خاصي، عكسهاي مصور مجلات و نوار در اختيار داشته باشد. محلي كه اين منابع غني را در دسترس دارد. استعداد كودكان را در واكنش نشان دادن و عملي كردن درك ميكند، براي درست كردن برنامههاي هنري كودكان آمادگي بيشتري دارد. آغازي خوب اساس اوج موفقيت هر درس هنري را پايهريزي ميكنند.
طرحهايي كه با برنامهريزي هدفدار با آزمايش معلم در تكنيك خاصي مورد نظر، با منابع مهيج و تأثيرگذار در دسترس، و با معيارهاي ارزيابي كه خردمندانه استفاده شود، موجب افزايش بيحد استحكام و تداوم برنامة هنري ميگردد.
عامل اساسي و قاطع در برنامهريزي هر طرحي بهويژه در اولين جلسه، اداره كردن كلاس از نظر خدمات است. معلم بايد برنامه را طوري تنظيم و آماده كند كه جاي كافي براي كار، ابزار و مواد به مقدار لازم، فضاي اضافي كافي براي كارهاي در حال اجرا و براي كارهاي تمام شده، تسهيلات مناسب براي تميز كاري، جاهاي اضافي كه به آساني قابل دسترسي باشد، و تسهيلات لازم و مناسب براي بحث، نمايش كارها و اقدامات ارزيابي وجود داشته باشد.
تنظيم وقت مجاز درس هميشه مسئلة مهمي بوده است. هيچ وقت و در هيچ مرحلهاي از برنامه، بچهها نبايد احساس كنند كه به شتاب واداشته ميشوند. درسهاي هنر در دبستان مانند قطعات پازل بزرگي هستند، و هر درس كلاس بايد دانشآموز را به حل مشكلات خلاقة ويژهاش نزديكتر كند. جنبة مهم ديگري كه بحث نظرات و تجربيات را برميانگيزد جوّ يا شرايطي است كه به پيشرفت خلاقيت و آگاهي احساس منجر ميگردد. معلم آگاه به كودك اجازه ميدهد تا بهطور مستقل كار كند، مگر اينكه كودك نياز به تشويق و انگيزة بيشتري داشته باشد. به اين ترتيب كه او را تشويق ميكند تا اندكي رشد كند يعني به حد جديدي از رشد هنري برسد.
در جريان كلاسهاي هنر بايد متوجه اين نكته شد كه بعضي از كلاسها به انگيزة قابل ملاحظهاي نياز دارند، در حاليكه كلاسهاي ديگر اغلب خودبهخود برانگيخته ميشوند. اساسيترين محركهاي مقدماتي را كه معلم بهكار ميگيرد بر پاية تجربيات شخصي و هدفدار بنا شده است. براي انگيزه و برانگيختن شديد هيچ چيزي جاي مشاهدة واقعي يا تماس مستقيم را با سوژههاي بصري و ابزارهاي تأثيرگذار و تأثيرپذير نميگيرد. مربي بايد هميشه و در صورت امكان تجربة مستقيمي را براي كودك فراهم سازد تا در آن شركت كند، احساس كند، و خود را با آن بشناسد.
معلم در كلاس هم ميتواند فرمهاي استادانة طبيعت نظير ميوهها، سبزيجات، صدفها، گياهان دريايي، مرجان، چوب پوسيدة آب آورده، پوست درخت، حشرات، انواع سنگها، گياهان خشك و تازه، اشيايي نظير بطري، فانوس، آسياب قهوه، كاسه، قهوهجوش يا قوري، گلدان، تعدادي از اشياء عتيقه بهعنوان منابع غني تصويري در بهوجود آوردنهاي احساسهاي متفاوت نسبت به فرم با موفقيت ميتوانند در برنامههاي مقدماتي طراحي مورد استفاده قرار گيرد.
معلم يا مربي هنر بايد در هر فرصتي دانشآموز را از وابستگي به طرحهاي كليشهاي و قراردادي و طرحهاي يكنواخت منع نمايد و با تأكيد هر چه بيشتر بر طراحي از چيزهايي كه قابل لمس، مطالعه، كشف، فهم و بيان هستند، به «طراحي ذهني يا طراحي از خود» اهميت كمتري بدهد.
طبيعت به طور مرتب ما را با تركيبات گوناگون اشكال هنري مواجه مينمايد. زيرا در آن ميتوانيم تنوع خط، رنگ، تيره روشني و بافت و نيز بسياري از اصول طرح نظير سادگي، تكرار، تعادل متقارن و نامتقارن، تأكيد و وحدت را ببينيم.
معلم بايد كودك را به طبيعت هدايت كند و او را ياري دهد تا ببيند، انتخاب كند، تجزيه تحليل كند، طراحي كند، تأليف نمايد، و مشابه عناصر هنري و طرح هنري را در طبيعت بيابد.
بهطور مثال، خطهاي معنادار به كودك كمك ميكند تا چيزهاي زيادي بگويد، مانند خطوط منحني كه معرف نهرهاي پرپيچ و خم يا رودخانه، چادر سيرك، خطهاي مرزي كوهها، درخت چنار و كاج، بدن حشرات، چهرة انسان، كوهها و درهها هستند.
تنها با تشويق كودك به طراحي مستقيم از طبيعت است كه او ميتواند بينش دقيق و حساس خود را كه اساس توصيف خلاق دنياي پيرامون اوست واقعاً گسترش دهد. اين تجربة مستقيم و با واسطه، عاملي است براي درك صحيح آگاهي علمي و نيز درك زيباشناسانه اشكال طبيعت. با چنين شروعي و در سطح ابتدايي، معلم شخصيتي را شكل ميدهد كه قادر است هر دو جنبة علمي و زيباشناسانه را در بينشي واحد و سودمند نسبت به جهان بياميزد.
منابع:
Wachowiak Frank (professor art university of IOWA), 1985, in collaboration with Ramsay Theodore assistant professor, Emphasis: Art.
GIBBS EVELRN, 1980, The teachnic of art in school, London.
ايزيرتو نهادي غير دولتي براي حفظ و معرفي ميراث فرهنگي، سنت هاي اجتماعي و تلاشي براي حضوري فرهنگي در عرصه جهاني است.