زيويه؛ محوطهای که از نو باید شناخت
گاهنامه ایزیرتو - سال دوم . شماره اول . شماره پیاپی 2
زيويه؛ محوطهای که از نو باید شناخت
حمید امان اللهی[1]
محوطۀ نامي زيويه بر بلنداي تپهاي مرتفع در 55 کيلومتري شرق شهرستان سقز و شمال روستايي به همين نام در استان کردستان قرار دارد. بیشتر علاقهمندان به باستانشناسی و تاریخ ایران در عصر آهن متأخر زیویه را از رهگذر آثار نفيس منتسب به این محوطۀ باستانی میشناسند که در شماری از مجموعهها و موزههاي جهان پراکندهاند. شایعات حاکی از آن است که آغازگر ماجرای زیویه کنجکاويهاي پسرکي چوپان از اهالي روستاي زيويه در سالهای 1323 یا 1324 و کشف اتفاقی تابوتی مفرغین مملو از اشیای نفیس بود. پس از آن، از سال 1325 تا 1332 یک دلال اشیای عتیقه به نام ايوب ربنو در زیویه به حفريات تجارتي مشغول شد که از رهگذر فعالیتهای بیمحابای او به محوطۀ باستاني آسیبهای فراوان وارد آمد.
از همین سالها سياههاي از آثار منتسب به زيويه به بسیاری از موزهها و مجموعههاي خصوصي جهان راه یافت که بحث و اظهارنظر در مورد صحت و سقم اين انتسابات، سبکشناسی و اصالت این اشیا تا مدتها ادامه یافت. از اواخر دهۀ 1330 مقالات و کتابهای متعددی اشياي منتسب به زيويه منتشر شد که شايد کتاب آندره گدار با عنوانِ گنجینۀ زیویه نخستين آنها باشد.[2] اما در این مدت از نظر باستانشناسی به زیویه توجه چندانی نشد. بررسی کوتاه رابرت دايسن از پروژۀ حسنلو در سال 1963 (1342) جدیترين فعاليت علمي در مورد اين محوطه در این سالها بود.[3] پس از آن، از سال 1355 تا 1357 دژ زیویه به مدت سه فصل بهدست باستانشناسان ايراني به سرپرستي نصرتالله معتمدي کاوش شد. پس از انقلاب و وقفهای 15 ساله، کاوشها از سال 1373 تا 1377 دوباره از سر گرفته شد و به مدت پنج فصل به سرپرستي معتمدي ادامه یافت.[4] پس از معتمدی، کاوشها به سرپرستي سيمين لکپور از سال 1379 تا 1382 به مدت چهار فصل دیگر ادامه یافت. در
مجموع دوازده فصل کاوشهاي انجام گرفته در زیویه بخشهاي مختلفي از دژ، بهویژه راهپلۀ سنگفرش، تالار ستوندار و تعدادی از اتاقهاي مجموعۀ معماری خاکبرداری شده است.
اما به دليل عدم انتشار دقيق نتايج کاوشهاي باستانشناختي از يکسو و بحثهاي فراوان دربارۀ اشيای منتسب به زيويه و تردیدهایی که در مورد اصالت یا خاستگاه واقعی آنها وجود دارد به تصويری آشفته از جایگاه زيويه در باستانشناسی عصر آهن متأخر ایران دامن زده است. به همين دليل تاريخگذاري و پیوندهای قومی محوطه در هالهاي از ابهام قرار دارد. بعضي از باستانشناسان زیویه و آثار آن را متعلق به مادها و سکاها دانسته و بعضي ديگر بر پادشاهی کم شناختۀ مانا تأکید دارند. طرفداران اين نظریه، زیویه را مرکز ايالت ايزبيه مانايي ميدانند که در سالنامههاي آشوري سارگن دوم به آن اشاره شده است.
بههرحال، آنچه که عيان است اين است که زيويه، از محوطههای باستانی کليدي هزارۀ اول در شمالغرب ايران است و در مباحث باستانشناختی و تاريخي دوران پيش از هخامنشي جايگاهی ویژه دارد. چه بسا احیای پایگاه پژوهشی زیویه از سال 1386 و از سرگیری پژوهشهای باستانشناختی در آن از سال 1387 موفق شود به پارهای از پرسشهای بنیادی دربارۀ این محوطۀ باستانی مهم پاسخ دهد.
ايزيرتو نهادي غير دولتي براي حفظ و معرفي ميراث فرهنگي، سنت هاي اجتماعي و تلاشي براي حضوري فرهنگي در عرصه جهاني است.