گاهنامه ایزیرتو - سال دوم . شماره اول . شماره پیاپی 2

مصاحبه

گپ و گفتی دوستانه با طراح یادمان ایزیرتو در میدان اسکندری بوکان

دم دماي عصر يه روز زمستاني بود كه تصميم بر اين شد سرزده زنگ خونه‌اي را بزنيم و مهمون دوستي بشيم. همانطور كه انتظارش بود با همان لبخند هميشگي درو به رومون باز كرد و بعد سلام و عليك و تعارف بلاخره رفتيم تو تا با هم گپي داشته باشيم. حال تا ما يه چاي مي­خوريم براي شما بگم چي شده كه بايد مهمون آن دوست بشيم.

آخر پاييز بود و مردم داشتن جوجه­هايشان را مي­شمردن و ما روزهاي برباد رفته عمر!!،كه شنوفتم بخت به ما روكرده و شهرداري شهر تصميم گرفته همراه گروهي از هنرمندان پرتوان اين ديار طرحي را در يكي از ميدانهاي شهر اجرا كنند، اتفاقي بود يا نه نمي­دونم، اما محل اجرای طرح همون ميدان اصلي و آشنای شهر بود. شوق اجرای طرح ما را تو اين زمستان نه چندان سرد بر اين داشت كه مهمون دوستمان بشيم!!

بعد اينكه چاي رو خورديم، پيچيديم تو حديث گذشته و دوستان دور از اين ديار و به كلي يادمون رفت كه اين مهموني مناسبتش چيه؟!!

آره ديگه ديدار دوست اين مصيبت­ها را هم داره، چندي كه گذشت يكي از بچه‌ها گفت شروع نمي­كنيد. راستش اول خواستم بگم چي روو!! ولي بعد يه نيشخندي زدم و گفتم چرا؟

حالا اين جوري شروع كرديم.

س: آقاي قهرماني ضمن تشكر از پذيرفتن ما، خواهشمندم اول يك توضيح كلي را در مورد طرح اجرای بفرماييد؟

پ: با سلام و عرض خيرمقدم، در مورد نحوه شروع كار و همچنين پيشنهاد اين طرح به شهرداري بايد گفت كه پيشنهاد طرح از طرف تني­چند از دوستان در مورد طراحي ميدان انقلاب (اسكندري) صورت گرفت، من هم با توجه به نياز مبرمي كه شهر بوكان به مونومنت و يادمان دارد به فكر طراحي و اجرای مونومنتي هويتي و نمادين افتادم. هم­اكنون در اكثر شهرهاي مهم جهان نگاه به گذشته و تاريخ و فرهنگ آن كشور از اهم فعاليت­هاي هنرمندان و معماران و شهرداران است. كه از آن جمله مي­توان طراحي بناهاي مدرن را براساس معماري يونان باستان ذكر كرد.

متاسفانه در اكثر شهرهاي ما وجود نمادي مرتبط با فرهنگ و حتی جغرافیا و تاریخ ما ديده نمي‌شود. به عنوان مثال گذاشتن دلفين در ميادين و يا اجراهايي ضعيف از پيكره‌هايي كه هيچ­گونه سنخيتي با فرهنگ جامعه ما نداره، نمي­توانند نماد‌هايي براي شهر باشند.

مونومنت از نگاه سمبوليك شامل عناصري نمادين، آئيني و تاريخي است كه در ميادين، پارك­ها و فضاهاي سبز قرار مي‌گيرد و به عنوان هويت، شناسنامه و تاريخي تصويري و تجسمي در معرض ديد عموم قرار مي‌گيرد. اين نمادها شامل حجم­ها، تصاوير و ساختارهايي مي­شود كه باديدي زيبايی­شناسانه طراحي و اجراء مي‌شود. اين ايده هم با توجه به اين نياز شكل گرفت و به عنوان اولين نماد هويتي در بوكان مي‌تواند راه را براي اجراهای ديگر باز نمايد.

س: چطور تصميم براجرای اين طرح درميدان بوكان گرفته شد؟

پ: همانگونه كه اشاره نمودم تحقيق بر روي اين آثار بندرت انجام شده و اگر هم كاري صورت گرفته بسيار مخفيانه و به­دور از انظار بوده و يا خبررساني كوتاهي براي آن شده است. هم­اكنون براي بسياري از همشهريان اين مونومنت‌ها ناشناخته‌اند و در وهله اول آنرا نامفهوم و نامانوس مي‌خوانند. پس ازمشورت كردن با اعضاي انجمن ايزيرتو اين طرح را به شهرداري پيشنهاد كرديم و با همكاري­هاي شهردار جناب آقاي مهندس مينايي شروع به اجراء نموديم.

س: آيا غير از اين ميدان، مكان يا ميدان ديگري است كه طرحي باستاني بر روي آن بازسازي شود؟

پ: خوشبين هستم كه بعد از اين كار، بتوان اجراهاي مشابهي هم داشته باشيم.

س: مردم چه نظري در مورد مونومنت دارند؟

پ: خوشبختانه مردم به درك وجود چنين نمادهايي همت گمارده‌اند. در شهرهاي متمدني هم­چون پاريس و فلورانس انسان از بدو تولد ناخوداگاه به درك زيبایي­شناسي نائل مي‌شود. به بياني ديگر محيط زيبا و پر از نمادها و پيكره‌ها تاثيري مثبت برافكار مي­گذارد و كودكان را به آفرينش دوباره وا مي‌دارد! و همين امر باعث ايجاد رقابت و تلاش در جهت خلق آثاري زيباتر مي­شود.

ولي در جامعه ما كودك غير از در و ديوار و شهري آكنده از نابساماني­ها و پيكره‌هايي نامفهوم و بي‌نشان چيزي براي ديدن و درك­كردن زيبايی­شناسي ندارد. ما بايد اقرار كنيم كه فضايي زيبا در ذهن ماندگار است و در روان اشخاص تاثير مثبتي ايجاد مي‌نمايد. و سعي در ايجاد فضاهايي زيبا و نمادهايي ملموس داشته باشيم، قطعاً مردم به آنها اهيت مي­دهند.

س: جدا از شهرداري و انجمن ایزیرتو شما آيا ارگان يا كساني ديگر در اجراء اين طرح دخالت داشته‌اند؟

پ: در اجرای اين مونومنت دوستان بسياري ما را همراهي كرده‌اند. از جمله كساني كه در اجرای اين طرح دست داشته‌اند مي­توان آقايان: شورش حسن‌زاده، سعيدسليمي باباميري، اسماعيل جانبلاغي و خانم­ها سحر باباميري و روناك سلطاني را نام برد.

س: آيا اسم ميدان به ميدان ايزيرتو تغيیر نام داده مي­شود؟

پ: بعيد است كه اسم ميدان به ميدان ايزيرتو تغير نام پيدا كند، البته در بوكان روال به قرار ديگری است يعني جدا از نام گذاري­هاي شهرداي براي معابر و ميادين، مردم خود نام­هايي براي آنها انتخاب مي‌كنند به­عنوان مثال همين ميدان سال­ها است كه به میدان اسكندري خوانده مي­شود و من اميدوارم كه نام ميدان به ايزيرتو تغير پيدا كند.

س: شما فكر مي­كنيد كه اين طرح به نمادي براي بوكان تبديل شود؟

پ: دوباره بايد اظهار كنم كه اين جامعه است كه براي خود نمادي انتخاب مي‌كند و فرهنگ جمعي را تشكيل مي­دهد و فرهنگ طبيعي كه از بطن يك جامعه تراوش مي­كند، ماندگار مي‌شود. ما تنها مي‌توانيم با شناساندن بيشتر مونومنت به نمادينه كردن آن از طرف مردم كمك كنيم.

س: يك خاطره كه در جريان اجرای اين طرح داشته‌ايد؟

پ: نمي­دونم بگم كه خاطره‌ي كه براتون تعريف مي‌كنم زيباست يا يك كابوسه، اما به­هرحال خاطره است: در جريان اجرای نقش­ها روزانه حدود 10-12 ساعت كار مي­كرديم. جالب كه شب اول همگي دچار كابوس­هايی در مورد بز يا حيواناتي افسانه‌‍‌اي و انسان­هايي بالدار شديم كه فردا صبح هر كدام با توصيف خواب ديشب داستان­هاي جالبي براي بيان كردن داشتيم.

س: سخن آخر شما براي خوانندگان ماچيه؟

پ: نمي­دونم چي بگم، ولي نياز مي‌دونم به اين مساله اشاره‌اي داشته ‌باشم که هنر شهري در جامعه ما هنوز متولد نشده ‌است. در جوامع متمدن چندان كه به فضايي داخلي خانه‌ها توجه‌ مي­‍‌شود، به فضاي شهري نيز چندين برابر اهميت مي­دهند و اين در درك زيبايی­شناسي براي شهروندان بسيار قابل اهميت است. روشن است كه جامعه‌ ما نيز بايد به چنين چشم‌اندازي بیانديشد و براي رسيدن به چنين هدفي بايد مردم، هنرمندان و مسئولين سعي خود را بكنند.

باتشكر: گاهنامه ايزيرتو