جايگاه و نقش كتابخانههاي روستايي در جامعة اطلاعاتي
انديشة ساخت و ايجاد كتابخانههاي روستايي، مانند هر حركت فرهنگي ديگر، با جنبشهاي اصلاحطلبانه همراه بوده است. در اواخر قرن نوزدهم بسياري از كشورها، به فكر ايجاد زيرساختهاي لازم براي اصلاحاتي در امور فرهنگي خود شدند و بدينسان توجه خود را به بسط و توسعة كتابخانههاي عمومي در اقصا نقاط كشور معطوف كردند؛ در اين اثنا با تأثر از الگوي توسعة متوازن، كتابخانههاي روستايي از بذل توجه بيشتري برخوردار شدند و در اندك زماني كتابخانههاي زيادي در مناطق روستايي پديدار گشتند. در آغاز اين كتابخانهها از نوع سيار بود و كتابها توسط چهارپايان، درشكه، اتومبيل و ... به نقاط دوردست روستايي فرستاده ميشدند و در اختيار مردم قرار ميگرفتند. گرچه هنوز هم كتابخانههاي سيار به قوت خود باقياند و با امكانات بيشتري به فعاليت مشغولند، اما كتابخانههاي ثابت روستايي رشد چشمگيري داشتهاند. زيرا با خلق كاركردهاي جديد، در جوامع روستايي، خيلي زود به كانوني براي گردهمايي و جلسات روستاييان تبديل شدند و محيط آرام و با نشاط و در همان حال انديشمندانهاي را از خود بر جاي گذاشتند. به همين دليل اقبال عمومي در جهت بسط و توسعه اين نوع از كتابخانهها بوده است.حافظيان رضوي خاطر نشان ميكند كه «تجربه چين در حوزة كتابخانههاي عمومي و روستايي نشان ميدهد كه كتابخانههاي روستايي ميتوانند در حوزة تحول دانش اجتماعي يكي از بازيگران اصلي آن باشند». كشورهايي كه در اين زمينه پيشتاز بودهاند عبارتند از: مجارستان (1897م)، هندوستان (1910م )، شوروي (1917م )، انگلستان (1927م)، جامائيكا (1949م). ايران همراه با الجزاير، تانزانيا، اتيوپي، گينه، ماداگاسكار، مالي، سودان، سوريه، اكوادر، ونزوئلا و هند در برنامة مبارزه با بيسوادي يونسكو در دهة 1970 قرار گرفتند. لازم به ذكر است در سال 1325 «بنياد خاور نزديك» در ايران به ايجاد كتابخانهاي سيار اقدام كرده است. در اكثر كشورها نيز با توجه به بافت جمعيتي و مقتضيات جغرافيايي، كوششهايي در زمينة ساخت و احداث كتابخانه به انجام رسيده است كه ذكر جزئيات آنان از حوصله اين مقاله خارج است.
الزامات عصر اطلاعرساني و تشكيل جامعة مبتني بر اطلاعات (جامعة اطلاعاتي)، فصل جديدي براي حيات كتابخانهها است. زيرا هيچ ارگان و سازماني به اندازة كتابخانه با علم اطلاعات و اطلاعرساني همنوا نيست؛ به همين دليل ساختار و حتي نقش كتابخانهها دستخوش تحول شده و ضرورت دارد كه خود را با ساخت جامعة اطلاعاتي انطباق دهند. اما آنچه نبايد ناديده گرفته شود، نقش و رسالتي است كه كتابخانهها در قبال مردم بر عهده دارند. در تعريف كتابخانههاي عمومي گفتهاند: در هيچ جاي دنيا دموكراسي خالصي مانند آنچه كه در كتابخانههاي عمومي يافت ميشود، وجود ندارد، جاييكه رنگ پوست، نژاد، جنسيت و طبقة اجتماعي هيچ جايگاهي ندارد و همه يكسان تلقي ميشوند. كتابخانههاي روستايي در نقش يك كتابخانة عمومي كه به جامعه كوچكتري خدمات اطلاعاتي ارائه ميدهند، ملزم به وفاداري به اصول و مباني علم اطلاعرساني ميباشد؛ به اين صورت كه اطلاعات لازم را در مدت زماني كوتاه به مخاطبانش برسانند. حال در جامعهاي كه انفجار اطلاعات رخ داده است، ما با چالشهایی چون نابرابری اجتماعی، هویتهای جدید، تمایزپذیری و شالودهشكنی نهادهایی نظیر دولت و فرصتهایی چون دسترسي آسان به اينترنت، خلاقیت و علم، تعامل و همزیستی جهانی، شكلگیری هویت سیال و بینسیارهای روبهرو هستيم. شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت در سطح كشورها و عدم برخورداری متناسب و متعادل در كلان شهرها و شهرهای حاشیهای و نقاط محروم از توزیع بودجه، سطح درآمد، فضایی را تدارك میبینند كه عدهای به امكانات مناسب و از جمله دسترسی به اطلاعات روز مجهز باشند و در مقابل، عدهای به رغم داشتن صلاحیت و استعداد كافی، به دلیل نبود امكانات مالی و آموزشی، امكانات سختافزاری و نرمافزاری نداشته باشند و این موضوع، به خودی خود، سبب تعمیق و گسترش نابرابریهای اجتماعی در سطح كشورها و بین شهروندان خواهد شد. بنابراين روستائيان به علت عدم دسترسي به امكانات اطلاعاتي و ارتباطي و عدم توانايي آنان در استفاده از تكنولوژيهاي اطلاعاتي، بعيد نيست كه از قربانيان اين جامعه نوظهور باشند و جهان جديد به سمت نوعي قطببندي سوق داده شود كه ساكنان روستا را بيش از پيش منزوي كند. اما باید توجه داشت كه به یمن گسترش وسایل ارتباطی و رسانهها، جوامع مختلف اگر آگاهانه و با برنامهریزی عمل كنند، میتوانند آن را به فرصت تبديل كنند و به نوعی همزیستی سالم جهانی نیز دست یابند. مبارزه با مواد مخدر در سطح جهانی، حفظ محیطزیست، همبستگی انسانها، احترام به حق حیات، محترم بودن حریم زندگی خصوصی افراد، احیای حقوق زنان و كودكان، تأكید بر عدالت جهانی، گرامی داشتن كرامت انسانها و توجه به حقوق اقلیتهای قومي و ديني، توسعة پایدار و اجازة مطرح شدن سایر فرهنگها و ارزشها مباحثی هستند كه میتوانند با بهرهگیری از همین فضایِ جامعة اطلاعاتی، وجه دیگری را در تعامل فرهنگها نشان دهند. یكی از معیارها و مشخصههای متداول در تعریف جامعة اطلاعاتی، معیاری است كه بر مسئله تغییرات شغلی متمركز است. درواقع بهعلت تغییر مشاغلی که با کار بدنی و فعالیتهای بدنی همراه است به مشاغل اطلاعاتی یعنی مشاغلی که به کارهای فکری با مهارت بیشتر یا به عبارت دیگر کارهایی که در فرایند تولید، پردازش و توزیع اطلاعات دخیل هستند، جامعة اطلاعاتی ظهور پیدا کرده است. گزارشهای سازمانهای بینالمللی نشان میدهد كه در دو دهة اخیر مشاغل یقهسفیدان یا مشاغلی كه اساساً با تولید و كاربرد اطلاعات و زیر ساختهای پشتیبانی كنندهاش سروكار دارند، رشدی به مراتب بیش از سایر مشاغل دارند.
روستا جامعهای است که دارای ابعاد اجتماعی مختلفي است و نیازمند توسعة همهجانبه، یعنی توسعة روستایی است، نه صرفاً توسعة کسب و کار و نظامی به نام «کشاورزی». هرچند باید گفت که از طریق توسعة کشاورزیِ موفق نیز الزاماً توسعة روستایی محقق نمیشود؛ چون اولاً فواید توسعة کشاورزی عاید همة روستاییان نمیشود، زيرا تعداد كثيري از روستائيان فاقد زمين كشاورزي هستند و يا اينكه در اثر تقسيم زمين بين وارثان يك كشاورز روستايي، سهم ناچيزي عايد آنان شده است. ثانیاً افزایش بهرهوری کشاورزی باعث کاهش نیاز به نیروی انسانی میشود (حداقل در درازمدت) و این خود باعث کاهش اشتغال روستاییان و فقر روزافزون آنان و مهاجرت بیشتر به سمت شهرها میشود. بنابراين اگر به روستاهاي خودمان بنگريم يكي از از مسائل مهم آنها، پايين بودن بهرهوري در توليد محصولات كشاورزي است. اين مسئله بيشتر ناشي از ضعف دانش و آگاهي كشاورزان و نداشتن نظام ترويجي مناسب و فقدان مراكز فرهنگي واطلاعرساني ميباشد تا عوامل سياسي و اجتماعي ديگر. بنابراين دسترسي به محصولات فرهنگي از جمله كتاب، نشريات، فيلم، مطبوعات، اينترنت و ساير مواد فرهنگي، در دراز مدت منجر به تثبيت زيرساختهاي فكري توسعه ميشود و سطح آگاهي آنان را از مسايل اجتماعي، اقتصادي و سياسي بالا ميبرد. هم اكنون در برخي از روستاهاي كشور، طرح ICT (آوردن تكنولوژي اطلاعاتي و ارتباطي به روستاها) در حال انجام است و ظاهراً در جهت نيل به آرمان عدالت اجتماعي و برخورداري قشر محروم و زحمتكش از دستاوردهاي جامعة اطلاعاتي ميباشد. به نظر ميرسد، توسعة فناوري در كنار عناصر ديگر توسعه، ارمغان جامعة اطلاعاتي براي روستائيان باشد. گسترش و توسعه فضاهای فرهنگی در مناطق روستایی - جایی که امکان برآورده کردن نیازهای اطلاعاتی محدود است - از ضروریات زندگی امروزیند؛ به طوریکه روستائیان خود نیز بدان پی برده و به ایجاد و توسعة این محیطها اقدام مینمایند. روستائیان آسیبپذیرترین لایه در میان لایههای مختلف اجتماعیاند که بعید نیست تغییرات زودهنگام جهان کنونی آنان را به حاشیه براند و از آنان شهروندانی منفعل بسازد.
با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط خاص محیطی، مناطق کردنشین دارای روستاهای بزرگ و پرجمعیتی هستند که عرصة تولید محصولات دامی و کشاورزیاند. میزان بهرهوری و موفقیت در عرصة توسعه و تولید، نیازمند آگاهی روستائیان از نیازها و در مراحل بعد ارضای آن است تا هم در تولید و توسعه محصول دانش خود را بهروز کنند و هم شهروندانی آگاه در عرصة فعالیتهای اجتماعی و سیاسی باشند. بنابراين لازم است جامعة روستایی، دریافتکنندة عناصر تغییر باشد، «روناكي» همراه با نيروهايي از خود روستاها و از بخش مدرنِ جامعه، عهدهدار ایجاد تغییر و توسعه در اين قبيل روستاها شده است. آنان متشکل از تعدادی فارغالتحصیل دانشگاهیاند كه هم اکنون به ساخت و ایجاد کتابخانه در روستاهایی با قابلیت محسوس میپردازند و تاکنون در روستای ناچیت و روستاي قالوي رسولآغا از توابع شهرستان بوکان، روستاي قهلا رهش در شهرستان سردشت، کار ساخت و احداث کتابخانة روستايي را به اتمام رسانده و در روستای گوكتپه مهاباد نیز دست به اقدامی مشابه زده است كه ارديبهشتماه امسال افتتاح ميشود. همچنين مقدمات ساخت كتابخانة ديگري در شهر بوكان كه مخصوص علوم انساني است، در حال انجام است. این گروه که به صورت خودجوش فعالیت خود را شروع کرده، از افراد علاقمند دعوت به همکاری میکند و امیدوار است که این حرکت به نهضتی برای ساخت و احداث کتابخانه در مناطق محروم و مستعد روستایی، تبدیل شود.
ايزيرتو نهادي غير دولتي براي حفظ و معرفي ميراث فرهنگي، سنت هاي اجتماعي و تلاشي براي حضوري فرهنگي در عرصه جهاني است.