·         آقای حسن‌زاده! انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی ایزیرتو چه فعالیت‌هایی برای کودکان انجام می‌دهد؟

این انجمن در واقع انجمن دوستداران میراث فرهنگی است و کمیته‌های باستان‌شناسی،‌ کتابخانه‌ها و کودکان را دربرمی‌گیرد. کمیته‌ی کودکان این انجمن با هدف آشنایی کودکان با میراث فرهنگی راه‌اندازی شده است. میراث فرهنگی، شامل میراث ملموس باستانی مانند بناها و آثار روزگاران گذشته و میراث معنوی شامل آیین‌ها، سنت‌ها، لباس، زبان و...  می‌شود. نخستین برنامه‌ی این كمیته برگزاری همایش یک روزه‌ای در مرداد سال ۱۳۶۸ به نام کودک ـ اندیشه و میراث فرهنگی، در شهرستان بوکان برای آموزگاران و راهنمای تورها و موضوع اصلی آن  چگونگی آموزش تاریخ باستان و انتقال اطلاعات مربوط به آن به گونه‌ای درک شدنی برای کودکان بود. به باور ما، آموزگاران باید با بهره‌گیری از برنامه‌های جدید آموزشی و شناختی بتوانند مقوله‌ی تاریخ را برای كودكان و نوجوانان گیراتر و پر کشش‌تر كنند تا به تاریخ و خواندن آن علاقه‌مند شوند. اگر یک کودک هفت یا ده ساله را به یك محوطه‌ی دوره‌ی هخامنشی ببرید و بگویید که اینجا ۲۴۰۰ سال پیش ساخته شده است،  این رقم برای او قابل درک نیست. برای درك این مقوله روش‌هایی هست که روی آن کار کرده‌اند. می‌توانیم به جای ۲۴۰۰ سال، به کودک بگوییم: الان تو با پدرت سی سال فاصله‌ی سنی داری و پدرت هم با پدرش سی سال. اگر تو هشتاد بار بنویسی: پدر پدر ....پدرم،  می‌رسی به  دوره‌ی هخامنشی. این برایش قابل فهم‌تر است.

ما مجموعه كتابی به نام زاروك (به معنی كودك) دردست انتشار داریم تا بتوانیم کودکان را با برخی سنت‌های فرهنگی و بومی كردستان آشنا کنیم. متأسفانه فراگیرشدن بازی‌های رایانه‌ای و نیز شیوه‌ی زندگی كنونی، امكان آشنایی با مفاهیم اصیل بومی را از كودكان ما گرفته است و هر روز این گسست فرهنگی عمیق‌تر می‌شود. زاروك در پی شناساندن فرهنگ بومی به كودكان كرد زبان با بهره‌گیری از ابزار زبان مادری است.  هدف ما در زاروك این است که مفاهیم اصیل و بومی را با استفاده از تصویر و بازنویسی به‌روز كنیم و دردسترس مخاطبان بگذاریم تا كودكان با فرهنگ اصیل وبومی خود احساس بیگانگی  نکنند.

·         نخستین داستان این مجموعه، از یك نویسنده‌ی غیر ایرانی است.  آیا این گزینش با هدف‌های زاروك ناهمساز نیست؟

هدف زاروك در شماره‌ی اول، بهره‌گیری از یك داستان جذاب با تصویرهای هنرمندانه است تا كودكان را به خواندن داستان به زبان مادری خود تشویق کند.  مشكلی  که در همه‌ی مناطق ایران وجود دارد و شاید در کردستان بزرگتر باشد، نبود دسترسی به مواد آموزشی به زبان مادری است. در كردستان، کودکان در خانه و كوچه و خیابان به زبان کردی حرف می‌زنند، ولی وقتی به مدرسه می‌روند، به  شدت توی ذوق‌شان می‌خورد، با زبانی رو به رو می‌شوند که كمترین آشنایی را با آن دارند و تا آن موقع به این زبان حرف نزده‌اند. این موضوع در كودكان ما گونه‌ای دوگانگی می‌آفریند، در حالی كه دو زبانگی  به خودی خود امتیاز به شمارمی‌آید، به كودكان آسیب هم می‌رساند، چون به یكباره ناچار به فاصله گرفتن از زبان مادری و آموختن زبان دوم می‌شوند. زاروك برای حل این مشکل می‌کوشد. داستانی هم که به آن اشاره کردید، مربوط به ادبیات جهان  و درونمایه‌ی آن اهمیت اعتماد به نفس و خودباوری است.

·         چرااین کتاب به شکل دو زبانه - کردی و انگلیسی – منتشر شده است؟

پایه‌ی کار ما زبان كردی است و در شماره‌ی نخست، با پافشاری مترجم اثر برای  آوردن متن انگلیسی به عنوان  ادای احترام به نویسنده‌ی اصلی، متن انگلیسی آن را آوردیم، و گرنه زاروك تنها به زبان كردی منتشر خواهد شد.

·         فکر نمی‌کنید دوزبانه بودن کتاب، دایره‌ی مخاطبان این مجموعه را  تا کودکان کرد زبان خارج از ایران گسترش دهد؟

حوزه‌ی پخش این مجموعه تنها در خود ایران است. مجموعه‌ی توریستی ایزیرتو، آژانس‌های توریستی و مسافرتی داخل و خارج از ایران را در حوزه‌ی مخاطبان خود دارد، اما زاروك  تنها برای کودکان  کرد زبان  ایرانی است. 

·         آیا برای ترجمه‌ی اثر پیش گفته از نویسنده‌ی آن اجازه گرفته شده است؟ 

 این نویسنده درگذشته است، اما بنیادی به نام وی در کشور امریكا وجود دارد كه برای كودكان كار می‌كند. از آن‌ها اجازه گرفتیم. برای من جالب بود که  بنیادی به نام نویسنده‌ای  که  دردهه‌ی ۷۰ میلاد ی می‌زیسته، پایه‌گذاری شده است و  شیوه‌ی تفكر او در آن بنیاد دنبال می‌شود.  در  کشور ما كمتر به این موضوع توجه می‌کنند.

·         با توجه به فرا رسیدن روز جهانی زبان مادری،انجمن  شما پیوند میان میراث فرهنگی و زبان مادری را چگونه تعریف می‌کند؟‌

زبان، تنها یک ابزار برای انتقال معنا و یک رسانه و وسیله‌ی ارتباط نیست. هر واژه‌ای که  ما استفاده می‌کنیم، تصویری برای‌مان می‌سازد که به ریشه‌های فرهنگی ما برمی‌گردد. یکی از دوستان ما در انجمن، دو تصویر در پای تخته‌ی کلاس در یکی از مدرسه‌های کردستان نصب کرده بود: دو مرد، یکی با کت و شلوار، یکی هم با لباس کردی. از بچه‌ها پرسیده بود که کدام یک از آن دو «بابا» ست؟ همه به مردی که کت و شلوار به تن داشت، اشاره کرده بودند. به بابا در زبان کردی «باوک» می‌گویند. دوست ما  دوباره پرسیده بود که «باوک» کدام است؟ همه  مردی  راکه لباس کردی به تن داشت، نشان داده بودند. بچه‌های آن کلاس  پدر را با معیارهایی که در ذهن شان داشتند تصویر کرده بودند.. فادر(Father) با پدر یک معنی می‌دهد. ممکن  است اگر همین آزمایش را در تهران انجام بدهید، بچه‌ها  به آن کسی که کراوات زده، ‌بگویند این فادر است و با پدر فرق می‌کند. مفاهیم و تصاویر ذهنی‌ای که هر واژه در ذهن آدم‌ها ایجاد می‌کند و مربوط به پیش زمینه فرهنگی آن‌هاست، جایگاه زبان را از یک ابزار انتقال معنا بالاتر می‌برد. برای همین است که زبان مادری همیشه جایگاه ارشمند خودش را دارد و خواهد داشت.

·         لطفا کمی هم درباره‌ی رابطه‌ی زبان با میراث فرهنگی بگویید.

زبان، بخشی از میراث معنوی شمرده می‌شود، همانند تمام آیین‌ها و سنت‌ها که در جامعه وجود دارند. زبان، در گروه میراث معنوی یا غیرملموس می‌گنجد و تعریف شده است. تلاش‌هایی که هركدام از كشورها برای حفظ و گسترش زبان مردمان‌شان انجام می‌دهند هم در همین مقوله قرار می‌گیرد.

·         چرا ادبیات را برای انتقال زبان کردی انتخاب کردید؟ می‌توانستید یک نشریه‌ی اطلاعاتی منتشر کنید.

برای اینکه کودکان مخاطبان اصلی این مجموعه هستند و ادبیات برای  آن‌ها جذاب‌تر است. علاقه‌مندی کودکان گروه سنی (ب و ج)  که مخاطبان ما در این مجموعه هستند، به قصه بیشتر است. اگر مخاطب ما نوجوان بود، گفته‌ی شما مصداق داشت.

·         آیا بچه‌ها از این مجموعه استقبال می‌کنند؟ در خواندن آن مشکلی پیدا نکرده‌اند؟

البته ممکن است بچه‌ها کمی مشکل داشته باشند، چون آموزش‌شان به زبان فارسی است، ولی بیشتر خانواده‌ها بااشتیاق این كتاب‌ها را می‌خرند و به خانه می‌برند، برای اینکه از تصویرسازی خوب و كیفیت چاپ مناسب كه جذابیت کار را بیشتر کرده، برخوردارند. امیدوارم اشتیاق بچه‌ها به خواندن این نشریه به اندازه‌ای برسد که از بزرگ‌ترهای‌شان بخواهند آن را برای‌شان بخوانند و پدران و مادران بتوانند زبان كردی را از راه  این داستان‌ها به فرزندان‌شان آموزش بدهند.

·         چه چشم‌اندازی برای این مجموعه دارید؟ قرار است به کجا برسد و چند شماره منتشر خواهد شد؟

ما امیدوار هستیم که سالی سه یا چهار شماره منتشر کنیم، تا زمانی که مخاطبان ما مطالب نشریه را بپسندند و ناگفته‌های ادبیات شفاهی ما را که متأسفانه کم کم به فراموشی سپرده می‌شوند، به کودکان‌مان انتقال دهیم.

·         آیا برنامه‌ای برای گردآوری  قصه‌های عامیانه دارید؟

‌بله. ما روی قصه‌های عامیانه ای  که می‌شناسیم و می‌دانیم کاری روی آن‌ها انجام نگرفته است کار می‌کنیم و با كمك همكارانی که حوزه‌ی روان‌شناسی، آموزش کودک و تصویرسازی را خوب می‌شناسند، می‌کوشیم آن‌ها را برای این گروه سنی قابل فهم، پرکشش و به‌روز کنیم.

·         آیا این داستان‌ها را بازنویسی می‌کنید؟

برخی را داریم می‌نویسیم که تا حالا مکتوب نشده و شفاهی بوده‌اند و سینه به سینه نقل شده‌اند. برخی را هم که مکتوب هستند، به كمك كارشناسان خود بازنویسی می‌كنیم تا برای کودکان آسان فهم شوند.

شبنم عیوضی