سنگ نوشته اشپوئینی در بوکان به یغما رفت

یوسف حسن زاده[1]

 

بر آگاهان پوشیده نیست که سنگ نوشته­ها در پژوهشهای باستان­شناسی چه جایگاه والا و اهمیت فراوانی دارند. آنجا که مطالعات جغرافیای تاریخی، بررسی سفال­ها و مدارک معماری و صدها داده آماری، سند آزمایشگاهی و مطالعات تطبیقی می­توانند فرضیه­ای را با بکار بردن پیشوند «احتمالاً» مطرح کنند، سنگ نوشته­ای می­تواند با اطمینان کامل اذعان کند که فلان رویداد تاریخی یا فلان مکان تاریخی در کجای این سرزمین باستانی سر بر خاک نهاده است. هنوز اختلاف نظرها و بحث­های باستان­شناسی و زبان­شناسی بر سر انطباق مکان «زعتر» مورد اشاره در کتیبه مانایی قلایچی در 7 کیلومتری شمال شرقی بوکان با ایزیرتو (پایتخت ماناها) به علت نقصان کتیبه و از بین رفتن بخش بالایی آن پایان نیافته بود که به سرقت رفتن کتیبه میخی اورارتویی «ترغه» در 25 کیلومتری غرب بوکان معماهای دیگری را بی­پاسخ گذاشت و ابهامات موجود را بیشتر و لاینحل­تر باقی گذاشت.

 صعود یک گروه کوهنوردی از شهرستان بوکان به ارتفاعات 2250 متری کوه ترغه در سال 1376 منجر به کشف کتیبه­ای به خط میخی اورارتویی شد. هیئت کوهنوردی که به منظور ثبت صعود خود دوربین فیلم برداری به همراه داشتند به فیلم برداری از کتیبه پرداختند،. فیلم مذکور دست به دست گشت و در آخر منجر به برش کتیبه از محل آن و به سرقت رفتن این داده تاریخی شد، این در حالی بود که به گزارش میراث خبر[2]، سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی از وجود چنین کتیبه­ای تا سال 1384 بی­اطلاع بود..

به همت یک گروه مستند ساز به سرپرستی اسماعیل فرامرزی مستندی 37 دقیقه­ای بر اساس مدارک مذکور ساخته شد و رسول بشاش کنزق به استناد آنچه در فیلم­برداری غیرحرفه­ای گروه کوهنوردی از کتیبه ترغه می­توانست برداشت کند، اطلاعات ذی قیمتی را در اختیار نهاد. وی می­گوید: «متاسفانه این کتیبه از بین رفته است و امکان دارد که تحریر آشوری آن هم موجود باشد. تحریر اورارتویی کتیبه با نام خدای خلدی ]خدای ملی و خدای جنگ در آئین اورارتو[ آغاز می­شود و کتیبه مربوط است به اشپوئینی پسر ساردوری که تاریخ حکومت وی حدوداً به 860 تا 820 ق.م یعنی قرن نهم ق.م بر می­گردد».

 کتیبه ترغه می­توانست بر ما آشکار کند که در حالی هیچ گزارشی را از حضور اورارتوئیها در جنوب غربی دریاچه ارومیه شاهد نبوده­ایم و پژوهشگران مرز جنوبی دولت اورارتو را در جایی نزدیک به اشنویه و کتیبه «کیله­شین» جستجو می­کردند، اشپوئینی چرا و در پی کدام رویداد تاریخی چنین یادگاری را بر تن ترغه حک کرده است؟ در حالی که پژوهشگران زیادی بوکان را جزو بخش مرکزی دولت مانا می­دانند و بعضی از آنان فرضیه ایزیرتو را برای تپه قلایچی مطرح می­کنند، حضور کتیبه­ای اورارتویی در 32 کیلومتری قلایچی چه توجیهی می­تواند داشته باشد؟ افسوس که مهم­ترین سند برای یافتن جواب این پرسش­ها و دهها پرسش دیگر، به یغما رفته است و این پرسشهای باستان­شناسانه، طرح نشده باید به فراموشی سپرده شوند و در انتظار مدرک احتمالی دیگری باقی بمانند.

 



[1] - از آقایان اسماعیل فرامرزی و دکتر رسول بشاش کنزق به خاطر در اختیار نهادن اطلاعات مربوطه و خانم زهرا کشوری به خاطر پیگیری­ها و اطلاع­رسانی در این مورد و اتفاقات مشابه، بی نهایت سپاسگزارم.

- میراث خبر، مورخه 3 مردادماه 1385[2]