گاهنامه ایزیرتو - سال دوم . شماره اول . شماره پیاپی 2
نهادهای مردمی، حافظان راستین میراث فرهنگی
سیما میری[1]
احتمالاً تاکنون با این پرسش مواجه شدهاید که چرا میراث فرهنگی؟ چرا آثاری که از سدهها و بلکه هزارههای پیش در زیر زمین و درون کپههای خاک بیاستفاده ماندهاند باید حفاظت شوند؟ اجازه میخواهم که به حوزه سینما رجوع کنم و مثال زیبای دکتر عباس علیزاده، استاد فرزانه دانشگاه شیکاگو را برای بیان منظورم بکار گیرم. چند سال پیش فیلمی به نام «از روی عرشه» تهیه شد و بر روی پرده آمد. داستان فیلم بر محور تاثیر و نقش حافظه در زندگی آدمی و مصائبی که بر اثر بریده شدن از گذشته به انسان روی میآورد، شکل گرفته بود. زنی مغرور و ثروتمند که بر اثر سقوط در دریا و عوارض ناشی از غرق شدن، پس از رهایی از امواج به دست ماهیگیران، دچار نسیان و فراموشی شده و پس از آن مصائب و مشکلات فراوانی به وی روی میآورد. درودگری که قبلاً برای کشتی تفریحی او و شوهرش اجیر شده و زن به او اهانت کرده بود به کینه توزی با زن برمیخیزد و با استفاده از فراموشکاری زن، او را به منزل خود آورده و به کارهای سخت و پست وامیدارد و با مجهول نشان دادن شخصیت وی و دادن هویت ساختگی به او، زن را وادار به هر خواری و مذلتی مینماید. با گذشت زمان، چون به تدریج با گذشتهاش پیوند برقرار میکند و حافظهاش را باز مییابد، دگرباره بخت و اقبال به او روی میآورد و به آسودگی و زندگی دلخواه خود رجعت میکند.
این داستان و رابطه نمادینی که با نقش اجتماعی و فرهنگی «میراث فرهنگی» دارد، نشان میدهد که عدم آگاهی از گذشته و روندهای تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که شکل دهنده ملتها هستند، آنها را به موجود منفعلی تبدیل میکند که همانند زن داستان فیلم، مثل مومی در دست دیگران به هر شکل درمیآیند و مورد سوء استفاده، استثمار و استعمار قرار میگیرند. ملتی که با گذشته خود بیگانه است و یا آگاهیاش درباره گذشته سطحی است، رفتار و شخصیت خود را در قالب تصویری که دیگران از او کشیدهاند، دیده و بکلی شخصیت فرهنگی و ملی خود را از دست خواهد داد. عدم آگاهی به فرهنگ و تاریخ گذشته، باعث از خود بیگانگی یک ملت و در پایان اسارت فرهنگی و حتی سیاسی او شده و به ناچار، دیر یا زود چون تندیسی پوشالین در هم فرو میریزد. بدون تردید در همه کشورهای دنیا، پرداختن به سرگذشت ملی، بازسازی روندهای تحولات فرهنگی ـ اجتماعی از اهم فعالیتها و دغدغههایی است که بخشی از متخصصین و افراد آن جامعه را به خود مشغول داشته است. لیکن آنچه که مبحث اصلی این نوشتار و در واقع دغدغه مشترک ما و شماست، بحثهای آکادمیک و علمی در مسائل باستانشناختی و تاریخی نیست، بلکه حفاظت از مدارک و مستنداتی است که پژوهشگران با اتکاء به آنها، به بازسازی و بازتعریف گذشته میپردازند. مدارکی که به مانند پازل بزرگی، تکههای هویت و شناسنامه ملی ما را تشکیل میدهند. حفاظت از مستنداتی که هرکدام در تکمیل پازل مذکور و نشان دادن تصویری شفافتر از هویت ما، سهم مهمی دارند.
نهادهای مدنی به عنوان سربازانی داوطلب، برخاسته از بطن اجتماع و عجین با مردم، نقش بسزایی در انتقال و تفهیم این دغدغههای اصلی و کلیدی به لایههای پنهان اجتماع و درون جامعه دارند. آنجا که نهادهای دولتی از انجام وظایف خود به نحو احسن باز میمانند و یا به دلایل مختلف قادر به ایفای نقش خود نیستند، نهادهای مردمی به عنوان نیروهایی دلسوز، مردمی و خود جوش، با کمک مردم میتوانند به نجات بخشی و حفظ آثار و شواهد میراث فرهنگی اقدام نمایند.
در چند ساله اخیر، با رشد گسترده جامعه دانشگاهی، خوشبختانه نهادهای مردمی با بهرهمندی از اعضای متخصص و تحصیل کرده، توانستهاند نقش درخور و مناسبی در حوزه میراث فرهنگی ایفا نمایند. اعتراض و مقاومت در خصوص آبگیری سد سیوند، ساخت هتل در محوطه شوش و ... مثالهای کوچکی از تلاشهای فراوان صورت گرفته در این سالیان از سوی نهادهای مردمی در حفاظت از میراث فرهنگی بوده است.
انجمن ایزیرتو را میتوان یکی از نهادهای فعال حوزه میراث فرهنگی دانست که با فعالیتهای متنوعی که در حوزههای انتشارات، اطلاع رسانی به موقع و پیگیری پرونده محوطههای در خطر از قبیل تلاش سه ساله در پرونده محوطه قرهکند در محور بوکان ـ مهاباد و ...، سعی در ایفای نقش موثر و مسجل خود در طی 5 سال فعالیت داشته است.
هرچند عضویت مستقیمی در انجمن ایزیرتو نداشتهام، لیکن به واسطه ارتباط مداوم با تنی چند از اعضای این انجمن و مشاهده نتایج فعالیتها و تلاشهای آنان، بر این باورم که ایزیرتو با تمام مشکلات مالی، اجرایی و اداری مختلفی که از سر گذرانده است، این شایستگی را در خود نشان داده است که آن را انجمنی موفق بدانیم و به فعالیتهای آن دلخوش و امیدوار باشیم. پنجمین سال تولد ایزیرتو را به فال نیک میگیرم و از همه شما بزرگواران دعوت میکنم تا پابهپای هم، در بارور کردن هرچه بیشتر این نهال فرهنگی کوشا باشیم و میراثدارانی شایسته برای مدارک هزاران سال تحولات فرهنگی خفته در خاک باشیم.



