گاهنامه ایزیرتو - سال دوم . شماره اول . شماره پیاپی 2
ارتباط باستان شناسی و تاریخ
امیر عبدالهی[1]
شاید بیمورد نباشد که گفتار خویش را با این جمله پرمعنی آغازکنیم که «آینده متعلق به ملتی است که گذشته خویش را درست بشناسد». عقیده عام بر این است که حفظ و بازشناسی تاریخ و هویت یک ملت بر دوش مورخان و یا افرادی است که به نوعی با تاریخ سر و کار دارند. در صورتی که واقعیت امر این است که حفظ و بازشناسی این امر مهم وظیفهای است که مستلزم توجه و دقت و آگاهی همه طبقات و گروههای جامعه است. شاید وظیفه یک مورخ فراتر از توصیف گزارشات و تحلیل وقایع مربوط به حوادثی باشد که در تاریخ یک ملت رخ داده است. اما حفظ آثار و بقایایی که از یک ملت بهجا مانده از وظیفه مورخ خارج است. این در حالی است که توصیف و تحلیل گزارشهای یک واقعه در صورتی که آثاری از آن به جا مانده باشد، مستلزم حفظ این آثار در وهله اول است.
با درک این موضوع ارتباط تاریخ و مورخ با گروههای دیگر جامعه به خوبی آشکار میشود. باستانشناسی و باستانشناس که وظیفه آن در وهله اول کشف، معرفی و حفظ آثار و بقایای یک ملت است از آن گروههایی است که ارتباط نزدیکی با تاریخ و مورخ دارد. ارتباط بین باستانشناسی و تاریخ تا حدی است که در برخی مواقع بی توجهی به یکی از آنها میتواند اشتباهات جبران ناپذیری برای هویت یک ملت به دنبال داشته باشد. عکس آن نیز در مواقعی یعنی کمک یکی به دیگری میتواند تاریخ یک ملت را به سمت دیگر بکشاند. برای نمونه کشف سکههای مربوطه به بداق سلطان مکری در ساوجبلاغ که امری باستانشناسی و حفظ آن کار باستانشناس بود، توانست پدیدهای جدید در تاریخ، که حاکمان محلی کرد نیز در منطقه تحت اختیار خود اقدام به ضرب سکه نمودهاند، را روشن سازد. از آنجا که منابع مکتوب تاریخی ما بسیار نادر است و به جز چند تالیف معدود در زمینه تاریخنویسی مدارک بسیار اندکی در دست است، لذا کشفیات باستانشناسی میتواند تا حدودی این نقص را جبران کند.
از مهمترین منابع مورد مطالعه باستانشناسی کتیبهشناسی است که کشف و حفظ و بررسی دقیق این مهم میتواند کمبود منابع مکتوب در حوزه تاریخ را جبران کند. از آنجا که کتیبهها اسناد اصیل و دست اول و همزمان با رویداد است، برخی اوقات از منابع مکتوب نیز با ارزشتر هستند. هرچند در کردستان کار پژوهش جدی هنوز در این زمینه صورت نگرفته است، ولی بر روی بناهای قدیمی، سنگهای قبور و حتی اثاثه و پارچههای یادبود و ... کشف آنها امکان پذیر است. محتوای کتیبهها هرچند که بیشتر حاوی جزئیات نیستند، میتواند گوشهای از باورها و اعتقادات و حتی آداب و رسوم یک ملت را به خوبی نشان دهد.
اهمیت بسیار یک کتیبه میتواند در این باشد که مبدأی برای یک روش تحقیق باشد. برای نمونه کشف سنگ نوشته تپه قلایچی در بوکان که مربوط به حکومت ماناها میباشد، موجب تحقیق و پژوهش جدی در مورد دوره و محتوای آن توسط زبانشناسانی چون رسول بشاش، آندره لومر، تکسیدور، اسرائیل اپائول، ماریو فیلس، میخائیل سوکولوف و مباحث سلسلهوار باستانشناسان گردید. مباحثی که از سال 1364 (سال کشف کتیبه) تاکنون به صورت جدی در ژورنالهای تخصصی باستانشناسی و زبانشناسی داخلی و خارجی ادامه دارد. نکته قابل توجه در کتیبهها این است که آنها عاری از اشتباهات اتفاقی که مکرر در آثار مکتوب دیده میشود هستند. همچنین صرفنظر از این که کتیبهها اسامی افراد، تبارنامههای خانوادگی، موقعیت سیاسی یک سلسله، احکام رسمی، تفاهمنامههای سیاسی [برای نمونه به نظر بسیاری از زبانشناسان کتیبه قلایچی که به زبان آرامی نگاشته شده است در اصل زبان بومی مردمان مانا نیست، همچنین خدای خلدی و عَدَد مورد اشاره در کتیبه با پارهای شواهد در متن کتیبه، خدای اصلی مورد پرستش ماناها نبوده و این تفاهم نامهای سیاسی است که بین دولت مانا و یکی از همسایگان آن نگاشته شده است] به درستی مشخص میکنند، روش صحیحی برای شناخت ابنیههای نامشخص و نیز برای شناخت جایگاه شهرها از نظر تاریخی به دست میآید. [بنا به کتیبههای آشوری، تپه زیویه در 40 کیلومتری سقز ایالت مانایی ایزبیه از مهمترین ایالتهای مانایی در کنار پایتخت نامی آنها ایزیرتو بوده است]. در نهایت ارزش چنین کتیبههایی زمانی مشخص میشود که همراه منابع مکتوب و در رابطه با یکدیگر بکار گرفته شوند.
مسأله دیگری که مورد مطالعه باستانشناسی است، سکه شناسی است که به مانند کتیبه شناسی میتواند خدمات فراوانی برای تاریخ داشته باشد. عناوین حکومت، گرایشات مذهبی، تاریخ و محل ضرب سکه و... برای بررسی معلومات تاریخی وسایل دقیقی به شمار میآیند. بحث سکه شناسی کردستان میتواند دو اهمیت مهم داشته باشد: نخست اینکه کشف هر سکه در مناطق مختلف کردستان میتواند نوع حکومت مرکزی را در آنجا به خوبی نشان دهد و مساله دوم پیدا کردن سکههای مربوطه به حاکمان محلی کرد از اهمیت ویژهای برخوردار است که میتواند منابع مکتوب را تکمیل نماید و نکته اساسی که در مورد سکهشناسی باید مورد توجه قرار گیرد اینکه کار سکهشناسی کار آن افراد اهل ذوق که اقدام به جمعآوری سکه مینمایند و آن را در قفسهای به نمایش میگذارند و یا در موزهها نگهداری میکنند، نیست. بلکه باید سکهها در اختیار مورخ قرار گیرد تا آنها را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد و منابع مکتوب را توسط آنها تکمیل نماید. برای نمونه در تاریخ کردستان هنوز سال دقیق حکمرانی و تعداد آنها در برخی از حکمرانان محلی به درستی مشخص نیست در حالی که پیدا کردن هر سکه که مربوط به چنین حاکمانی باشد میتواند به این فهرست ناقص کمک کند.
البته حوزه مورد مطالعه باستانشناسی بسیار گستردهتر از اینهاست، که هر کدام به نوعی با تاریخ سروکار دارند. کشف سفالینهها، بقایای معماری، بقایای جانوری، اسکلت انسانی، اشیاء فلزی و ... هر کدام مباحثی مهم در باستانشناسی هستند. باستانشناسی به عنوان علمی کمکی برای تاریخ زمانی ارزشمند است که کشفیات و یافتههای یک باستانشناس در اختیار مورخ قرار گیرد. نه تنها در بررسی تاریخ کرد که هیچ ارتباطی بین مورخ و باستانشناسی دیده نمیشود، بلکه در همه جهان هنوز آن مقدار کمکی را که باستانشناس بایستی به مورخ بکند، نکرده است. اگر زمینه همکاری و همزیستی بین این دو گروه وجود داشته باشد، مورخ اشیاء باستانی را در موقعیت تاریخی خویش قرار میدهد و آنها را در موقعیت فرهنگی و اجتماعی خود توصیف میکند. هدف باستانشناسی هم این است که یک بنا یا شیئ باستانی با روشهای تاریخی و برای اهداف تاریخی توصیف شود.
با پذیرش شرایط مذکور، باستانشناسی میتواند بسیار مفید باشد و در خدمت به جنبههای گوناگون تاریخ به کار گرفته شود. دو گروه از این آثار بسیار حائز اهمیت است که مستلزم توجه و دقت ویژه است: یکی بناهای باستانی که نمایشگر وضعیت زندگی اجتماعی است و دیگر کشف مکانهای مربوط به زندگی مردم در گذشته است که حفظ و تحقیق و بررسی آنها بسیار ضروری است و تحقیق در مورد این آثار مستلزم تخصص در این زمینه است که چه بسا عدم آگاهی و شناخت در روشهای کاوش و بررسی هدفمند آنها، اشتباهات جبران ناپذیری را بهبار خواهد آورد. مسألهای که در مورد کردستان باید مد نظر داشته باشیم این است که هدف از حفاری تنها مکانهایی که کشف شدهاند نیست، بلکه باید اماکنی که امکان حدس و گمان در مورد وجود ابنیه و اشیای باستانی در آنها هست، به درستی و توسط کاوشگران متخصص مورد بررسی قرار گیرد. امری که امروزه در مناطق کردنشین به صورت غیرعلمی و غالباً سودجویانه توسط سوداگران فرهنگ شایع است، که خسران و زیانهای جبران ناپذیر آن زمانی درک میشود که دیگر آن اشیاء ارزش خویش را از دست دادهاند، زیرا بررسی یک اثر باستانشناسی زمانی ارزشمند است که محل کشف و منطقه آن نیز به درستی مورد بررسی قرار گیرد.
با علم به اهمیت حفاظت مدارک و شواهد مورد بحث برای تکمیل مطالعات متخصصین، انجمن ایزیرتو تلاشهایی را در راه اطلاعرسانی و آگاهسازی عموم مردم در حفاظت از این میراث گرانبها برداشته که خوشبختانه بانیان آن افراد متخصص و اهل فن بوده و با دید علمی اقدام به حفظ و تشویق مردم برای نگهداری آثار و اشیاء باستانی کردهاند. ایزیرتو پا را از این نیز فراتر نهاده است و وظایف سنگینی را بر دوش خویش حمل میکند و به جنبههای دیگر و در واقع هر چیزی که به نوعی به شناخت بهتر هویت ملی مردمان ما کمک کند، توجه کرده است. ایجاد شاخه ای به نام «کمیته تاریخ» به مانند شاخههای دیگر، از آن اقدامات مفیدی است که ایزیرتو برای تشوق افرادی خبره در زمینه تاریخ، اقدام به راه اندازی آن کرده است. هر چند تاکنون اقدام موثری توسط اعضای این کمیته در این راستا صورت نگرفته است، ولی باید اذعان کرد که کوتاهی از جانب آن افرادی است که وظیفه دارند نسبت به تاریخ ملت خویش احساس وظیفه کنند. امید است که با همیاری و همکاری همگان بتوانیم در شناخت و حفظ هر چه بهتر گذشته ملت خویش کوشا باشیم تا گذشته را چراغی فراروی آینده قرار دهیم.



