كردستان؛ سرزمين مهرورزي
سيدصلاح الدين رحيمي/ كارشناس گردشگري
استان كردستان، يكي از منحصر بفردترين استان هاي كشور در مقوله جاذبه هاي فرهنگي است. در اين استان برخلاف ساير مناطق كشور، هنوز عوامل فرهنگي و تاريخي در زندگي مردم جاري است و با وجود پيشرفت هاي روزافزون صنعت و هجوم فرهنگ هاي بيگانه، فرهنگ بومي منطقه به علت ريشه هاي عميق و باستاني، پوياتر از گذشته به حيات خود ادامه مي دهد.
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ استان کردستان به علت دارا بودن شرايط خاص فرهنگي از قبيل زبان، لباس و پوشش، جشن هاو مراسم، رقص، موسيقي و صنايع دستي که به آنها اشاره خواهدشد، به واقع، سرزمين مهرورزي و ارائه فرهنگ ناب ايراني است که در جاي جاي جهان شناخته شده و تاثيرات شگرفي برفرهنگ هاي همجوار خود گذاشته است.
زبان
زبان مردم کردستان زبان کردي است. همانند زبان فارسي در مجموعه زبانهاي گروه هند و اروپائي قرار ميگيرد و داراي قوانين خاص از لحاظ دستوري و نوشتاري است. هم اکنون در بسياري از دانشگاههاي معتبر اروپائي و خاورميانه، ادبيات آن تدريس ميشود. به علت وسعت زياد مناطق کردنشين اين زبان داراي لهجههاي اصلي و زيرلهجه زيادي است که اين تنوع لهجه از لحاظ حجم کلمات اين زبان را غني و وزن و الفاظ آهنگين آن؛ عرصه شعر و ادبيات و موسيقي کردي را متاثر و ثروتمند ساخته است. به طوري که بسياري از منظومههاي کردي از حدود يکصد سال پيش به زبانهاي مختلف ترجمه شدهاند. زبان کردي داراي لهجههاي سوراني، اردلاني، کلهري و هورامي است که لهجهي هورامي تشابه زيادي با زبان زرتشت پيامبر ايراني دارد.
لباس و پوشش
لباس کردي از زيباترين پوشاک ايراني است و اين زيبايي در پوشاک زنان اين منطقه از تجلي بيشتري برخوردار است. دامنهاي بلند و بعضا پرچين؛ پيراهنها و رنگارنگي آن به همراه بخشهاي ديگر اين پوشش، هر بينندهاي را متقاعد ميکند. همين امر باعث شده چندبار در جشنوارههاي محلي جهان بهعنوان لباس زيبا و برتر انتخاب شود. تکامل لباس کردي آن را کاملا مناسب وضعيت اقليمي اين ناحيه نموده و شيوه نگرش آميخته با احترام مردم به پوشش باعث حفظ و استفاده از آن تا امروز شده است. هنوز فاخترين نوع لباس د ربين مردها لباسها وگيوههاي دستباف است.
جشن ها ومراسم
مهمترين و عموميترين جشني که درميان مردم کردستان مرسوم شده؛ برگزاري جشن نوروز است. اين جشن دراقصي نقاط کردستان به صورت خودجوش همراه مراسم رقص کردي و برپائي آتش برگزار ميشود. همچنين عيد فطر و عيد قربان به عنوان اعياد مذهبي در اين منطقه داراي اهميت خاص هستند.
از ديگر مراسمي که در ميان مردم کردستان به ويژه منطقهي اورامان از جايگاه خاصي برخوردار است؛ مراسم عروسي پير شاليار(زماون پير شاليار) است. اين مراسم در روستاي اورامان تخت در هفته دوم بهمن ماه که مصادف با جشن سده است طي مراحل و رسومات خاصي برگزار ميشود. و ادامه آن در نيمه اول فصل بهار مصادف با 15 ارديبهشت در محل آرامگاه پيرشاليار تحت عنوان مراسم کومساي برگزار مي شود.
بازديد ازاين مراسم اکنون جنبه کشوري و حتي بينالمللي پيداکرده و در برنامه تورهاي گردشگري استان تنظيم شده است.
رقص کردي
رقص کردي که به عنوان هه لپه رکي در ميان مردم کردستان از آن ياد ميشود با زيبائي خاص آئينهاي تمامنما از زندگي گذشته اين مردم است. حرکات رقص کردي برگرفته از زندگي و کار روزانه مانند کشاورزي، اعتقادات ديني، مراسم و جشنهاي بزرگ، بازيهاي محلي، جنگ و دفاع، حالات روحي و دروني افراد بوده است. اين رقص به علت دور بودن از ابتذال از يکسو و پيوند تاريخي و اجتماعي با زندگي مردم داشته و از ديگرسو در ميان تمام طبقات مردم به عنوان يک ارزش تلقي ميگردد. اصالت اين هنر باعث شده پيشرفت آن در استان شده است به طوري که گروههاي رقص متعددي استان تشکيل و در بسياري از جشنوارههاي بينالمللي مقامهاي اول اين رشته را کسب كرده است.
موسيقي
استان کردستان يکي از غنيترين استانهاي کشور از لحاظ موسيقي است. گروههاي مختلف موسيقي در استان، وجود اساتيد موسيقي در تهران و شهرهاي بزرگ کشور که برخاسته از استان کردستان است و همچنين ساخت سازهاي موسيقي به علت پيشرفت صنايع چوبي و نازک کاري درکنار استعداد موسيقي موجود در استان، کردستان را به مهد موسيقي کشور تبديل کرده است.
موسيقي کردستان را ميتوان در سه بخش تقسيم بندي كرد، اولين بخش موسيقي ديني است که در مراسم مولودي به مناسبت تولد پيامبر يا اعياد فطر و قربان و مراسم دراويش با آواز و دف اجرا ميشود. دومين بخش، موسيقي مناطق شهري است که به وسيله موسيقيدانهاي حرفهاي اجرا ميشود و به آن گرواني گفته ميشود که داراي مقامهاي مختلفي است. سومين بخش، موسيقي روستاي و سنتي است که به آن بيت ميگويند.
صنايع دستي
صنايع دستي به عنوان بخشي از ميراث فرهنگي و به عنوان نمادي از نوع زندگي فرهنگي يک جامعه همواره مورد توجه گردشگران قرار گرفته است. در استان کردستان به علت عدم استيلاي بخش صنعتي هنوز صنايع دستي از لحاظ کيفيت و گستردگي در سطح کشور مطرح است. بهگونهاي که فرش و گليم کردستان به همراه محصولات نازککاري مثل تخته نرد و شطرنج شهرت جهاني پيدا کرده است و بيشتر مسافران و گردشگراني که به کردستان سفر ميكنند از محصولات نازککاري، فرش و گليم اين منطقه هنر پرور خريد ميكنند.
محوطه عصر برنز «قره كند» آذربايجان غربي (بوكان) با خاك يكسان شد
محوطه پنج هزار ساله "قره كند" يكي از چندمحوطه كليدي عصر برنز در شمال غرب ايران به دنبال اتمام عمليات ساخت و ساز يك نهاد نظامي براي هميشه با خاك يكسان شد . تخريب ساير محوطه هاي تاريخي در آذربايجان غربي همچنان ادامه دارد و مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اين استان اقدامي جدي براي جلوگيري از اين تخريب ها انجام نميدهند.
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گروه ميراث فرهنگي _ فاطمه علي اصغر_ به دنبال اتمام عمليات ساخت و ساز يك نهاد نظامي روي محوطه پنج هزار ساله "قره كند" كه از سال 85 آغاز شده بود، اسرار اين محوطه باستاني متعلق به هزاره سوم تا 1500 پيش از ميلاد براي هميشه به فراموشي سپرده شد.
تخريب اين محوطه باستاني كه از هفته دفاع مقدس در سال 85 توسط يك نهاد نظامي آغاز شد،بارها بارها از سوي انجمن ها و سازمان هاي مردم نهاد مورد اعتراض واقع و آنها خواستار متوقف شدن اين پروژه و انتقال آن به مكاني ديگر شدند .
با اين وجود هيچ يك از مسئولان مربوطه در فرمانداري ، استانداري و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آذربايجان غربي اقدامي جدي در زمينه جلوگيري از اين عمليات نكردند. جلوگيري از تخريب محوطه اي كه در 15 كيلومتري جاده بوكان- مهاباد در استان آذربايجانغربي قرار داشت و با شماره 537 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده بود.
"امير كدخدا محمدي"، از مسئولان انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي "ايزيرتو" در اين باره در گفت و گو با CHNميگويد:« اين محوطه تاريخي به رغم مخالفت هاي بسيار دوستداران ميراث فرهنگي احداث شد و در واقع تخريب آن شوكي براي همه ما بود كه بارها بارها وعده حفاظت از آن را از مسئولان ميراث شنيده بوديم.»
به گفته وي مقاومت 3 ساله دوستداران ميراث فرهنگي تنها به دليل نبود حمايت هاي مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در هم شكست .در حالي كه اگر از سوي اين سازمان پشتيباني مي شديم هرگز شاهد تخريب يكي از محوطه هاي ديرينه اين استان كه بخشي از هويت آن را بازگو مي كرد، نبوديم.
كدخدا محمدي با اظهار نگراني از وضعيت ساير محوطه هاي تاريخي در اين استان مي افزايد:« نمي دانيم آيا براستي مسئولان نمي خواهند اقدامي جدي براي اتمام روند ساخت و سازها روي محوطه هاي باستاني _ تاريخي انجام دهند؟»
قلعه سردار عزيز خان شهر بوكان متعلق به هزاره اول يكي ديگر از بناهاي تاريخي اين استان به شمار مي رود كه احتمال تخريب آن بر اثر ساخت و سازها مي رود.
مكاتبههاي بيحاصل
تخريب قره كند به رغم تلاش ها و مكاتبه هاي بسيار با مسئولان ارشد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور باعث شد نگراني هاي دوستداران ميراث فرهنگي درباره ساير محوطه هاي تاريخي افزايش يابد. اين مكاتبه ها نشان ميدهد كه مسئولان ميراث فرهنگي آذربايجان غربي با وجود تاكيد مسئولان كشوري اقدامي اساسي براي اتمام ساخت و سازها روي محوطه تاريخي قره كند نداده اند.
يكي از اين مكاتبه ها در تاريخ 9 تير 87 از سوي "فريبرز دولت آبادي"،معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور به "اشتري "رييس سامان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان غربي است.
در اين نامه آمده است : « احتراما پيرو رونوشت نامه شماره 394/52/872 مورخ 9/4/87 جناب آقاي مهندس صابري مديركل محترم دفتر حفظ و احيا بناها ومحوطههاي تاريخي با عنوان مسوول امور حقوقي اين معاونت منضم به درخواست جناب آقاي انور حبيبزاده نماينده محترم بوكان و حومه در مجلس شوراي اسلامي در خصوص دخل و تصرف سپاه پاسداران در محوطه تاريخي قره كند آن استان شايسته است دستور فرماييد به لحاظ اهميت موضوع همكاران حقوقي آن استان ضمن بررسي نسبت به موضوع اقدامات قضايي را معمول و نتيجه آن را به صورت مكتوب به امور حقوقي اين معاونت به آدرس ذيل ورقه اعلام نمايند .»
يكي ديگر از نامه ها با امضاء "سياوش صابري" ، مدير كل دفتر حفظ و احيا بناهاي محوطه هاي تاريخي به رئيس محترم سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان آذربايجان غربي است.
در اين نامه آمده است:«احتراما پيرو نامه شماره 1126/الف مورخ 5/6/86 انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو در شهرستان بوكان مبني بر تخريب محوطه باستاني قره كند به شماره ثبت ملي 573 از جانب سپاه پاسداران بوكان و دستوررياست محترم سازمان مبني بر پيگيري اكيد آن نظر به اطلاع رساني انجمن مذكور به شخص شما در تاريخ 30/4086 از طريق تلفن ، نامه قبلي جناب آقاي دكتر دولت آباديو گزارشهاي مكرر ميراث خبر در مهرماه 86 و چاپ چندين مقاله درروزنامه (ماهنامه راسان و روزنامه اعتماد ملي) لذا با توجه به حساسيت موضوع خواهشمند است مساله محوطه فوق را در اسرع وقت پيگيري نموده و نسبت به ارسال گزارش آن اقدام لازم به عمل آيد . »
يكي ديگر از اين نامه ها از يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري آذربايجان غربي به فرماندهي محترم يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري كشور – معاونت انتظامي است:«احتراما بازگشت به نامه شماره 4376/12/862 مورخ 17/11/1386 به استحضار ميرساند تپه ثبت شده قرهكند به شماره 573 به تاريخ 16/10/1345 در زمان سالهاي بعد از انقلاب به جهت ناامنيهاي موجود به وسيله سپاه پاسداران تسطيح و با ايجاد پايگاه نظامي روي آن مورد استفاده قرار ميگرفته كه در تاريخ 21/12/1385 سپاه پاسداران با برچيدن پايگاه قديمي كه با امكانات اوليه ايجاد گرديده بود اقدام به احداث پايگاه دائمي بر روي آن مينمايد كه به ابلاغيههاي مامورين وقت سازمان ميراث فرهنگي نيز توسط سازندگان توجيهي نشده و اعلام ميدارند مجوزهاي لازم را از مبادي ذيربط اخذ كردهاند و اين در حالي است كه معاونت حفظ و احياي سازمان آ.غ هيچگونه مجوزي در اين خصوص صادر نكرده و سازمان ميراث فرهنگي نيز به موقع عليه سازندگان اقدام قانوني به عمل نياورده است مراتب جهت استحضار و صدور هرگونه اقدام مقتضي به عرض ميرسد . »
نامه ديگر از سوي "حسينعلي وكيل " ، مدير كل دفتر ثبت آثار تاريخي ، فرهنگي و طبيعي به رئيس سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري استان آذربايجان غربي است با اين مضمون :«احتراما ضمن ارسال تصوير نامه شماره 118/151/872 مورخ 25/2/87 مديركل محترم امور مجلس سازمان و ضمائم آن در خصوص ساخت و ساز در محوطه تاريخي قره كند شهرستان بوكان همانگونه كه مستحضريد محوطه تاريخي فوق الذكر جزو چند محوطه كليدي دوره برنز (300 تا 1500 قبل از ميلاد) در شمال غرب كشور به حساب ميآيد و به دليل اهميت تاريخي آن به شماره 573 مورخ 16/10/1345 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است و از تاريخ ثبت تحت نظارت مراقبت و حمايت ميراث فرهنگي بواه و هركدام اقدام عملياتي كه منجر به تخريب و يا آسيب به بنيان و هويت اثر گردد ممنوع ميباشد . خاطر نشان ميسازد اثر باستاني هنگامي كه مضطرب و تخريب شد پيوند ارگانيك و رابطه فيزيكي و تاريخي خود را با ديگر آثار از دست داده و ارزش شناخت آن تقليل يافته و يافتن رشته اتصال دوباره آن با ديگر آثار آسان نخواهد بود . تجاوز و هجوم به حريم ميراث فرهنگي از ناخوشايندترين و اسفبارترين مظاهر تجاوز است . لذا خواهشمند است دستور فرماييد ضمن انجام مراقبتهاي مستمر حفاظتي، هرگونه اقدام ناهماهنگ در محدوده اثر متوقف و اقدامات لازم معمول و نتيجه به اين دفتر ارسال گردد .»
راز زندگي و مرگ انسانهاي نئاندرتال در غار شانيدر بازگفته مي شود
کتاب «غار شنیدار: جستجوي انسانهاي نئاندرتال در غرب زاگرس» (Shanidar: The first Flower Peole) به قلم رالف سولکی کاوشگر غار شانیدر كه حاوي شرح كاوشهاي وي در اين غار و كشفيات مهم آن است بزودي از سوي انجمن ايزيرتو منتشر مي شود.
به گزارش روابط عمومی انجمن ایزیرتو ترجمه اين كتاب توسط ماجد خلیلنژاد از اعضای انجمن ایزیرتو در مراحل پاياني است و در سلسله انتشارات اين انجمن به چاپ خواهد رسيد. علی اسماعیل نژاد با اعلام این خبر افزود: این کتاب، علاوه بر محتواي علمي آن كه به چگونگي و اهميت كشف بقاياي انسانهاي نئاندرتال در غار مي پردازد، به جنبه هاي مختلف زندگي ساكنين كرد منطقه پرداخته و تصوير روشني از اوضاع اجتماعي و فرهنگي كردستان عراق در دهه 1950 ميلادي به خواننده ارائه مي كند. با توجه به اهميت كتاب و شيوه جذاب سولكي در ارائه اطلاعات علمي به زباني عامه فهم و نبود منابع مناسب درباره كشفيات غار شانيدر كه از اهميت بين المللي برخوردار است،اين كتاب از سوي شورای ترجمه ایزیرتو برای ترجمه مناسب تشخیص داده شد. انتظار می رود در نیمه اول سال 1388 مراحل فنی و اجرایی را طی کرده و در نیمه دوم سال در اختیار علاقمندان قرار گیرد.
در خصوص نام کتاب، سولکی آورده است که: «این کتاب به کشف تعدادی اسکلت نئاندرتال در غاری بلند نزدیک روستای کوچک شانیدر در کردستان عراق می پردازد. روند پیشرفت کار براساس روند اکتتشافات از 1951 تا 1960 در حفاری غار شانیدر است. این کتاب ضمن اینکه بر اطلاعات ما از این دوره می افزاید، موارد روشنگرتر و اطلاعات مهمتری را ارائه می نماید. اینکه انسان در دوره پارینه سنگی، بسیاری از عواطف بشری را خیلی بیشتر از آنچه ما تاکنون تصور می کردیم، داشتند. آنها مردگان خود را با تقدیم شاخه های گل دفن می کردند....».
گفتنی است ترجمه مطالب این کتاب از سوی فریدون بیگلری از متخصصین حوزه پارینه سنگی ایران و از مشاورین انجمن ویرایش و تصحیح خواهد شد. اين كتاب منبع مناسبي براي دانشجويان باستان شناسي، مردم شناسي و تاريخ و همچنين ساير علاقمندان به چگونگي و نحوه زندگي كهنترين پيشينيان ما در غارهاي اين منطقه از زاگرس است.
روستاي اورامان تخت موزه زنده اي است كه هنوز هم حيات اجتماعي و اقتصادي گذشته را همراه زندگي سنتي و بومي در ارتباط با بستر طبيعي پيراموني دارد و بسياري از تجربيات زندگي ديرين بصورت كم رنگ تر از گذشته و كاملاً واضح به چشم مي خورد
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ مصطفي طاهري، کارشناس مردم شناسي_ روستاي بزرگ و تاريخي اورامان تخت از توابع شهرستان سروآباد در استان کردستان ميان سلسله كوههاي تخت و شاهو و كوسالان قرار گرفتهاست كه از جنوب به شهرستان پاوه از شمال به شهر مريوان از غرب به سلسله كوههاي تخت و از شرق به شهر سروآباد منتهي ميشود اين روستا با 640 خانوار و 3000 هزار نفر جمعيت در فاصله 46 درجه و 14 دقيقه تا 46 درجه و 28 دقيقه طول جغرافيايي و 35 درجه و 16 دقيقه عرض جغرافيايي قرار دارد.
اين روستاي زيبا و کمنظير در درهاي با صفا و سرسبز با چشمهها و باغهاي زيبا قرار گرفتهاست. دره اورامان در امتداد سلسله جبال تخت بين کوه تخت و قلعه معروف اورامان که نظارهگر خانههاي پلکاني سنگي با پنجرههاي آبي رنگ ساخته شده، واقع است.
اما نگاهي گذرا به غارهاي اطراف و نقوشهاي متعدد روي صخرهها و تخته سنگها، فرهنگ عامه، آيينهاي سنتي، صنعتهاي دستي، ادبيات عرفاني درمييابيم که ساکنان اين روستا بازماندگان اجدادي هستند که غارنشيني، کوهنشيني و دوره شکار و گردآوري و روستانشيني را تجربه کردهاند.
آري خودکفايي در پوشاک، ابزار، طب سنتي، خوراک، آداب و رسوم و جنبههاي ديگر زندگي گواهي ديگر بر اين مدعا است. چراکه هميشه اصالت و قدمت به مردم و قومي است که کورکورانه تقليد نکرده باشند، بلکه هرآنچه در خانه در کوزه و بر سر سفره و هرآنچه که بر تن داشته باشند، حاصل توانايي کوشش، ذوق و سليقه و مهارت افراد آن قوم يا جامعه باشد.
اوراميها با دانش بومي خود در بستر زمان از تمامي عناصر طبيعي منطقه سودجسته و از اين طريق ضامن بقاي خويش در برابر ناملايمات زمانه خود بودهاند. استفاده از غار بهعنوان پناهگاه در مقابل حيوانات وحشي و درنده، استفاده از گياهان وحشي براي غذا و درمان بيماريهاي مختلف، استفاده از چوب درختان سخت، جهت ابزارسازي و صنايعدستي، استفاده از شکار جهت تغذيه و لباس و ظرف آب و غيره. همه و همه کانال همواري است که انسان امروزي را به گذشتههاي بسيار دور رهنمون ميسازد.
گذشته نزديکتر را در اورامان با آيينهاي سنتي به نظاره مينشينيم. روستايي که موبدان زرتشتي آتشکدههاي اروميه براي حل مشکلات اجتماعي سياسي و ديني خود دست به دامان مردان انديشمندان نشستهاند. آري اورامان خاستگاه آيين زرتشت بزرگترين دين جهان است. سرزمين بزرگترين آيينهاي باستاني دنيا ازجمله مراسم هرساله پيرشاليار که برگ زرين ديگر بر اين مدعا است. سرزمين مهر پرستي سرزميني که دخترک اورامي براي درمان ميخچه پايش با زمزمه اشعاري کهن از خورشيد طلب استمداد مي کند(مانگ له تازه مانگ له تازه بيه مانگ له کوني چيش په نه که ردا).
شواهد نشان ميدهد که ساکنان روستا فراواني در نعمت را تجربه نکردهاند و همين هم رمز موفقيت و اصالت و دانش اين مردمان بوده است. کمبود آب، زمين، راههاي ارتباطي، صعبالعبور بودن منطقه، باعث شده که ساکنان آرام ننشينند و از تفکر و قدرت خويش براي ادامه زندگي بهره جويند. کمبود آب و زمين است که ساکنان روستا را به روشهاي منحصربفرد استفاده از اين دو رهنمون شده است و صعب العبور بودن و عدم ارتباط بوده که اوراميها را به مرز خودکفايي رسانده است و اين خود به تنهاي براي اثبات اصالت و نجابت کافي است.
اهالي روستا آب و زمين را مقدس ميدانند و از اين جهت کمر همت بربستهاند تا قطرهاي آب هدر نرود و اندک زميني باير نماند. سختکوشيشان در باغات تراسبندي شده روي شيبهاي تند و چشمههاي جوشاني که از دل کوههاي سخت خروشانند، نمايان است.
روستاي اورامان تخت موزه زندهاي است که هنوز هم حيات اجتماعي و اقتصادي گذشته به همراه زندگي سنتي و بومي در ارتباط با بستر طبيعي پيرامون دارد و بسياري از تجربيات زندگي ديرين بصورت کمرنگتر از گذشته و کاملا واضح بهچشم ميخورد. تعامل انسان و طبيعت در اين ارتباط کاملا به همان شيوه کهن حفظ شده است.
مردم اين سرزمين به طبع کوهستان بلند و اهورايي که خلوتگاه دنج زمزمههاي سبحاني است در مکتبهاي تصوف و عرفان رازها آموختهاند و هنوز هم در عصر ماشين و غوغاي ماديات در گوشههاي خلوت اين ديار هستند اهل دلي که خالصانه رو به درگاه حق نوا سرميدهند در اين ديار تنها تصوف و عرفان نيست که که از دل نوا سردهند بلکه بودهاند اديباني که بر تارک قلهها با نور و روشنايي دمساز گشتهاند و اکنون بر زبان و چشم نميآيند شاعري چون محمدسليمان مشهور به صيدي اورامي که بر دوزبان ديگر(فارسي و عربي) تسلط کامل داشته و با اين دو زبان نيز شعر سروده است.
تنها صبر و استقامت، سختکوشي، عرفان، تصوف و شعر و موسيقي نيست که مردم اين ديار را منور مي سازد، بلکه دلي دارند، چو دريا. اوراميها مردمي خونگرم، مهربان و نوعدوست هستند. همياري و همکاري در ميان آنان مثالزدني است در مشکلات و مسايل زندگي در ازدواج و در زمان شادي غم و اندوه يار و ياور همديگر بوده و هستند. شادي همسايه و هم روستايي را شادي خود و غم آنان را غم خود ميپندارد و اين راز است که در عروسيها نياز به دعوت و کارتپستال نيست و در سوگواريها همه اندوه به دل زانوي غم به دست ميگيرند. مردمي خونگرم، مهماننواز، خوش برخورد که با سلامي به دلشان راه مييابي و با عليکي به درون خانهشان. در اعتقادشان چون کوه صبورند و مقاوم اما براي پيشرفت در زندگي چون موم نرم.
اوراميها اکنون خوش نشينند و خوش خوراک و شيکپوش و اگر از در و نماي خشکهچين بيرون خانهشان بگذري در درون با مبلمان و دکوراسيون شهري مواجه ميشوي و روي فرش خانه سفرهاي رنگين.
بگذريم از اصالت و دانش و غيرهاش و به ميان طبيعت افسونگرش آنجا که صداي دلنشين اهورايي سياچمانه تمام دلها را به سفري بيانتها فراميخواند... و آنجا بازخواني خاطرات خوشايند و ناخوايند زندگي پرفراز و نشيبي که لحظه لحظه آن با کوههاي سر به فلک کشيده و طبيعت زيباي اين ديار عجين شده است.
در ميان درهاي دلتنگش آنجا که صداي زنگ گله آدمي را خيره ميکند راستي اين چه وادي است که اينگونه چون فريبا دلربا است اگر به ميان کوههاي سر به فلک کشيدهاش پابگذاري تنها آواي کبکان خوش خرام نيست که دل را ميفريبد، بلکه گياهان خوشبوي وحشياش که نسيم درههايش آنان را وزان کرده است با زبان بيزباني آدميان را بهسوي خويش فراميخوانند.
اورامان را بايد ديد نه در فيلم و تصاوير بلکه بايد توشه سفر بربست و بال سفر گشايي.



