در کاوش های تپه ربط 2
بخشی از یک حصار باستانی به دست آمد
بخشي از يک حصار محيطي شهري باستيون دار به عرض 20/3 متر متعلق به سده هشتم قبل از ميلاد در کاوشهاي باستانشناسي تپه ربط آذربايجان غربي بدست آمد.
ادامه مطلب>>>
چشمه کانی بل کرمانشاه ثبت ملی شد
در راستاي حفاظت از آثار تاريخي و طبيعي، سازمان ميراث فرهنگي استان کرمانشاه چشمه بل کوسه هجیج در شهرستان پاوه را در فهرست آثار ملي ثبت کرد.
ادامه مطلب>>>
گزارشي از همايش «همدلي با كودكان روستا»
30 مهرماه 1388-تالار خانه هنرمندان – تهران
همايش «همدلي با كودكان روستا روز پنج شنبه مورخه 30 مهرماه 1388 در يكي از تالارهاي خانه هنرمندان تهران با حضور كميته كتابخانههاي انجمن ايزيرتو (روناكي) از ساعت 17 تا 19 برگزار شد.
ادامه مطلب>>>
انحراف 30 سانتی متری در یکی از مناره های مسجد دو مناره سقز
به گفته دوستداران میراث فرهنگی سقز ، مناره ضلع غربی مسجد دومناره تاکنون بیش از 30 سانتی متر به طرف کوچه غربی انحراف داشته و روز به روز هم بر ترک آن افزوده می شود
ادامه مطلب>>>
قلعه 3 هزار ساله صاحب مهجور میان ساخت و سازهای شهری
به گفته کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی، قلعه صاحب در وضعیت خوبی به سر نمی برد و در حال حاضر دور تا دور آن توسط جاده های شهری بریده شده است. این در حالی است که مسئولان می گویند این تخریب ها مربوط به گذشته است
ادامه مطلب>>>
کاخ خسرو پرویز در بیستون سر از خاک بیرون آورده است
در نزدیکی فرهادتراش، باستان شناسان مشغول کاوش در محوطه ای ساسانی – اسلامی هستند که پیش تر کاخی متعلق به خسروپرویز،نیمه کاره در این مکان ساخته شده بود.
ادامه مطلب>>>
نمايش انسان نئاندرتال در موزه پارينه سنگي کرمانشاه
در راستاي تکميل فاز دوم موزه پارينه سنگي استان کرمانشاه نخستين مولاژ ساخته شده انسان نئاندرتال در ايران در اين موزه به نمايش درآمد. مسئول موزهها و محوطههاي تاريخي سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان کرمانشاه با بيان مطلب فوق به ميراث آريا (chtn.ir) گفت: اين مولاژ توسط گروهي از هنرمندان پيکره ساز و تحت نظارت فريدون بيگلري باستان شناس و متخصص پارينه سنگي در ابعاد واقعي ساخته شده است.

ادامه مطلب>>>
گزارشي دربارهي زيويه و زخمهاي كهنهاي كه بر تن دارد
خبرگزاری ایسنا در مصاحبه ای در خصوص وقایع اخیر زیویه و مشکلاتی که میراث فرهنگی سنندج برای تیم کاوش آن به وجود آورده است با دکتر کامیار عبدی، سرپرست کاوش های زیویه به گفتگو نشسته است که در پی می آید. گفتنی است زیویه پس از 11 سال کاوش علمی به صورت ابهامی بزرگ در باستان شناسی شمال غرب ایران در عصر آهن مطرح بود که تیم کاوش در صدد احیای دوباره آن و انتشار اطلاعات به دست آمده در خصوص آن بودند که با ادعاها و سنگ اندازی های سازمان میراث فرهنگی استان کردستان مواجه شدند.
ادامه مطلب>>>
در آستانه روز جهاني كودك صورت گرفت
زاروك 1: شايي مشكه بور منتشر شد
در آستانه روز جهاني كودك، زاروك1 تحت عنوان شايي مشكه بور منتشر شد. مدير روابط عمومي انجمن ايزيرتو در گفتگو با سايت ايزيرتو با اعلام اين خبر گفت: زاروك سلسله كتاب تصويرسازي شده اي است كه از سوي كميته كودكان انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو با همكاري پخش كتاب موكريان منتشر مي شود.
علي اسماعيل نژاد گفت: نخستين شماره زاروك شايي مشكه بور نوشته روسبيلوف گراس است كه توسط سعيد سليمي باباميري به زبان كردي ترجمه شده است. تصوير سازي اين كتاب توسط سوزن سوان، طراحي لوگو و گرافيك آن توسط روناك سلطاني و مدير داخلي آن را سعيد حسن زاده به عهده دارد و از سوي كميته كودكان ايزيرتو با همكاري پخش كتاب موكريان منتشر شده است.
گفتني است زاروك براي گروه سني ب و ج در نظر گرفته شده است و شماره نخست آن در 28 صفحه تمام رنگي روي كاغذ گلاسه به چاپ رسيده است و به قيمت 1000 تومان عرضه شده است. علاقمندان مي توانند آن را از پخش كتاب موكريان (09144441290) تهيه نمايند.
تنها سند 3 هزار ساله بيجار در حال نابودي است
قلعه بالا سندي مهم از نخستين استقرار در شهر بيجار است كه هر روز به خاطر پيشروي ساختمان سازي، پاساژ و مراكز تجاري در حال تخريب است.
ادامه مطلب>>>
ساخت مستند «نيايشگاه مانايي قلايچي» در بوكان پايان يافت
بوكان، مهاباد 05/07/1388- ساخت فيلم مستند علمي ـ تاريخي «نيايشگاه مانايي قلايچي» در شهرستان بوكان آذربايجان غربي به پايان رسيد.
دبير انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو، روز يک شنبه در گفت و گو با ايرنا اظهار داشت: اين فيلم به تهيه کنندگي اين انجمن و با کارگرداني "ابراهيم رحماني" ساخته شده است.
امير کدخدامحمدي افزود: اين فيلم مستند با هدف انتقال مباحث مربوط به قدمت و پيشينه تاريخي، معرفي معماري و محوطه هاي آثار دوره مانايي ساخته شده است.
وي گفت: دراين فيلم همچنين کتيبه هاي قلايچي، آجرهاي لعابدار و کاوش هاي نجات بخشي، بقاياي جانوري، تاريخ و فرهنگ مانايي و مطالعاتي که در اين زمينه ها صورت گرفته به تصوير کشيده شده است.
کدخدا محمدي اضافه کرد: در ساخت اين فيلم که کار تصويربرداري آن از هشتم خرداد ماه امسال آغاز شد، استادان دانشگاه و باستان شناساني چون محمد لامعي، بهمن کارگر، کاميار عبدي، اسماعيل يغمايي و فرانک بحرالعلومي همکاري داشته اند.
وي گفت: کليه اشياي يافت شده در طي کاوش هاي انجام گرفته مربوط به دوره مانايي به ويژه آثاري که در تپه قلايچي بوکان يافت شده و در موزه هاي مختلف کشور از آنها نگهداري مي شود در اين فيلم معرفي شده است.
تپه سه هزار ساله قلايچي در استان آذربايجان غربي و در مجاورت روستايي به همين نام در هشت کيلومتري شمال شرق بوکان واقع است.
در اين تپه دورههاي باستاني عصر آهن دو ( 1200تا 850 پيش ازميلاد) و سه (850 تا 550 پيش ازميلاد) مشاهده شده است.
يک طبقه تاريخي متعلق به ماناها و سه دوره ساختماني از جمله آثار مهم کشف شده در اين تپه به شمار مي رود.
براي نخستين بار در سال 1364 شمسي کاوش باستانشناسي در اين تپه صورت گرفت و آثاري از هزاره اول قبل از ميلاد در اين حفاري نمايان شد.
اتمام تنها موزه باستان شناسي ايلام پس از 9 سال
ساخت تنها موزه باستان شناسي استان ايلام در محوطه تاريخي دره شهر پس از 9 سال به پايان رسيد. قرار است در اين موزه؛ اشياي مكشوفه از محوطه تاريخي دره شهر در معرض نمايش گذاشته شود.
مرجان حاجي رحيمي
ادامه مطلب>>>
ثبت جهانی زیویه با ساخت مدرسه ای در نزدیکی آن به بن بست می خورد
کارشناسان معتقدند در صورتی که مدرسه روستای زیویه در حریم منظری این قلعه باستانی ساخته شود، ثبت جهانی این اثر با مشکل مواجه می شود. این مدرسه اکنون با اسکلتی فلزی و سقفی شیب دار ساخته می شود که کاملا با بافت سنتی منطقه مغایرت دارد. از سوی دیگر به گفته مدیر میراث فرهنگی استان کردستان، مدرسه در حریم زیویه ساخته نمی شود.
ادامه مطلب>>>
تالار ستون دار قلعه زیویه همچنان در حال رانش است
مطالعات باستان شناسی قلعه زیویه در جهت انجام مرمت های اصولی آن طی یکی دو سال گذشته اغاز شد. طی این مطالعات مشخص شد که تالار ستون دار این دژ دوره تاریخی دچار رانش شده و ند متر هم رانش کرده است. در حال حاضر پایه ستون ها از جای خود حرکت کرده و چندین ترک نیز در کف تالار به وجود آمده است.
ادامه مطلب>>>
طاق های حمام تاریخی خدری در بانه یک به یک فرو می ریزد
به علت نبود حفاظت به موقع از حمام خدری بانه در استان کردستان طاق های این اثر تاریخی که تنها اثر گنبدی شکل شهر بانه محسوب می شود در حال فرو ریختن هستند و تعداد یادی از آنها فرو ریخته اند. این حمام امروز به زباله دانی تبدیل شده است.
ادامه مطلب>>>
غارت تپه باستانی سردشت همچنان ادامه دارد
حفاران غیر مجاز در حالی تپه باستانی سردشت در نزدیکی سقز را غارت می کنند که هیچ مسئولی مراقبت از این تپه را به عهده نگرفته است. این تپه باستانی در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
ادامه مطلب>>>
اتوبان کرمانشاه ـ میاندوآب بخشی از تپه 3 هزار ساله کانی ره شکه در کردستان را تخریب کرد
شرکت بیس راه که پیمانکار احداث بخشی از اتوبان کرمانشاه ـ میاندوآب است بدون استعلام از سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کردستان در حالیکه بومیان منطقه زیویه نسبت به باستانی بودن محوطه باستانی کانی رشکه هشدار داده بودند این محوطه را خریب کرد
ادامه مطلب>>>
غار پیش از تاریخی کرفتو تخته سیاه یادگاری نویس ها شده است
غار کرفتو درحالي تخته سياه شده است که يادگاريها بيشتر توسط گردشگران ايراني نوشته شده و براي نوشتن آنها از رنگ يا کندن سنگ استفاده شده است. اين يادگاريها نه تنها چهره اطاقهاي دستکند را زشت کرده كه باعث تخريب اين اثر ملي نيز شده است. استفاده از رنگهاي سبز، زرد، سفيد، مشکي، قرمز و نوشتههاي به زبان فارسي و انگليسي که عموما اسامي يادگاري نويسها است بدنه ديوار اطاقهاي اين غار باستاني را شکل ميدهد
ادامه مطلب>>>
معماري اورامانات در خطر است
معماري خشكه چيني اورامانات، با استفاده از مصالحي جديد مانند سفالهاي توخالي و نيز آهن به فراموشي سپرده مي شود؛ مسئولان سازمان ميراث فرهنگي نيز با بي توجهي و نداشتن نظارت بر ساخت و سازها به اين نابودي دامن مي زنند.
ادامه مطلب>>>
روستاي پالنگان، بهشتي كه به جهنم تبديل مي شود
روستاي پالنگان كه از مناطق بكر و زيباي كردستان است، در چند ماه اخير به دليل بي توجهي مسئولان گردشگري و محيط زيست استان كردستان و معرقي نادرست تور گردانان و به خصوص طبيعت گردانان غير حرفه اي، رو به تخريب گذاشته است.
ادامه مطلب>>>
گزارشي از افتتاح كتابخانه روستاي قلعه رش شهرستان سردشت
دومين محصول فعاليت انجمن روناكي(كميته كتابخانه هاي انجمن ايزيرتو) در به بارنشاندن سلسله كتابخانههاي روستايي
كتابخانه روستاي قلعهرش به همت اعضاي انجمن روناكي (كميته كتابخانه هاي انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو) و با همكاري انجمن حامي (تهران)، دهياري، شوراي اسلامي روستا و جمعي از فعالان مدني و حمايت مالي تني چند از خيرين و معتمدين شهرستان سردشت، روز پنج شنبه مورخه 31/2/1388 افتتاح شد.
ادامه مطلب>>>
قديمي ترين روستاي خاورميانه در كرمانشاه كشف شد
كاوش هاي باستان شناسي تپه كرداويج كرمانشاه كه با همكاري سازمان ميراث فرهنگي استان كرمانشاه، دانشگاه بوعلي همدان و دانشگاه UCL لندن انجام گرفت منجر به كشف اطلاعات ارزشمندي از قديمي ترين محل اسكان بشر در دوره نوسنگي شد. اين محوطه باستاني 7 متر لايه باستاني دارد و قدمت آثار آن از 9800 سال قبل از ميلاد شروع و تا 7400 ق.م ادامه دارد.
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ حسن ظهوري_ مطالعات باستانشناسي روي آثار بدستآمده از تپه کرداويچ کرمانشاه، منجر به کشف قديميترين روستاي خاورميانه در اين منطقه شد. اين مطالعات نشان ميدهد که ايران يکي از اصليترين کانونهاي نوسنگيگرايي در منطقه بوده است.
«حسن فاضلي نشلي»، رئيس پژوهشکده باستانشناسي دراينباره گفت:« سال گذشته کاوشهاي باستانشناسي تپه کرداويچ کرمانشاه، با همکاري سازمان ميراث فرهنگي استان کرمانشاه، دانشگاه همدان و دانشگاه UCL لندن انجام گرفت که منجر به کشف اطلاعات ارزشمندي از قديمي ترين اسکانگاه بشر دوره نوسنگي شد.»
فاضلي درباره قدمت آثار اين محوطه باستاني گفت:« قدمت اين محوطه باستاني به 9800 قبل از ميلاد بازميگردد. اين موضوع نشانگر آن است که مردم ساکن در ايران 11800 سال قبل از غارها خارج شدهاند و در دشتها اسکان داشتهاند.»
به گفته فاضلي با کاوش در اين محوطه باستاني ميتوان ادعا کرد که ديگر خاورميانه نميتواند منشاء کشاورزي و دامداري و روستانشيني باشد و ايران يکي از کانونهاي اصلي نوسنگي گرايي و گذار انسان از غار به روستا است.
فاضلي درباره ويژه گيهاي اين محوطه باستاني گفت:« اين محوطه باستاني 7 متر آثار دارد و قدمت آثار آن از 9800 قبل از ميلاد شروع ميشود و تا 7400 ادامه دارد.»
درحال حاضر هيات باستانشناسي يک فصل گمانهزني و لايه نگاري را روي اين محوطه باستاني انجام داده است که منجر به چنين تاريخ گذاري شده است.
به گفته رئيس پژوهشکده باستانشناسي، محوطه باستاني کرداويچ، ازنظر باستانشناسي بسيار اهميت دارد و به همين علت مطالعات باستانشناسي در آن ادامه دارد.
همچنين قرار است که اين محوطه باستاني به سايت موزه تبديل شده و به عنوان يکي از قديميترين اسکانگاه هاي بشر به يونسکو معرفي شود.
ساخت مستند علمی تاریخی «نیایشگاه مانایی قلایچی»
بوکان ـ فيلم مستند علمي تاريخي «نيايشگاه مانايي قلايچي» به کارگرداني «ابراهيم رحماني» در بوکان ساخته ميشود.
براي اولين بار در ايران فيلم مستند علمي تاريخي «نيايشگاه مانايي قلايچي» به کارگرداني «ابراهيم رحماني» و تهيه کنندگي «انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو» در شهرستان بوکان ساخته ميشود.
اين فيلم مستند علمي تاريخي با هدف انتقال مباحث مربوط به قدمت و پيشينه تاريخي، معرفي معماري و محوطه-هاي آثار مانايي، سنگ نوشته و کتيبه آرامي قلايچي، آجرهاي لعابدار، کاوشهاي نجات بخشي، مجموعه بقاياي جانوري، تاريخ هنري، فرهنگ مانايي و مطالعات صورت گرفته تهيه و توليد مي شود.
در روزهاي آينده تصويربرداري اين فيلم در محوطه باستاني قلايچي بوکان آغاز خواهد شد. عوامل پروژه فيلم مستند علمي تاريخي «نيايشگاه مانايي قلايچي» عبارتند از:نويسنده و مشاور باستان شناس: يوسف حسن زاده.
كارگردان: ابراهيم رحماني.مدير فيلمبرداري: رضا روز.دستيار فيلمبردار: سارا قادري, امير پاشايي.
عکاس: وفا سراج مکري.صدابردار: بهمن کريم خواه.دستيار صدابردار: نويد رحماني.مديريت روابط عمومي: منوچهر جهاني و منصور جهاني. تهيه کننده: انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو.
تپة قلايچي واقع در 7 کيلومتري شمال شرق شهرستان بوکان در جنوب درياچه اروميه در استان آذربايجان غربي از محوطههاي کليدي عصر آهن در شمال غرب ايران به شمار مي رود. آجرهاي لعابدار اين محوطه ويترينهاي اکثر موزههاي جهان از جمله: موزه شرق کهن توکيو، موزه ملي توکيو، موزه ماتسودو ژاپن، موزه مطالعات خاور نزديک ژاپن، موزه ملي ايران، موزه اروميه و ... را آراسته است.
ديگر لينك هاي اين خبر:
افتتاح يادمان ايزيرتو در ميدان اسكندري بوكان
يادمان ايزيرتو در ميدان اسكندري بوكان كه از سال گذشته با همكاري شهرداري بوكان و انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو در حال اجرا بود، افتتاح شد.
به گزارش روابط عمومي انجمن ايزيرتو، يادمان ايزيرتو براساس طرحي از هيمن قهرماني از اعضاي كميته هنر انجمن ايزيرتو به تصويب شهرداري بوكان رسيد و از آذرماه 1387 ساخت آن آغاز و در هفته دوم ارديبهشت ماه سال جاري به بهره برداري رسيد. يادمان ايزيرتو شامل دو موتيف متفاوت برگرفته از آجرهاي لعابدار محوطه مانايي قلايچي در 7 كيلومتري بوكان طراحي شده است كه در ابعاد 34 در 34 سانتي متر و متعلق به 800 پ.م است.
اين يادمان در ابعاد 180 در 180 سانتي متر اجرا شده است و اكنون به عنوان يكي از نمادهاي شهر بوكان به نمايش درآمده است.
گاهنامه ایزیرتو - سال دوم . شماره اول . شماره پیاپی 2
ویژه نامه پنجمین سال تاسیس انجمن ایزیرتو؛ نوروز 1388
صاحب امتیاز: انجمن دوستداران یادگارهای تاریخی ایزیرتو
ســر دبیــر: عبدالعـزیز مـولودی
سخن سردبیر
عبدالعزیز مولودی
مزگینی دا به سروه بای بههاری
وا هاتهوه نهوروزی کوردهواری
خوشحالیم که در آغاز سال نو و نوروزی دیگر، دومین ویژهنامه ایزیرتو را با عناوین متنوع در معرض دید نقادانه شما قرار میدهیم. ضروری نیست که به عقب برگردیم و از کارهای ناکرده یا ناتمام در سالی که لحظههای آخرش را طی کرده، سخن بگوییم، بلکه با امید به آنچه در سال جدید میخواهیم انجام دهیم شروع نوروز را جشن میگیریم. در این حرکت البته بر دو محور تاکید بیشتری خواهیم داشت: «ادبیات کودک» و «حفظ میراث فرهنگی». همچنانکه از مطالب مطرح شده در این ویژهنامه نیز بر میآید، دو محور اول و اساسی برای فعالیت ایزیرتو در سال جدید است. اگرچه این دو حوزه از ابتدا جزو دغدغههای ایزیرتو بوده است، اما امیدداریم که با نگرشی دیگر آنرا ادامه دهیم. در سال جدید (فروردینماه) دومین جلد ایزیرتو، ویژه آثار تاریخی و فرهنگی مهاباد به زیور طبع آراسته و در اختیار علاقمندان قرار میگیرد. بدیهی است که حمایت و پشتیبانی از این مجموعه، ما را در ادامه کار و انتشار مجلدهای بعدی ایزیرتو با هدف معرفی آثار تاریخی و فرهنگی منطقه؛ بیش از پیش مصمم خواهد کرد.
بهنام هیئت مدیره و اعضای انجمن ایزیرتو، ضمن تبریک سال نو، صمیمانهترین شادباشها را تقدیم شما مینماییم. آنچه را مهیا کردهایم، برگ سبزی است نثار خوبیهای شما. پاینده باشید.
گاهنامه ایزیرتو - سال دوم . شماره اول . شماره پیاپی 2
بهزماني خهمهكان نهك بهزماني....
عهلي ئيسماعيلنژاد
رهنگه ئهوه پرسياريكي گرنگ بيت كه چي واي كردوه ئيزيرتوو دامهزرينين؟!!
كاتي كه كهلهپووري نهتهوييمان ناوي ژيرخاكي لهسهر دهندري و بهدهس خويندهواراني خؤمان دهنيردري بؤ ههندهران و بي ناونيشان له هؤلي مؤزهخانهيهك دادهنري
كاتي كار بهدهستاني شار به پيويستي دهزانن ئاسهواري ميژوويي شارهكهمان ههر جاري به بيانويهك و له باريك بيتاشن ههتا خواكرد شتيكيان چنگ كهوي!!!
سهردهمي كه ميژوو و ئاسهوارهكاني ليمان دهبيته تارماييهك و رابردوومان به خهيال و خهوني چهند خويندكارِيكي دهمارگرژ دهزانين و ژيار وشارهستانهييهتمان له ئيستا بي ناونيشانتر دهزانين.
بريارماندا كه كهلكهلهكانمان لهگهل راستييهكاني ميژوو و زانست تيكهل كهين و ئاسهواري ميژوييمان له بيناونيشاني، ناو هؤلي مؤزهخانهي ئهورووپاييهكان دهرينين و ههر نهبي ناويكيان لينيين.
ههرلهسهر ئهو برياره وامان دانا ريخراويك دانيين و ناوي كؤنترين قهلاي شارهكهماني بؤ ههلبژيرين ههتا پتر سور بين له سهر ئهوهي ميژوومان تارماييهك نيه و راستيهكي ناو لاپهرهكاني رابردووه.
بؤيه ئيزيزتوومان دامهزراند ههتا ئهو خهونه بينينهدي كه رؤژيك هؤلي مؤزهخانهيهك لهو گهردوونه پان وبهرينه بهناويي ميژوو و ژيار و ئاسهواري ئيمهوه دهكري و رابردوومان دهبيته پيناسهي ناو باخهلي ههركام له ئيمه....
ئيزيرتوو ئيستا 5 ساليتي و كؤليكي گران و قورسي لهسهرشانه و وهك كابرا كورده دهلي (گوريسيكي راخهستووه و دنياي تيناوه)، ههلبهت دنيايهك له خهم بؤ ميژوويهك، ژياريك، كهلهپووري ولاتيك كه زؤر بي بهزهييانه بؤته باويلكهي دهستي ئهم و ئهو.
خهمي ئيزيرتوو نهپاراستني كهلهپوريي نهتهوييمانه، خهمي ئيزيرتوو نهناسيني و بي مهبالاتيكردن بهميژوومانه، خهمي ئيزيرتوو پهروهردهكردني مندالانيكه كه لانيكهم ئهوان پيناسه ورابردوو وژياريان نهبهنه مهزادخانهكاني ئهورووپا و لهناو دلياندا ههليگرن.
ئيزيرتوو باوهري بهوهدي هاتني ههموو ئهو خهم وخهيال و خهونه ههيه، بؤيه ئهمرؤ دهچيته پينجهمين سالي تهمهنييهوه.
ئيزيرتوو له پينجهمين سالي تهمهني دا دهلي: ميژوو و زمان پيناسهيي نهتهويين، بؤيه ئيمه له كؤلمان ناوه ههتا پيناسهيهكمان پيبي.
له دواترين رستهي زماني خهمهكان، ئيزيرتوو دهلي: ئهري بهراست ئيوه تا ئيستا بيرتان لهوه كردؤتهوه كه ئاسهواره ميژووييهكان، ميراتي بهجيماوي ژياري خؤتانه و دهبي بيپاريزن؟ ئهگهر بيرتان لي كردؤتهوه چيتان بؤكردووه؟!!
گاهنامه ایزیرتو - سال دوم . شماره اول . شماره پیاپی 2
نهادهای مردمی، حافظان راستین میراث فرهنگی
سیما میری[1]
احتمالاً تاکنون با این پرسش مواجه شدهاید که چرا میراث فرهنگی؟ چرا آثاری که از سدهها و بلکه هزارههای پیش در زیر زمین و درون کپههای خاک بیاستفاده ماندهاند باید حفاظت شوند؟ اجازه میخواهم که به حوزه سینما رجوع کنم و مثال زیبای دکتر عباس علیزاده، استاد فرزانه دانشگاه شیکاگو را برای بیان منظورم بکار گیرم. چند سال پیش فیلمی به نام «از روی عرشه» تهیه شد و بر روی پرده آمد. داستان فیلم بر محور تاثیر و نقش حافظه در زندگی آدمی و مصائبی که بر اثر بریده شدن از گذشته به انسان روی میآورد، شکل گرفته بود. زنی مغرور و ثروتمند که بر اثر سقوط در دریا و عوارض ناشی از غرق شدن، پس از رهایی از امواج به دست ماهیگیران، دچار نسیان و فراموشی شده و پس از آن مصائب و مشکلات فراوانی به وی روی میآورد. درودگری که قبلاً برای کشتی تفریحی او و شوهرش اجیر شده و زن به او اهانت کرده بود به کینه توزی با زن برمیخیزد و با استفاده از فراموشکاری زن، او را به منزل خود آورده و به کارهای سخت و پست وامیدارد و با مجهول نشان دادن شخصیت وی و دادن هویت ساختگی به او، زن را وادار به هر خواری و مذلتی مینماید. با گذشت زمان، چون به تدریج با گذشتهاش پیوند برقرار میکند و حافظهاش را باز مییابد، دگرباره بخت و اقبال به او روی میآورد و به آسودگی و زندگی دلخواه خود رجعت میکند.
این داستان و رابطه نمادینی که با نقش اجتماعی و فرهنگی «میراث فرهنگی» دارد، نشان میدهد که عدم آگاهی از گذشته و روندهای تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که شکل دهنده ملتها هستند، آنها را به موجود منفعلی تبدیل میکند که همانند زن داستان فیلم، مثل مومی در دست دیگران به هر شکل درمیآیند و مورد سوء استفاده، استثمار و استعمار قرار میگیرند. ملتی که با گذشته خود بیگانه است و یا آگاهیاش درباره گذشته سطحی است، رفتار و شخصیت خود را در قالب تصویری که دیگران از او کشیدهاند، دیده و بکلی شخصیت فرهنگی و ملی خود را از دست خواهد داد. عدم آگاهی به فرهنگ و تاریخ گذشته، باعث از خود بیگانگی یک ملت و در پایان اسارت فرهنگی و حتی سیاسی او شده و به ناچار، دیر یا زود چون تندیسی پوشالین در هم فرو میریزد. بدون تردید در همه کشورهای دنیا، پرداختن به سرگذشت ملی، بازسازی روندهای تحولات فرهنگی ـ اجتماعی از اهم فعالیتها و دغدغههایی است که بخشی از متخصصین و افراد آن جامعه را به خود مشغول داشته است. لیکن آنچه که مبحث اصلی این نوشتار و در واقع دغدغه مشترک ما و شماست، بحثهای آکادمیک و علمی در مسائل باستانشناختی و تاریخی نیست، بلکه حفاظت از مدارک و مستنداتی است که پژوهشگران با اتکاء به آنها، به بازسازی و بازتعریف گذشته میپردازند. مدارکی که به مانند پازل بزرگی، تکههای هویت و شناسنامه ملی ما را تشکیل میدهند. حفاظت از مستنداتی که هرکدام در تکمیل پازل مذکور و نشان دادن تصویری شفافتر از هویت ما، سهم مهمی دارند.
نهادهای مدنی به عنوان سربازانی داوطلب، برخاسته از بطن اجتماع و عجین با مردم، نقش بسزایی در انتقال و تفهیم این دغدغههای اصلی و کلیدی به لایههای پنهان اجتماع و درون جامعه دارند. آنجا که نهادهای دولتی از انجام وظایف خود به نحو احسن باز میمانند و یا به دلایل مختلف قادر به ایفای نقش خود نیستند، نهادهای مردمی به عنوان نیروهایی دلسوز، مردمی و خود جوش، با کمک مردم میتوانند به نجات بخشی و حفظ آثار و شواهد میراث فرهنگی اقدام نمایند.
در چند ساله اخیر، با رشد گسترده جامعه دانشگاهی، خوشبختانه نهادهای مردمی با بهرهمندی از اعضای متخصص و تحصیل کرده، توانستهاند نقش درخور و مناسبی در حوزه میراث فرهنگی ایفا نمایند. اعتراض و مقاومت در خصوص آبگیری سد سیوند، ساخت هتل در محوطه شوش و ... مثالهای کوچکی از تلاشهای فراوان صورت گرفته در این سالیان از سوی نهادهای مردمی در حفاظت از میراث فرهنگی بوده است.
انجمن ایزیرتو را میتوان یکی از نهادهای فعال حوزه میراث فرهنگی دانست که با فعالیتهای متنوعی که در حوزههای انتشارات، اطلاع رسانی به موقع و پیگیری پرونده محوطههای در خطر از قبیل تلاش سه ساله در پرونده محوطه قرهکند در محور بوکان ـ مهاباد و ...، سعی در ایفای نقش موثر و مسجل خود در طی 5 سال فعالیت داشته است.
هرچند عضویت مستقیمی در انجمن ایزیرتو نداشتهام، لیکن به واسطه ارتباط مداوم با تنی چند از اعضای این انجمن و مشاهده نتایج فعالیتها و تلاشهای آنان، بر این باورم که ایزیرتو با تمام مشکلات مالی، اجرایی و اداری مختلفی که از سر گذرانده است، این شایستگی را در خود نشان داده است که آن را انجمنی موفق بدانیم و به فعالیتهای آن دلخوش و امیدوار باشیم. پنجمین سال تولد ایزیرتو را به فال نیک میگیرم و از همه شما بزرگواران دعوت میکنم تا پابهپای هم، در بارور کردن هرچه بیشتر این نهال فرهنگی کوشا باشیم و میراثدارانی شایسته برای مدارک هزاران سال تحولات فرهنگی خفته در خاک باشیم.
گاهنامه ایزیرتو - سال دوم . شماره اول . شماره پیاپی 2
تاريخنگاري دموكراتيك؛ بازانديشي در تاريخ ايران
يونس قربانيفر[1]
«تاريخ ايران» مخلوق گفتمانهاي تاريخنگاري معاصر است و متاسفانه روايت اين گفتمانها از «تاريخ ايران» يك روايت غيردموكراتيك ميباشد. چيرگي اين گفتمانها در يك سده و نيم اخير، توليد متون مخدوش، غيرعلمي و جعلي تاريخنگارانه را در پي داشته و مهمتر از آن در ساحت اجتماع و سياست در خدمت گفتمانهاي غيردموكراتيك بوده است. نگاهي گذرا بر اين گفتمانها نشان خواهد داد كه آنها در فرايند تبديل «گذشته» به «تاريخ» تا چه اندازه در خلق و ابداع روايتهاي غيردموكراتيك كوشيدهاند و در پرتو چنين بررسياي ضرورت ابداع يك گفتمان دموكراتيك تاريخنگارانه بيشتر آشكار خواهد شد.
گفتمان آركائييستي (باستان گرايانه):
از اواسط دوره قاجار نخبگان ايران تحت تاثير رويكردهاي جديد غربي به تاريخ، به خوانش مجدد گذشته ايران پرداختند، چرا كه در غرب هنگامي كه تشكيلات سياسي در قالب كشورهاي جديد با مرزهاي معين شكل گرفت، صاحبان قلم و اصحاب دولت ميكوشيدند تا روايتهاي تاريخي را مبناي مشروعيت به مرزبنديهاي سياسي قرار دهند (دايره المعارف ناسيوناليسم، 1384: 276). محمد توكلي در اين زمينه توضيح مناسبتري ارائه ميدهد: «با فروپاشي امپراتوريهاي كهن و پيدايش ملت- كشورهاي جديد در سدهي سيزده ه.ق تاريخ نويسان به طرح گزارشي كشور مدار از گذشته پرداختند. اين طرح بديع از يك سوي پذيراي روشهاي تاريخنگاري علمي فرنگيان و آمادهي اقتباس از آنان و از سوي ديگر نيازمند اصالتگري در رويارويي با فرنگيان بود» (توكلي طرقي، 1382: 41). بنابراين گفتمان اسلامي تاريخنگارانه با اين رويكرد جديد دچار تغيير و تبديل گشت؛ تاريخ در اين گفتمان يك روايت «دولت محور» بود، ولي در گفتمان نوين تاريخ «سرزمين محور» ميشد و به قول نويسنده فوقالذكر گزارش تاريخي مورخان، مبدل به يگ گزارش «ايران مدار» ميشد (همان: 19). ايران مداري در گزارش تاريخي مورخان اگرچه ريشهاي ضعيف نيز در دوره زنديان و افشار داشت، اما به شكلي مدرن در دوره ناصرالدين شاه پديدار شد. اگرچه در اين هنگام هنوز تاريخنگاري كلاسيك به حيات خود ادامه مي داد، ولي رويكرد نوين به شدت در حال رشد بود. ميرزا فتحعلي آخوندزاده از جمله پيشگامان و نظريهپردازان رويكرد آركائييتسي به تاريخ بود. وي با داشتن ديدگاههاي كاملاً سكولار به نفي تاريخ ايران دوره اسلام و تمجيد گذشته باستاني ميپرداخت. ديدگاههاي او كاملاً ضداسلامي و ضدعربي بود، اين ديدگاهها گاهي شكلي كاملاً فاشيستي به خود ميگرفت (مكتوبات كمالالدوله، نسخه خطي مجلس). نظرات او در تاريخنگاري كسي چون آقاخان كرماني نويسنده «آئينه اسكندري» بسيار موثر افتاد و او اولين متن تاريخنگارانه آركائيستي و چه بسا ناسيوناليستي را توليد كرد. در كنار اين دو، جلالالدين ميرزاي قاجار هم خود آفريينده رويكردي جديد بود، او كتابي به نام «نامه خسروان» نوشت و تمامي تلاش خود را مصروف آن ساخت كه به زبان فارسي سره آن را به نگارش در آورد. همگي اينان نقش اساسي در خلق روايت غيردموكراتيك داشتند، اينان علاوه بر اشاعه ديدگاههاي عرب ستيزانه، تاريخ ايران را به دوره باستان محدود كردند و مهمتر از همه كل تاريخ ايران را به «تاريخ قوم پارس» تقليل دادند.
گفتمان ناسيوناليستي:
انقلاب مشروطه و رويدادهاي سياسي پس از آن مجال مناسبي براي ماندگاري اين رويكردها به تاريخ فراهم ساخت، به ويژه آنكه كم كم نخبگان ايراني ضرورت پرداختن به «گفتمان ملت» را در ايران بيشتر احساس كرده بودند و در گفتارها و نوشتارهاي نخبگانه خود اين مساله را در اولويت قرار داده بودند. سه كانون عمدهاي كه در اين دوران درگير اين مساله بودند: «كانون مجله كاوه»، «مجله آينده» و «كانون ايرانشهر» بودند (اكبري، 1384: 152) و آنچه كه ثمره اين گفتمانسازي در باب ملت و ناسيوناليسم بود را داريوش آشوري به نحوي شايسته بيان ميدارد: «با شكلگيري «دولت ـ ملت» مدرن در ايران و با نياز به ناسيوناليسمي كه نيروي انگيزندهي سياسي و فرهنگي در جهت نوسازي ايران باشد، گفتمان سياسي و فرهنگي تازهاي شكل گرفت كه هدفاش بخشيدن هويت ملي به ايرانيان بود. اين گفتمان سياسي و فرهنگي، كه پايهي ايدئولوژيكي براي دولت بود، ميکوشيد از سويي ما را به «گذشتهي پرافتخار» بپيوندد و از سوي ديگر، از گذشتهي نكبتبار جدا كند، گذشتهي پرافتخار يكدست در آن سويِ تاريخ، در دوران پيش از اسلام قرار داشت و در دوران اسلامي نيز آنچه در ايران ناب دانسته ميشد، از علم و فرهنگ و هنر و ادبيات و نمايندگانشان، مايهي سرافرازي بود و از آن گذشتهي پرافتخار بود و هر چه ناخوشايند و بدشمرده ميشد، كمابيش از آثار وجود پتيارهي عرب بود و تمامي فقر و نكبت و واپس ماندگي و نمودهاي بدفرهنگي و اجتماعي يكسره برخاسته از چيرگي عرب و اسلام شمرده ميشد. اين كوشش براي جدا كردن گوهر ايراني ناب از آنچه «انيراني» است، صورت ميگرفت، يعني زدودن آن گوهر از هرچه موجب ناپاكي وتيرگي آن شده است (آشوري، 1377: 171). تاريخنگاري ناسيوناليستي بر اين گفتمان ناسيوناليستي ابتناء داشت. اين تاريخنگاري تا حدودي وجوه ضداسلامي تاريخنگاري آركائيستي را تعديل نموده بود و تاريخ ايران را هم در «دوره باستان» و هم «دوره اسلامي» مورد توجه قرار ميداد. البته در اين روايت از تاريخ تنها آنچه به شكوه و بزرگداشت عنصر ايراني يا ملت ايراني مربوط ميشد، گزارش ميگرديد. در اين روايت منظور از ملت ايراني قوم پارس در عصر باستان و يا فارس در دوره اسلامي بود. كه در نزد تاريخنگاراني چون «عباس اقبال» يك روايت فارسي- شيعي از گذشته ايران بود، عملاً ديگر قوميتها و گروههاي مذهبي ايران را از گزارش تاريخي حذف ميكرد و حتي اگر- مثلاً- به تاريخ كرد توجه ميشد براي نشان دادن ارتباط يا پيوستگي آن با قوم فارس بود (در اين زمينه: «كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او» رشيد ياسمي، كه كتابي بيشتر تبليغي است اما متاسفانه امروزه متني علمي انگاشته ميشود). اين روايت، روايتي كاملاً قوم محورانه از تاريخ ايران بود و توانست به عنوان يك جريان تاريخ نويسي علمي خود را تثبيت سازد و حتي گفتمان ماركسيستي هم نتوانست حضور قدرتمندانه آن را متزلزل سازد. بهويژه آنكه نهاد قدرت به شدت از آن پشتيباني مينمود و جالب آنكه شرقشناسي كه در خلق آن نقش داشت به دنباله رو آن تبديل گشته بود.
گفتمان ايدئولوژيك مذهبي- قومي:
انقلاب بهمن 57 دگرگونيهايي را در گفتمانهاي حاكم پيشين موجب گشت، تاريخنگاري هم از اين تغييرات گفتماني بي نصيب نماند. گفتمان تاريخنگاري ايدئولوژيك قومي- مذهبي شكل گرفت. خطوط كلي اين گفتمان در راستاي توجه بيشتر به نقش دين در تاريخ، طبقه روحاني و نيز گروههاي مبارز شيعي و در كنار آن كم رنگ ساختن توجه به شاهان و قدرت مداران گذشته بود. اين گفتمان اگرچه مجالي براي شنيدن صداهاي جديدي از گذشته فراهم ساخته بود و به نوعي تغييري مثبت در تاريخنگاري ايران محسوب ميشد، اما نتوانست از تاثيرات تاريخنگاري پرقدرت ناسيوناليستي محفوظ بماند و روايت قوم محورانه اين گفتمان از تاريخ ايران را به آساني پذيرا شد. اين روايت نيز همچنان نقش قوميتها و گروههاي مذهبي در تاريخ ايران را ناديده گرفت و عملاً آنان را از تاريخ ايران حذف كرد.
ضرورت گفتمان دموكراتيك تاريخنگارانه
روايتهاي غيردموكراتيك از تاريخ ايران بيش از هر چيز نشأت گرفته از تعاريف منسوخ و تنگ نظرانهي قومي از ناسيوناليسم ميباشد. ناسيوناليسم در ايران بعد از گذشت يك سده از انقلاب مشروطه كه در واقع مولود اصلي آن بود، هنوز يك ناسيوناليسم قومي است كه نتوانسته تعريفي مناسب از ايران و ايراني ارائه دهد، به طوري كه بتواند همه اقوام و گروههاي قومي و مذهبي را در دايره شمول اين تعريف قرار دهد.اين ناسيوناليسم يك ناسيوناليسم قومگرايانه است كه ايران را به قوم فارس و زبان فارسي تقليل ميدهد و تاريخ ايران را هم در اين راستا به نگارش در ميآورد و پس از يك سده هنوز هم انبوهي از ايدئولوگهاي اين «گفتمان ايدئولوژيك قوم گرايانه» مدام در حال بازتوليد و بازگويي آن در متون تاريخي و انديشهاي خود هستند (جواد طباطبايي آخرين نمونه اين ايدئولوگهاست. بنگريد: طباطبايي، 1384). ناسيوناليسم ايراني نيازمند بازانديشي مجدد است و اين ميسر نخواهد بود جز از راه بازانديشي در تاريخنگاري موجود و اتخاذ رويكرد نوين در شناخت گذشته ايران و بنيان نهادن تاريخنگاري دموكراتيك.
تاريخنگاري دموكراتيك
تاريخنگاري دموكراتيك تلاشي است براي شنيدن همه صداهاي گذشته، اين تاريخنگاري به مانند روايتهاي غيردموكراتيك پيشين به دنبال تقليل تاريخ ايران به تاريخ قوم خاصي نيست و همه مظاهر فرهنگي و تمدني ايران را به نام آن قوم مصادره نميكند. در واقع تاريخنگاري دموكراتيك تلاشي است براي انعكاس تصوير تمامي اقوام و گروههاي مذهبي ايران در آئينه تاريخ ايران.
تاريخنگاري دموكراتيك تلاشي براي فهم و نقد گذشته است نه تقديس گذشته. اين تاريخنگاري مدعي ارائه حقيقت مطلق نيست، بلكه آنچنان كه مايكل استنفورد ميگويد: تاريخ را بحثي بي پايان ميداند كه بخشي مهم از گفت و گوي پايدار بشري را شكل ميدهد (استنفورد، 1382: 13). اين تاريخنگاري دنبال آن نيست كه دشمنيهاي قدرتمداران گذشته را به دشمنيهاي اقوام امروز مبدل كند، بلكه كوشش بر آن است كه روايتگر همزيستي مسالمتآميز ملتها، اقوام و گروههاي مذهبي باشد. تاريخنگاري دموكراتيك تنها به سرگذشت فرادستان نميپردازد، بلكه مستمع صداي تمامي طبقات و گروهها خواهد بود. قاضي محمد را آزاديخواهي بزرگ ميداند و براي آن مقامي هم طراز با مصدق و چه بسا بالاتر قائل است و مبارزه قاضي فتاح را به مانند مقاومت تنگستانيها ارج مينهد، ايستادگي «اميرخان لپ زيرين» را كم از مقاومت «آريو برزن» نميداند و حكايت دلداگي خج وسيامند را كم از دلدادگي خسرو و شيرين نمي داند.
تاريخنگاري دموكراتيك به همان ميزان كه تجاوزكاري اسكندر را مورد نقد قرار ميدهد، كشتارها و تجاوزگريهاي كوروش و نادرشاه را هم مطرود ميداند و از آنان اسطوره نميسازد. در واقع تاريخنگاري دموكراتيك خادمان انسانيت از قبيل گاندي، ماندلا و ... را اسطوره تاريخ ميداند، نه تجاوزكاران و جنگ افروزان مستبد را. درنهايت تاريخنگاري دموكراتيك خالق تاريخي ديگر خواهد بود؛ تاريخي كه در كنار ديگر دانشها به تربيت انسان دموكرات بپردازد.
منابع:
1.اكبري، محمد علی، 1384، تبارشناسی هویت جدید ایرانی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.
2.استنفورد، مایکل، 1382، درآمدی بر فلسفه تاریخ، ترجمه احمد گل محمدی، نشر نی، تهران.
3.آشوري، داریوش، 1377، ما و مدرنیت، موسسه فرهنگی صراط، تهران.
4.توكلي ترقي، محمد، 1382، تجددبومی و بازاندیشی تاریخ، نشرتاریخ ایران، تهران.
5.دايرهالمعارف ناسيوناليسم، زیر نظر الکساندر ماتیل، کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه، 1384، تهران.
6.مکتوبات كمالالدوله، نسخه خطی مجلس
7طباطبايي، محمدجواد، 1384، ديباچهاي بر نظريه انحطاط ايران، نگاه معاصر، تهران.
گاهنامه ایزیرتو - سال دوم . شماره اول . شماره پیاپی 2
نکاتی چند پیرامون کتابچههای چند زبانه ایزیرتو
فریدون بیگلری[1]
امروزه انتشارات یکی از مهمترین ابزارها در امر اطلاعرسانی و رشد فرهنگ عمومی هستند. در بسیاری از جوامع، سالانه هزاران عنوان کتاب در تیراژهای چند دههزار نسخهای در حوزههای مختلف تألیف و منتشر میشوند. در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری، کتب، نشریات و کاتالوگهای متنوع که به معرفی آثار باستانی و جاذبههای تاریخی ـ طبیعی کشورها و ملل مختلف دنیا میپردازند، نقش محوری و کلیدی خود را در جذب توریست و سرمایههای اقتصادی پیدا کردهاند. اگر اهل سفر و گشت و گذار باشید و به کشورهای دیگر دنیا سفر کرده باشید و نیمنگاهی هم به جاذبههای طبیعی ـ تاریخی آن کشورها داشته باشید، به روشنی ملاحظه کردهاید که از بدو ورود و به محض خروج از فرودگاه، از اولین و مهمترین تابلوهایی که با آن برخورد میکنید، تابلوهایی هستند که شما را به آثار تاریخی و مکانهای فرهنگی شهر و کشور از جمله موزهها رهنمون میشوند. در بازدید از هرکدام از این آثار بروشورهای رایگانی وجود دارند که محوطهها و جاذبههای اطراف آن اثر را با کروکی، ذکر راههای دسترسی و ... به شما معرفی میکنند. هرچند گاهی برای خرید بروشور یک موزه، باید مبلغی اندک هزینه کنید، اما عموماً سعی بر ارائه خدمات رایگان و معرفی آثاری است که هرچه بیشتر شما را به اقامت در آن کشور و بازدید از آثار آن تشویق میکند. آنان نیک آگاهند که اگر شما به خاطر یک اثر یک مسیر 50 کیلومتری را در کشور آنان بپیمائید، این خود به معنی پرداخت هزینه تردد در آن مسیر (با قطار یا تاکسی و ...)، احتمال زیاد صرف نهار یا شام، صرف هزینههایی برای اقامت و ... است، و این در کل، به معنی کسب درآمد اقتصادی در هر منطقه است.
واقع بین باید بود، جذب چنین سرمایههایی در سطح کلان نیازمند نگاه کلان مدیریتی، ایجاد زیرساختهای لازم از قبیل جادههای خوب و مطمئن، هتلهایی آبرومند با امکانات و سرویس دهیهای استاندارد، امکانات مناسب در مسیرهای تردد از قبیل رستورانهای بین راهی مناسب، سرویسهای بهداشتی و .... است که این اقلام غالباً در ایران حمایتهای دولتی و مدیریتی کشوری را میطلبد که البته خوشبختانه در چند ساله اخیر، بخش خصوصی نیز پا به میدان رقابت گذاشته است و امید میرود که در چند سال آینده، وضعیت نسبتاً مطلوبتری را شاهد باشیم. اما در این میان، از نخستین و اولین جرقههای جذب جهانگرد، همان مساله انتشارت و تبلیغات برای آثاری است که در کشورمان موجود است. واقعیت این است که بسیاری از جهانگردانی که به کشور ما میآیند اطلاعات جامع و کاملی در خصوص آن ندارند. شاید بسیاری از آنان نتوانند روی نقشه جهان، مکانی که ما در آن زندگی میکنیم را نشان دهند و اگر ما مثلاً همه زیر ساختها را هم آماده کردیم، باید بنشینیم و چشم به راه آمدن کسانی بمانیم که هیچ تصویر و ذهنیتی از جغرافیا و فرهنگ سرزمینی ما ندارند و طبیعتاً به آمدن به آن هم فکر نمیکنند.
دوستی که در کار تورهای بینالمللی فعالیت میکند و حرفه اصلی او راهنمای تور است میگفت: ما که از کشورهای اروپایی گردشگر میآوریم، در دفاترمان در اروپا کاتالوگهایی داریم که به معرفی آثار آن مسیر به زبان انگلیسی پرداخته است. مثلاً هنگامی که توری را برای مسیر شیراز تعریف میکنیم، کاتالوگهای انگلیسی زبان آثار موجود در مسیر از قبیل موزههای موجود، آثار شاخص از قبیل تخت جمشید، پاسارگاد و ... را نشان میدهیم و با توجه به اطلاعاتی که در اختیار آن شخص گذاشته میشود، وی تصمیم میگیرد که به کدام یک از مناطق ایران و مسیرهای موجود سفر کند. البته ناگفته نباید گذاشت که در این مرحله، وجود و عدم وجود اطلاعات موثق و علمی که در قالبی شکیل و زیبا ارائه شدهاند به معنای مشارکت و یا عدم مشارکت در رقابت جذب این سرمایههاست و طبیعتاً کشورهایی گوی سبقت را میربایند که هزینه و انرژی بیشتری برای اطلاع رسانی و تبلیغات انجام داده باشند.
در سرزمین ما و حداقل جغرافیایی سرزمینی که ایزیرتو برای آن منتشر میشود، آثاری که حاوی اطلاعاتی علمی، بهروز و به قلم اهل فن نگاشته شده و در عین حال دارای زبانی ساده و قابل فهم برای عموم باشد، تاکنون منتشر نشده است. متاسفانه بسیاری از کتابچهها و کاتالوگهای موجود که به معرفی آثار منطقه میپردازند فاقد اطلاعات جدید، صفحهآرایی و تصاویر مناسب هستند و اغلب شیوه معرفی آثار در آنها خشک، بیروح و بهدور از فهم عامه مردم است. در چنین شرایطی انجمن ایزیرتو از سال 1385 برنامهای را جهت انتشار کتابچههای راهنمای آثار مناطق مختلف غرب کشور آغاز کرد. هدف عمده از این سلسله انتشارات، ارائه اطلاعات جدید در قالبی غیرتخصصی به همراه تصاویر و نقشههای مناسب برای آشنایی مردم منطقه و گردشگران بود. با توجه به این انتشارات و روند تهیه مطالب، ترجمه، ویراستاری، طراحی، تامین بخش مالی آن و ... با اطمینان میتوان ادعا کرد که کارنامه نشریه ایزیرتو از لحاظ اهداف، محتوای مطالب و کارکرد کاملاً قابل دفاع است و میتوان آن را اثری موفق نامید. هرچند به قول سعدی: «مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید»، اما سوابق همکاریام با دیگر انتشارات حوزه میراث فرهنگی و باستانشناسی و مشاهده نمونههای مشابه خارجی و داخلی، این اجازه را میدهد که اندکی مطمئنتر در مورد بخشی از کار تیمی انجمن ایزیرتو که شما آن را با نام نشریه ایزیرتو میشناسید، سخن بگویم.
نخستین شماره نشریه ایزیرتو تحت عنوان «ایزیرتو1: یادگارهای تاریخی بوکان» در روزهای پایانی سال 1385 منتشر شد، شماره دوم آن با عنوان «ایزیرتو 2: مجموعه آثار تاریخی ـ فرهنگی مهاباد» در 100 صفحه تمام رنگی و به صورت سه زبانه زیر چاپ است و سومین شماره آن به آثار شهرستان هرسین در استان کرمانشاه اختصاص یافته است. سلسله انتشارات ایزیرتو با بهرهمندی از شورای نویسندگان متخصص، کادر فنی و شاخص چون ویراستاری شهرناز اعتمادی در بخش فارسی، زبان انگلیسی روان و بهروز با ویراستاری هلن تایلر، گرافیک فوقالعاده ئاسو مامزاده و چاپ تمام رنگی، میرود تا سطح کیفی خود را به استانداردهای روز جهان نزدیک کند و با آثار مشابه خارجی لاف برابری زند.
پنجمین سال تولد ایزیرتو را به همکاران و علاقمندان این انجمن تبریک میگویم و امید دارم که این انجمن بتواند در ادامه فعالیتها و برنامههای پیش رو، گامهای استوارتری بردارد و نشریه ایزیرتو تا معرفی همه شهرستانهای حوزه فعالیت انجمن، دوام یابد و باقی بقایتان. سال نو مبارک.











